Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
granfather file
U
نگهداری می شوند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
area
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
record
U
تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
store
U
حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
storing
U
حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
Ardabil carpet
U
فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
Other Matches
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
corrective maintenance
U
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
optical
U
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
saddle bag
U
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
maintenance
U
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
sequential
U
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند
trafficked
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffics
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
trafficking
U
نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
overlays
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
activities
U
روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
activity
U
روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند
routinely
U
توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routines
U
توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
batch processing
U
سیستم پردازش داده ها که در آن اطلاعات در دسته هایی جمع آوری می شوند و سپس در یک ماشین اجرا می شوند
routine
U
توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
stacked
U
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacks
U
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stack
U
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
detect
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
ended
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
detects
U
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
ends
U
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
saturated colour
U
که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
VDU
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
vdt
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
VDUs
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
subroutine
U
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
row
U
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rowed
U
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rows
U
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
safe keeping
U
نگهداری
retention
U
نگهداری
holding
U
نگهداری
protection
U
نگهداری
upkeep
U
نگهداری
safe guard
U
نگهداری
storage
U
نگهداری
detainer
U
نگهداری
landing, storage, delivery
U
نگهداری
internment
U
نگهداری
retinue
U
نگهداری
maintenance
U
نگهداری
retinues
U
نگهداری
keeping
U
نگهداری
sustention
U
نگهداری
detention
U
نگهداری
sustentation
U
نگهداری
preservation
U
نگهداری
guarding subsidy
U
حق نگهداری
sustenance
U
نگهداری
conservation
U
نگهداری
guardianship
U
نگهداری
detentions
U
نگهداری
custody
U
نگهداری
field maintenance
U
نگهداری در صحرا
maintenance
U
تعمیر و نگهداری
holding capacity
U
فرفیت نگهداری
safeguarded
U
نگهداری کردن
holding costs
U
مخارج نگهداری
safeguarding
U
نگهداری کردن
safeguards
U
نگهداری کردن
the keeping of a festival
U
نگهداری عید
tenability
U
قابلیت نگهداری
maintenance status
U
وضعیت نگهداری
maintenance
U
نگهداری و تعمیر
maintenance support
U
پشتیبانی نگهداری
maintrain
U
نگهداری کردن
restraint
U
نگهداری خودداری
maintenance period
U
دوره نگهداری
LSD
U
نگهداری تحویل
safeguard
U
نگهداری کردن
maintenance functions
U
کارکردهای نگهداری
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
energy preservation
U
نگهداری انرژی
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیرانه
depot maintenance
U
نگهداری دپویی
depot maintenance
U
نگهداری امادگاهی
hold
U
ایست نگهداری
retentivity
U
قدرت نگهداری
program maintenance
U
نگهداری برنامه
levels of maintenance
U
ردههای نگهداری
deffered maintenance
U
نگهداری مخصوص
record keeping
U
نگهداری سوابق
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیری
field capacity
U
فرفیت نگهداری
holding time
U
زمان نگهداری
organizational maintenance
U
نگهداری سازمانی
categories of maintenance
U
انواع نگهداری
support
U
نگهداری کردن
categories of maintenance
U
طبقات نگهداری
maintenance cost
U
هزینه نگهداری
interlude
U
نگهداری مقدماتی
care of supplies
U
نگهداری اماد
restraints
U
نگهداری خودداری
holds
U
ایست نگهداری
preventive maintenance
U
نگهداری حفافتی
field maintenance
U
نگهداری صحرایی
cares
U
نگهداری موافبت
conserving
U
نگهداری کردن
maintains
U
نگهداری کردن
maturing
U
نگهداری بتن
keep
U
نگهداری کردن
interludes
U
نگهداری مقدماتی
tended
U
نگهداری کردن از
keeps
U
نگهداری کردن
keep track of
<idiom>
U
نگهداری یاداشت
maintained
U
نگهداری کردن
conserves
U
نگهداری کردن
conserved
U
نگهداری کردن
category
U
طبقه نگهداری
tenure
U
نگهداری اشغال
maintain
U
نگهداری کردن
maintain
U
نگهداری کردن
manage
U
نگهداری کردن
conserve
U
نگهداری کردن
account
U
نگهداری حسابها
warehousing
U
نگهداری در انبار
to take keep
U
نگهداری کردن
to maintain one's family
U
نگهداری کردن
to maintain a road
U
نگهداری کردن
care
U
نگهداری موافبت
cared
U
نگهداری موافبت
tends
U
نگهداری کردن از
tend
U
نگهداری کردن از
upkeep
U
نگهداری کردن
tending
U
نگهداری کردن از
remote servicing
U
نگهداری از راه دور
managements
U
اجرا و نگهداری شبکه
depositery
U
محل نگهداری سپرده
management
U
اجرا و نگهداری شبکه
entertainable
U
قابل پذیرائی و یا نگهداری
remote maintenance
U
نگهداری از راه دور
maintenance work
U
کار تعمیر و نگهداری
custody of goods
U
حفافت یا نگهداری کالا
moist curing
U
نگهداری مرطوب بتن
membrane curing
U
نگهداری غشایی بتن
maintenance
U
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
poor law
U
قانون نگهداری از تهیدستان
maintenance routine
U
روال تعمیر و نگهداری
gurantee period
U
دوره نگهداری تاسیسات
power of reservation
U
حق نگهداری وذخیره کردن
bestride
U
نگهداری ودفاع کردن از
baby farm
U
محل نگهداری کودکان
mew
U
دراصطبل نگهداری کردن
mewed
U
دراصطبل نگهداری کردن
mewing
U
دراصطبل نگهداری کردن
ammunition depot
U
محل نگهداری مهمات
software maintenance
U
نگهداری نرم افزار
upkeep
U
هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep
U
هزینه نگهداری و تعمیر
hold something back
<idiom>
U
نگهداری اطلاعات از کسی
support
U
تایید کردن نگهداری
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
schedule maintenance
U
نگهداری زمانبندی شده
keep time
<idiom>
U
نگهداری میزان و وزن
gasholder
U
محل نگهداری بنزین
to bear up
U
نا امیدنشدن نگهداری کردن
gasholders
U
محل نگهداری بنزین
serviced
U
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
service
U
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
carry over
<idiom>
U
برای بعد نگهداری کردن
remote servicing
U
تعمیر و نگهداری از راه دور
remote maintenance
U
تعمیر و نگهداری از راه دور
warrens
U
محل نگهداری حیوانات وحشی
to have custody of
U
نگهداری یا امانت داری کردن از
patronised
U
نگهداری کردن مشتری شدن
fit call
U
رده یکم تعمیر و نگهداری
tape library
U
اتاق مخصوص نگهداری نوار
bee-keeper
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keepers
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
hold at disposal
U
در اختیار دیگری نگهداری کردن
stickboy
U
متصدی نگهداری چوبهای هاکی
accountable depot
U
مرکز نگهداری سوابق حسابداری
preventive
U
ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
customer
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
confessio
U
[محل نگهداری جسد شهید]
administrator
U
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators
U
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
patronizes
U
نگهداری کردن مشتری شدن
columbarium
U
جای نگهداری خاکستر مردگان
administrative crypto account
U
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
to safeguard
[against]
U
نگهداری کردن
[علیه]
[در برابر]
accountable supply distribution activity
U
سازمان نگهداری سوابق امادی
patronises
U
نگهداری کردن مشتری شدن
warren
U
محل نگهداری حیوانات وحشی
maintenance shop
U
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
patronized
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronize
U
نگهداری کردن مشتری شدن
conservancy
U
نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com