English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
an upward glance U نگاه سربالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
uphill U سربالا
acclivous U سربالا
rises U سربالا رفتن
rise U سربالا رفتن
cast up hill U سربالا ریختن
by the stern U قایق سربالا در اب
uphill U جاده سربالا دشوار
snubbed U سربالا خاموش کردن
snubbing U سربالا خاموش کردن
snubs U سربالا خاموش کردن
snub U سربالا خاموش کردن
up hill U سربالا شیب سربالایی
gloat U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek U باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloated U نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me U بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glances U نگاه نگاه مختصر
glance U نگاه نگاه مختصر
glanced U نگاه نگاه مختصر
look here U نگاه کن
ganders U : نگاه
gander U : نگاه
glimpsing U نگاه کم
glimpses U نگاه کم
gloatingly U با نگاه
leering U نگاه کج
looked U نگاه
looks U نگاه
glimpsed U نگاه کم
glimpse U نگاه کم
look U نگاه
i say U نگاه کن
observantion U نگاه
by sight U از نگاه
leered U نگاه چپ
slant U نگاه کج
regarded U نگاه
regard U نگاه
leered U نگاه کج
leering U نگاه چپ
regards U نگاه
slants U نگاه کج
leers U نگاه کج
leer U نگاه کج
leer U نگاه چپ
leers U نگاه چپ
slanted U نگاه کج
view U نگاه
peeper U نگاه کننده
preservatize U نگاه داشتن
pryingly U با نگاه دقیق
look down U با نگاه از رو بردن
parthian glance U اخرین نگاه
looker U نگاه کننده
leer U نگاه کج کردن
leering U نگاه دزدکی
to keep any one waiting U نگاه داشتن
leer U نگاه دزدکی
retrospection U نگاه به قهقرا
sheep's eye U نگاه عاشقانه
retains U نگاه داشتن
to keep in U نگاه داشتن
oeillade U نگاه عاشقانه
stare U رک نگاه کردن
stared U رک نگاه کردن
to hang up U نگاه داشتن
to give support to U نگاه داشتن
stares U رک نگاه کردن
to dwell on U نگاه کردن
leered U نگاه کج کردن
to catch a glimpse of U نگاه مختصرکردن
leered U نگاه دزدکی
squinny U کج کج نگاه کردن
shim U نظر یک نگاه
sheep's eyes U نگاه عاشقانه
sheep's eye U نگاه دزدکی
leontief table U نگاه کنید به :
keek U نگاه دزدانه
retrospect U نگاه به گذشته
glaringly U با نگاه خیره
kept U نگاه داشته
at first sight U بیک نگاه
at a glance U بیک نگاه
an intent look U یک نگاه مشتاقانه
an am or ous glance U یک نگاه عاشقانه
voyeurs U نگاه کننده
voyeur U نگاه کننده
leering U نگاه کج کردن
gazes U نگاه خیره
glimpses U نگاه سریع
leers U نگاه دزدکی
leers U نگاه کج کردن
gaze U نگاه خیره
upholder U نگاه دارنده
gape seed U نگاه خیره
i say U نگاه کنید
gazing U نگاه خیره
glimpse U نگاه انی
glimpse U نگاه سریع
glimpsed U نگاه انی
glimpsed U نگاه سریع
gazed U نگاه خیره
glimpses U نگاه انی
holders U نگاه دارنده
glimpsing U نگاه انی
glimpsing U نگاه سریع
holder U نگاه دارنده
gloatingly U با نگاه خیره
gapeseed U نگاه خیره
upholders U نگاه دارنده
tenable U نگاه داشتنی
retaining U نگاه داشتن
tackles U نگاه داشتن
tackled U نگاه داشتن
squint U چپ نگاه کردن
tackle U نگاه داشتن
Peeping Toms U نگاه دزد
squinted U چپ نگاه کردن
squints U چپ نگاه کردن
holds U نگاه داشتن
tackling U نگاه داشتن
peeked U نگاه دزدانه
to set eyes on U نگاه کردن
peeking U نگاه دزدانه
vide infara U را نگاه کنید
come-on U نگاه دعوتآمیز
peeks U نگاه دزدانه
come-ons U نگاه دعوتآمیز
Peeping Tom U نگاه دزد
To look askance. To give a dirty look. U چپ چپ نگاه کردن
eye U نگاه کردن
eyeing U نگاه کردن
eyes U نگاه کردن
eying U نگاه کردن
to stop [doing something] U نگاه داشتن
dirty look <idiom> U چپ چپ نگاه کردن
stayed U نگاه داشتن
stay U نگاه داشتن
sees U نگاه کردن
see U نگاه کردن
hold U نگاه داشتن
to lock out U نگاه داشتن
keep U نگاه داشتن
to lay fast U نگاه داشتن
stops U نگاه داشتن
to watch U نگاه کردن
to look daggers U چپ چپ نگاه کردن
stopping U نگاه داشتن
stopped U نگاه داشتن
keeps U نگاه داشتن
retained U نگاه داشتن
retain U نگاه داشتن
stop U نگاه داشتن
regard U نگاه کردن
regarded U نگاه کردن
peek U نگاه دزدانه
to look on with U نگاه کردن
steely look U نگاه با اراده
retrospectively U با نگاه بگذشته
oblongs U نگاه ممتد
oblong U نگاه ممتد
to put to a pause U نگاه داشتن
refrain U نگاه داشتن
refrained U نگاه داشتن
retrospective view [on] U نگاه به گذشته
regards U نگاه کردن
refrains U نگاه داشتن
refraining U نگاه داشتن
gazing U بادقت نگاه کردن
enwomb U در رحم نگاه داشتن
gazes U بادقت نگاه کردن
eye baby U دیگری که به او نگاه میکند
to look at each other U به یکدیگر نگاه کردن
gaze U خیره نگاه کردن
gaze U بادقت نگاه کردن
gazing U خیره نگاه کردن
gazed U بادقت نگاه کردن
peep U نگاه دزدکی طلوع
gazed U خیره نگاه کردن
gazes U خیره نگاه کردن
to keep on file U درپرونده نگاه داشتن
supra U ببالا نگاه کنید
to look down U با نگاه مطیع کردن
starer U دارای نگاه خیره
to look forward U نگاه کردن انتظارداشتن
squinny U زیرچشمی نگاه کردن
to look through ones fingers U نگاه دزدانه کردن
to make eyes at U عاشقانه نگاه کردن
regardant U نگاه کننده به عقب
to pick up oneself U خودرا نگاه داشتن
parthian glance U نگاه هنگام جدایی
to keep down U پایین نگاه داشتن
to behave oneself U ادب نگاه داشتن
to look behind U پشت سر را نگاه کردن
to keep on U پیوسته نگاه داشتن
to keep in U روشن نگاه داشتن
to keep the pot boiling U کارهارادرجریان نگاه داشتن
to keep away U دور نگاه داشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com