Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
terrain
U
نوع زمین
soil species
U
نوع زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
globe
U
زمین
globes
U
زمین
esquire
U
مالک زمین ارباب
field
U
زمین
field
U
زمین بازی
field
U
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fielded
U
زمین
fielded
U
زمین بازی
fielded
U
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
fields
U
زمین
fields
U
زمین بازی
fields
U
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
spike
U
کوفتن توپ به زمین بعد از کسب امتیازابشار
bag
U
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bags
U
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
domain
U
زمین
domains
U
زمین
beetle
U
زمین کوب
beetles
U
زمین کوب
activate
U
بازگشت بازیگر به زمین
activated
U
بازگشت بازیگر به زمین
activates
U
بازگشت بازیگر به زمین
activating
U
بازگشت بازیگر به زمین
contours
U
خطوط تراز زمین
marker
U
علامته_ای روی زمین
marker
U
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
markers
U
علامته_ای روی زمین
markers
U
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
slum
U
زمین زیربنا
slums
U
زمین زیربنا
home
U
زمین خودی
homes
U
زمین خودی
fen
U
زمین ابگیر
fens
U
زمین ابگیر
links
U
زمین بازی گلف
links
U
زمین گلف
orient
U
مشرق زمین
orienting
U
مشرق زمین
orients
U
مشرق زمین
acreage
U
وسعت زمین به جریب
butt
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
U
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
lap
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
purchase
U
درامدسالیانه زمین
purchased
U
درامدسالیانه زمین
purchases
U
درامدسالیانه زمین
relief
U
مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
relief
U
نقشه برداری عوارض زمین
lag
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lags
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
flight
U
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
drag
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drag
U
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
dragged
U
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drags
U
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
connection
U
اتصال زمین
connexions
U
اتصال زمین
wing
U
گوش زمین
winging
U
گوش زمین
pitch
U
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitch
U
زمین بازی
pitches
U
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
pitches
U
زمین بازی
survey
U
زمین پیمایی مساحی
surveyed
U
زمین پیمایی مساحی
surveys
U
زمین پیمایی مساحی
series
U
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
slope
U
زمین سراشیب شیب
sloped
U
زمین سراشیب شیب
slopes
U
زمین سراشیب شیب
down
U
انداختن توپدار به زمین
down
U
توپ اسکواش دو بار به زمین خورده ناتوان از ادامه مبارزه
lot
U
قطعه زمین
ground
U
: زمین
ground
U
اتصال به زمین
ground
U
سیم زمین
ground
U
زمین
ground
U
زمین میدان
ground
U
اتصال زمین
ground
U
تماس دادن توپ با زمین
ground
U
تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
ground
U
زمین کردن
ground
U
کف زمین
ground
U
اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
off
U
خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
corner
U
گوشه زمین
cornering
U
گوشه زمین
corners
U
گوشه زمین
reservation
U
قطعه زمین اختصاصی
reservations
U
قطعه زمین اختصاصی
chute
U
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chutes
U
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
Other Matches
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
extra terrestrial
U
زمین
grazed
U
زمین
earths
U
زمین
acres
U
زمین
tellus
U
زمین
earth
U
زمین
cinder tracks
U
زمین دو
cinder track
U
زمین دو
norland
U
زمین
aerospace
U
جو زمین
earthing
U
زمین
grass roots
U
کف زمین
acre
U
زمین
this earthly round
U
زمین
real estate
U
زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
floor
U
کف زمین
soil
U
زمین
floor
U
کف زمین
land
U
زمین
land n
U
زمین
ground line
U
خط زمین
terrain
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
floored
U
کف زمین
floors
U
کف زمین
graze
U
زمین
geodetically
U
زمین
grazes
U
زمین
lackland
U
بی زمین
rooter
U
زمین کن
soiling
U
زمین
soils
U
زمین
earth science
U
زمین شناسی
earth excavating
U
حفاری زمین
earth socket
پریز زمین
downfield
U
زمین حریف
earth crust
U
پوسته زمین
earth electrode
U
الکترد زمین
earth terminal
U
ترمینال زمین
earth current
U
برق زمین
earth's attraction
U
ربایش زمین
drill harrow
U
زمین صاف کن
earth's axis
U
محور زمین
ground effect
U
اثر زمین
geotropism
U
زمین گرایی
geotaxis
U
زمین گرایی
geostrategy
U
زمین شناسی
geosphere
U
زمین سپهر
geolatry
U
زمین پرستی
bogs
U
زمین باطلاقی
isogeotherm
U
همدمای زمین
geotherm
U
همدمای زمین
geoisotherm
U
همدمای زمین
geoid
U
زمین دیسه
glebe
U
زمین وقف
ground detector
U
اشکارساز زمین
ground detector
U
تستر زمین
ground cushion
U
بالشتک زمین
ground conection
U
اتصال زمین
soccer field
U
زمین فوتبال
gridition
U
زمین فوتبال
gridiron
U
زمین فوتبال
greenside
U
در مجاورت زمین
graben
U
فرو زمین
glebe
U
زمین خاک
elevated ground
U
زمین بلند
earthwards
U
بطرف زمین
earthwards
U
سوی زمین
earthward
U
بطرف زمین
earthward
U
بسوی زمین
earthmoving
U
حرکت زمین
earthling
U
اهل زمین
earthing strap
U
تسمه زمین
earthing
U
اتصال زمین
emblements
U
محصول زمین
emblements
U
حاصل زمین
geodesy
U
زمین سنجی
geochemistry
U
زمین شیمی
foreland
U
زمین جلوامده
flat ground
U
زمین مسطح
geoid
U
زمین وار
flat ground
U
زمین تخت
field of play
U
زمین بازی
feature line
U
خط عوارض زمین
key terrain
U
زمین مهم
earth's crust
U
پوسته زمین
difficult terrain
U
زمین دو عارضه
earthquake
U
زمین لرزه
landfall
U
ریزش زمین
field hockey
U
زمین هاکی
geological
U
زمین شناختی
geological
U
زمین شناسی
geology
U
زمین شناسی
ends
U
زمین حریف
ended
U
زمین حریف
landfalls
U
ریزش زمین
palsy
U
زمین گیری
fault
U
شکست زمین
surveyors
U
زمین پیما
surveyor
U
زمین پیما
landed
U
زمین دار
playgrounds
U
زمین بازی
playground
U
زمین بازی
boggy
U
زمین باطلاقی
grasses
U
زمین چمن
grass
U
زمین چمن
faults
U
شکست زمین
faulted
U
شکست زمین
end
U
زمین حریف
crusts
U
پوسته زمین
crust
U
پوسته زمین
upland
U
زمین بلند
basements
U
زیر زمین
basement
U
زیر زمین
terrain
U
زمین عملیات
terrain
U
زمین ناحیه
terrain
U
عوارض زمین
landward
U
بسوی زمین
upland
U
زمین کوهستانی
uplands
U
زمین بلند
uplands
U
زمین کوهستانی
floors
U
محدوده زمین
floored
U
محدوده زمین
floor
U
محدوده زمین
paralysis
U
زمین گیری
speculation
U
زمین خواری
bog
U
زمین باطلاقی
lairds
U
صاحب زمین
laird
U
صاحب زمین
borderlands
U
زمین سرحدی
borderland
U
زمین سرحدی
terrestrial
U
زمین خاکی
demesne
U
تملک زمین
collective land
U
زمین مشاع
collctive land
U
زمین مشاع
cohesive soil
U
زمین چسبناک
circumnavigate
U
زمین رادورزدن
change court
U
تعویض زمین
champaign
U
زمین مرتفع
certificate of land
U
قباله زمین
midfield line
U
خط میانی زمین
center stripe
U
خط میانی زمین
center line
U
خط وسط زمین
compartments of terrain
U
دهلیزهای زمین
compartments of terrain
U
قسمتهایی از زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com