Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wet stowage
U
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lot integrity
U
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
lohmannizing
U
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
water displacement
U
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
hydro kinetic
U
وابسته به حرکت مایعات ونیروی محرکه مایعات
field storage
U
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
y site
U
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
pack horse
U
بارگیر
antimateriel ammunition
U
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
bearing wall
U
دیوار بارگیر
notobranchiate
U
در باب ماهیانی گفته میشود که نفس کش انها در روی پشت انها است
tonnage
U
برحسب شماره تن بارگیر
luridly
U
شعله تیره شعله دودنما
lurid
U
شعله تیره شعله دودنما
logogriph
U
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
ammunition loading line
U
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
dot commands
U
نوعی شکل دهی که در ان یک کلمه پرداز دستورات شکل دهی را در متن ثبت میکنداما تا زمان چاپ انها را به متن اعمال نمینماید
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
flame scraf
U
با شعله پهن کردن
to smother a flame
U
شعله ای را خاموش کردن
flame harden
U
با شعله سخت کردن
flare
U
شعله زنی شعله
flares
U
شعله زنی شعله
cook off
U
گل کردن مهمات
bulls
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
immerses
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
immersed
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
demerse
U
زیراب کردن غوطه دادن
engulfed
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
immerse
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
immersing
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
engulf
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfing
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfs
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
color codig
U
علامت گذاری کردن مهمات
horizontal loading
U
پر کردن مهمات به طور افقی
plunges
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunged
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunge
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
atomic demolition munition
U
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
x site
U
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
delay release sinker
U
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
cunclude
U
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
dispatching priority
U
شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
diachrony
U
تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
sick
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
paintress
U
زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
sickest
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
hosghead
U
پیمانه مایعات
succussion
U
لرزش مایعات
equilibrium
U
حد تعادل مایعات
emission
U
دفع مایعات
viscosity
U
چسبندگی مایعات
emissions
U
دفع مایعات
rearming
U
تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
runlet
U
واحدگنجایش مایعات قدیمی
rundlet
U
واحدگنجایش مایعات قدیمی
hydrokinetics
U
علم جنبش مایعات
buttery
U
[انبار غذا و مایعات]
hydrostatics
U
علم تعادل مایعات
hydraulics
U
هیدرولیک مکانیک مایعات
aeration
U
هوا دادن به مایعات
wet tank
U
تانکر حمل مایعات
agitator
U
اسباب بهم زدن مایعات
agitators
U
اسباب بهم زدن مایعات
pneumercator
U
شاغول سنجش ارتفاع مایعات
wet cooper
U
سازنده چلیک برای مایعات
control lock
U
وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
target materials
U
مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
turbulator
U
اسباب مخصوص بهم زدن مایعات
fluid ounce
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounces
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
phosphate esters
U
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
hydrometer
U
الت سنجش وزن ویژه مایعات
hydrometallurgy
U
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
liquid measure
U
مقیاس اندازه گیری مایعات حجم سنج
fluor
U
مایعات بدن حیوانات مواد فلورین دار
aerostatics
U
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
adsorption
U
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
fluid dram
U
واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
master clear
U
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
back pressure valve
U
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
fire bee
U
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
viscosity valve
U
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
inventory fraction
U
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
bittersweet
U
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
polar motion
U
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
flaming
U
شعله ور
flaring
U
شعله ور
heating flame
U
شعله
flames
U
شعله
ingle
U
شعله
alighted
U
شعله ور
alighting
U
شعله ور
alights
U
شعله ور
alight
U
شعله ور
flame
شعله
flashproof
U
ضد شعله
flame proof
U
ضد شعله
bonefire
U
شعله
flamy
U
شعله ور
flameproof
U
ضد شعله
aphlogistic
U
بی شعله
inflammable
U
شعله ور
afire
U
شعله ور
aflame
U
شعله ور
flameless
U
بی شعله
crackback
U
نوعی سد کردن غیرمجاز
twin jet blowpipe
U
مشعل دو شعله
flame test
U
محک شعله
flareback
U
پس زهنی شعله
flamy
U
شعله مانند
flash suppressor
U
شعله پوش
fire point
U
نقطه شعله
flashless charges
U
خرج بی شعله
flame thrower
U
شعله افکن
positive glow
U
شعله اندی
white flame
U
شعله سفید
flame damper
U
شعله خفه کن
anode glow
U
شعله اندی
flashproof
U
لباس ضد شعله
positive glow
U
شعله مثبت
flame holder
U
شعله نگهدار
fire thrower
U
شعله افکن
flamboyant
U
شعله دار
flamboyant
U
شعله مانند
lurid flame
U
شعله دودنما
reducing flame
U
شعله احیاگر
backfiring
U
پس زدن شعله
neutral flame
U
شعله خنثی
backfired
U
پس زدن شعله
backfire
U
پس زدن شعله
gaslight
U
شعله گاز
lurid flame
U
شعله تیره
torch cutting
[برشکاری شعله ای]
oriflamme
U
شعله زرین
inflammation
U
شعله ور سازی
falmethrower
U
شعله افکن
flashbacks
U
پس زدن شعله
flashback
U
پس زدن شعله
flashback
U
برگشت شعله
oxidizing flame
U
شعله اکساینده
calenture
U
شعله ور شدن
backfires
U
پس زدن شعله
commissioning pennant
U
پرچم شعله
flashbacks
U
برگشت شعله
asses' ears
U
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
floating
U
غوطه ور
plunged
U
غوطه
plunge
U
غوطه
soak
U
غوطه
adrift
<adj.>
U
غوطه ور
dip
U
غوطه
ducker
U
غوطه زن
plunges
U
غوطه
soaks
U
غوطه
dips
U
غوطه
flashback screen
U
توری مانع شعله
flashless charges
U
خرج کم کننده شعله
flameproof
U
عایق شعله ضد اتش
rate of flame propagation
U
سرعت انتشار شعله
reducer
U
کم کننده شعله یا حرارت
backblast
U
شعله عقب نشینی
blind coal
U
زغال سنگ بی شعله
acetylene oxygen flame
U
شعله استیلن اکسیژن
oxy hydrogen flame
U
شعله اکسی ئیدروژن
flash reducer
U
کم کننده شعله باروت
inflammable
U
قابل شعله ورشدن
powder cutting
U
برش توسط شعله
multi flame burner
U
اجاق چند شعله
multi jet blowpipe
U
بوری چند شعله
flame adjustment wheel
چرخ تنظیم شعله
muzzle bell
U
شعله پوش شیپوری
dip
U
غوطه دادن
immersion heater
U
گرمکن غوطه ور
immersion
U
غوطه وری
plunges
U
غوطه خوردن
dips
U
غوطه دادن
plunged
U
غوطه خوردن
immergence
U
غوطه ورسازی
dive
U
غوطه خوردن
skirter
U
غوطه زدن
dived
U
غوطه خوردن
overwhelm
U
غوطه ورساختن
plunged
U
غوطه ور شدن
submerge
U
غوطه ورساختن
buoyant mine
U
مین غوطه ور
immersion
U
غوطه ور شدن
overwhelms
U
غوطه ورساختن
immersion heaters
U
اب گرم کن غوطه ور
overwhelmed
U
غوطه ورساختن
plunges
U
غوطه ور شدن
float into position
U
غوطه ور شدن
immerge
U
غوطه دادن
dunk
U
غوطه دادن
immerse
U
غوطه دادن
soak
U
غوطه دادن
soak
U
غوطه وری
soaks
U
غوطه دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com