English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to fill in U نوشتن خاکریزی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aggrade U خاکریزی کردن
to f.with earth U خاکریزی کردن
filling up U خاکریزی کردن
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
embankment U خاکریزی
fill U خاکریزی
fills U خاکریزی
embankments U خاکریزی
earth filling U خاکریزی
filling U بتونه خاکریزی
fillings U بتونه خاکریزی
earthworks U خاکریزی وخاکبرداری
fill up U خاکریزی نمودن
slope of embankment U شیروانی خاکریزی
drain embankment of dam U خاکریزی زهکش سد
embankment condition U حالت یا شرائط خاکریزی
soil for filling up U خاک برای خاکریزی
selected fill U مصالح انتخابی برای خاکریزی
encipher U برمز نوشتن رمز نوشتن
referred U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers U توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
berm U خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
to commit to paper U نوشتن ثبت کردن
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
commentates U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentate U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribes U نسخه نوشتن تعیین کردن
commentating U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribed U نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribe U نسخه نوشتن تعیین کردن
spells U املاء کردن درست نوشتن
spelled U املاء کردن درست نوشتن
spell U املاء کردن درست نوشتن
overwrite U جانویسی کردن جای نوشتن
annotations U نوشتن تذکرات تقریظ کردن
to draw up a contract U قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
prescribing U نسخه نوشتن تعیین کردن
annotation U نوشتن تذکرات تقریظ کردن
rubricize U بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricate U بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
interpage U در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
writes U بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes U سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write U سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write U بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
anthill U خاکریزی که مورهنگام لانه سازی در اطراف لانه خود ایجاد میکند
opens U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism U عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
opened U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
write permit ring U چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crash U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing U خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
macro U کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
declarative statement U نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations U نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration U نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
programs U نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program U نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head U دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss U پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize U به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics U تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect U قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
graphics U پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
hyphen U فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens U فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
scrawled U بد نوشتن
scribble U بد نوشتن
scribbles U بد نوشتن
superscrible U نوشتن
scrawling U بد نوشتن
write U نوشتن
to set down U نوشتن
scrawls U بد نوشتن
inscribed U نوشتن
inscribing U نوشتن
scrawl U بد نوشتن
pen U نوشتن
to reduce to writing U نوشتن
inscribes U نوشتن
inscribe U نوشتن
penning U نوشتن
scribbled U بد نوشتن
pens U نوشتن
write head U هد نوشتن
to drive a pen or quill U نوشتن
writes U نوشتن
to put down U نوشتن
penned U نوشتن
indite U نوشتن
pt down U نوشتن
scribbling U بد نوشتن
set down U نوشتن
put down <idiom> U نوشتن
table U در فهرست نوشتن
write off U زود نوشتن
prefacing U دیباچه نوشتن
commentate U تقریظ نوشتن
tables U در فهرست نوشتن
commentated U تقریظ نوشتن
rewritten U دوباره نوشتن
gloss U حاشیه نوشتن بر
rewriting U دوباره نوشتن
engross U درشت نوشتن
tabled U در فهرست نوشتن
scribbling U باشتاب نوشتن
prefaces U دیباچه نوشتن
list U در فهرست نوشتن
program U برنامه نوشتن
preamble U مقدمه نوشتن
penmanship U طرز نوشتن
r/w U خواندن- نوشتن
preface U دیباچه نوشتن
write-offs U زود نوشتن
prose U نثر نوشتن
programs U برنامه نوشتن
itemised U به اقلام نوشتن
write-off U زود نوشتن
miswrite U اشتباه نوشتن
annotated U حاشیه نوشتن
poeticize U شعر نوشتن
annotate U حاشیه نوشتن
enlists U درفهرست نوشتن
enlisting U درفهرست نوشتن
preambles U مقدمه نوشتن
double space U یک خط درمیان نوشتن
write up U به تفصیل نوشتن
overwrite U جای نوشتن
enlist U درفهرست نوشتن
poetize U شعر نوشتن
precis U خلاصه نوشتن
annotating U تفسیر نوشتن
annotated U یادداشت نوشتن
annotated U تفسیر نوشتن
annotates U حاشیه نوشتن
annotate U تفسیر نوشتن
scribble U باشتاب نوشتن
annotate U یادداشت نوشتن
annotates U یادداشت نوشتن
annotating U حاشیه نوشتن
annotating U یادداشت نوشتن
overwrite U زیاد نوشتن
overwrite U دومرتبه نوشتن
penning U خامه نوشتن
annotates U تفسیر نوشتن
elegize U قصیده نوشتن
penned U خامه نوشتن
rewrite U باز نوشتن
prefaced U دیباچه نوشتن
rewrite U دوباره نوشتن
pen U خامه نوشتن
scroll U کتیبه نوشتن
scribbles U باشتاب نوشتن
pens U خامه نوشتن
rewrites U دوباره نوشتن
over write U جای نوشتن
read/write U خواندن- نوشتن
rewrote U باز نوشتن
rewrote U دوباره نوشتن
rewritten U باز نوشتن
scribbled U باشتاب نوشتن
rewriting U باز نوشتن
read/write head U هدخواندن- نوشتن
rewrites U باز نوشتن
scrolls U کتیبه نوشتن
tired of writing U خسته از نوشتن
invoices U فاکتور نوشتن
circumscribing U نوشتن در دور
autographing U دستخط نوشتن
jot U با شتاب نوشتن
to write out U بتفضیل نوشتن
circumscribes U نوشتن در دور
tablet U بر لوح نوشتن
autographs U دستخط نوشتن
circumscribed U نوشتن در دور
circumscribe U نوشتن در دور
inscroll U در طومار نوشتن
to dip ones pen in gall U سخت نوشتن
impanel U در صورت نوشتن
editorializing U سرمقاله نوشتن
note U نت موسیقی نوشتن
to write off U به اسانی نوشتن
tablets U بر لوح نوشتن
autograph U دستخط نوشتن
autographed U دستخط نوشتن
invoiced U فاکتور نوشتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com