English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
association neuron U نورون ارتباطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
neuron U نورون
neurons U نورون
HyperTerminal U برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
sensory neuron U نورون حسی
motoneuron U نورون حرکتی
internuncial neuron U نورون رابط
interneuron U نورون رابط
afferent neuron U نورون اوران
motor neuron U نورون حرکتی
long distance line U خط ارتباطی
inconsequence U بی ارتباطی
incorerence rency U بی ارتباطی
communication line U خط ارتباطی
disconnectedness U بی ارتباطی
tie line U خط ارتباطی
irrelation U بی ارتباطی
communication circuit U مدار ارتباطی
communication channel U مجرای ارتباطی
communication device U دستگاه ارتباطی
communication interface U میانجی ارتباطی
communication channels U وسایل ارتباطی
networks U شبکه ارتباطی
network U شبکه ارتباطی
answer/originate U رسانه ارتباطی
association areas U مناطق ارتباطی
association nuclei U هستههای ارتباطی
association pathway U گذرگاه ارتباطی
communication cable U کابل ارتباطی
communication channel U کانل ارتباطی
communication channel U کانال ارتباطی
communication link U اتثال ارتباطی
communication network U شبکه ارتباطی
communication protocol U پروتکل ارتباطی
routes of communication U مسیرهای ارتباطی
relationship therapy U درمان ارتباطی
telecommunication cable U کابل ارتباطی
long distance cable U کابل ارتباطی
trunk cable U کابل ارتباطی
communication link U پیوند ارتباطی
routes of communication U کانالهای ارتباطی
communication system U نظام ارتباطی
communications terminal U ترمینالهای ارتباطی
communication control character U کاراکتر کنترل ارتباطی
receives U پذیرش داده از یک خط ارتباطی
bands U مدار ارتباطی که سیگنال
band U مدار ارتباطی که سیگنال
disrelation U عدم ارتباط بی ارتباطی
engineering circuit U کانال ارتباطی فنی
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
receive U پذیرش داده از یک خط ارتباطی
communication U مراوده وسایل ارتباطی
frontal association area U منطقه ارتباطی پیشانی
dedicated U خط ارتباطی برای کار خاص
air ground liaison code U کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
answers U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
paths U مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
channelled U خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
connects U اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
connect U اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
channels U خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
channel U خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
channeled U خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
crosstalk U واسط بین دو کابل ارتباطی یا کانال
channeling U خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
path U مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
answering U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
optical U سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری
telematics U واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی
answer U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answered U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
narrow band ISDN U نام دیگر سیستم ارتباطی ISDN
channeling U کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channels U کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
analog U خط ارتباطی که خط وط آنالوگ مانند صوت را منتقل میکند
positive U سیگنال ارتباطی که صحت یک پیام را بیان میکند
outputs U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
holdup U بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
output U کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
readied U خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
readies U خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
readying U خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
ready U خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
channelled U کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channeled U کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channel U کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
link U مسیر ارتباطی یا کانال بین دو قطعه یا وسیله
remote U ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
roam U حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roamed U حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roaming U حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
connect U وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
connects U وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
remoter U ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
interactive U ارتباط بین یک گروه از مردم با وسایل ارتباطی مختلف
analog U خط ارتباطی که خط وط سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل میکند
roams U حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
adapter U وسیلهای که واسط CPU و یک یا چند کانال ارتباطی است
analogues U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
bridge U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
remotest U ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
analogue U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
analogues U خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
bridges U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridged U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
head U وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
common U کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
base band U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
clearer U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
commoners U کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
commonest U کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
balance U مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
fixes U تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
baseband U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
bsc U استاندارد برای اتصالات ارتباطی رسانههای با سرعت متوسط / بالا
ccitt U انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
clear U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clears U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
hit U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hits U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting U دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
handshaking U سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
clearest U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
long haul network U شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای دور با سیستم تلفن عمومی
congestion U وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
fix U تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
balances U مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
storing U سیستم ذخیره سیگنال کنترل ارتباطی در کامپیوتر به صورت برنامه
hold U زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
store U سیستم ذخیره سیگنال کنترل ارتباطی در کامپیوتر به صورت برنامه
holds U زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
alternates U مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternated U مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternate U مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
tests U آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
Shannon's Law U قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
lease U کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
landline U خط وط ارتباطی که از کابل برای اتصال فیزیکی و الکتریکی دو وسیله استفاده می کنند
ended U کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
test U آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
maps U نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
asynchronous U ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
map U نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
saturation U آزمایش شبکه ارتباطی , با ارسال حجم بزرگ داده وپیام روی آن
end U کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
leases U کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
ends U کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
tested U آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
switching U خط و مدار ارتباطی که در صورت نیاز ایجاد میشود و تا زمان لازم باقی می ماند
GOSIP U استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
switching U نقط های در شبکه ارتباطی که پیام از خط وط و مدارهای مختلف در آنجا تنظیم می شوند
store U سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
storing U سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
communication U پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
adaptive channel allocation U تامین کانالهای ارتباطی طبق نیاز به جای استفاده از یک مکان دهی ثابت
aux U مخفف برای پورت ارتباطی سریال تحت کنترل سیستم عامل DOS
networks U شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
traffic U اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
balances U خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
trafficked U اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
gateways U اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
balance U خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
trafficking U اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
universal U کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
traffics U اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
constructive trust U منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
pl/ U زبان برنامه نویسی سطح بالا در کارهای ارتباطی و علمی روی کامپیوترهای بزرگ
network U شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
gateway U اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
Microcom Networking Protocol U سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
T committee U انجمن ANSI که استانداردهای ارتباطی دیجیتال برای آمریکا تنظیم میکند , به ویژه سرویسهای ISDN
handshake U سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت
contention U سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
handshakes U سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت
separates U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
contentions U سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
separated U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
separate U استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
crosstalk U سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
MNP U سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
MNP 0 U پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
protocol U ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocols U ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
trunks U باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
trunk U باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
personal U محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
consol U دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
special weight race U مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
civil censorship U سانسور روابط غیرنظامی نظامیان سانسور امور هنری و ارتباطی غیرنظامیان
synchronous U . شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
averages U متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averaged U متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
average U متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averaging U متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
intermittent error U خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
PRI U خط وط ارتباطی ISDN با کارایی بالا که کانالهای جدای B را که می توانند پالسهای چند کیلوبایت در ثانیه را روی کانال D برای ارسال سیگنال و کنترل
point to point U 1-اتصال مستقیم بین دو وسیله . 2-شبکه ارتباطی که در آن هر گره مستقیما به سایر گره ها وصل هستند
heterogeneous network U سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
daisy chain U باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
fractional T U روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com