English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
delayed neutrons U نوترونهای تابش شده از یک هسته برانگیخته در یک پروسه رادیواکتیو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nucleole U جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
procedure U پروسه
isothermal process U پروسه هم دما
solidifying process U پروسه انجماد
anodic oxidation U پروسه اکسیداسیون الکترولیتی
impassioned U برانگیخته
excited U برانگیخته
hot U برانگیخته بگرمی
hotter U برانگیخته بگرمی
hottest U برانگیخته بگرمی
excited state U حالت برانگیخته
wrathful U برانگیخته غضبناک
radio active U رادیواکتیو
radioactive U رادیواکتیو
design points U ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
white hot U دارای احساسات برانگیخته
white-hot U دارای احساسات برانگیخته
tar U : برانگیخته خشمگین کردن
radioactive rays U ذرات رادیواکتیو
fall out U باران رادیواکتیو
radioactive material U مواد رادیواکتیو
karyology U هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
shield U هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields U هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
actiniferous U دارای اکتینیوم یا مادهء رادیواکتیو
nuclide U کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
radiac U کشف اشعه رادیواکتیو و اندازه گیری ان
half residence time U نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
radiacmeter U وسیله کشف وتشخیص رادیواکتیو و اندازه گیری ان
closed cycle reactor system U در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
puff adder U یکجور افعی بزرگ افریقایی که چون برانگیخته شودتنش بادمیکند
salted weapon U جنگ افزار اتمی که قدرت رادیواکتیو ان تشدید شده باشد
nucleon U اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
nuclear magnetic resonance U تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
half life period U مدت زمان لازم برای فعالیت یک ماده رادیواکتیو است که به نصف مقدار اولیه خود کاهش یابد
fission process U فرایند انشقاق پروسه انشقاق
hot spot U نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots U نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
shine U تابش
radioactivity U تابش
glows U تابش
glints U تابش
phosphorogenic U تابش زا
irradiation U تابش
brilliance U تابش
shines U تابش
glowed U تابش
glinted U تابش
glint U تابش
effulge U تابش
effulgence U تابش
erythema U تابش
coruscation U تابش
fulgency U تابش
lustre U تابش
isodose U هم تابش
glow U تابش
eradiation U تابش
radiational U تابش
total radiation U تابش کل
radiation U تابش
radiation of heat U تابش
glitter U تابش
glittered U تابش
emission U تابش
glinting U تابش
glitters U تابش
emissions U تابش
candescent U تابش یاگرما
angle of reflection U زاویه تابش
primary cosmic rays U تابش کیهانی
irradiancy U درخشندگی تابش
radiometer U تابش سنج
cosmic radiation U تابش کیهانی
angle of incidence U زاویه تابش
soft radiation U تابش نرم
solarization U تابش افتاب
thermal radiation U تابش حرارتی
ultraviolet radiation U تابش فرابنفش
bolometri U تابش سنجی
cosmic rays U تابش کیهانی
background radiation U تابش زمینه
wave radiation U تابش موج
shines U فروغ تابش
visible radiation U تابش مرئی
shine U فروغ تابش
anneal U پخت تابش
annihilation radiation U تابش نابودی
irradiation U تابش دهی
sunshine U تابش افتاب
black light U تابش فرابنفش
spectrum U گستره تابش
thermal emission U تابش حرارتی
polarized radiation U تابش قطبیده
radiation field U میدان تابش
radiation efficiency U راندمان تابش
radiation density U تراکم تابش
radiation constants U ثابتهای تابش
heat radiation U تابش گرما
incidence angle U زاویه تابش
incidence plane U صفحه تابش
plane of incidence U صفحه تابش
irradiance U درخشندگی تابش
flashes U تابش انی
flashed U تابش انی
flash U تابش انی
lustreer U تابش فروزندگی
radiant intensity U شدت تابش
fluorescence U تابش ماهتابی
radiation hazard U گزند تابش
exciting radiation U تابش برانگیزاننده
radiation pattern U الگوی تابش
irradiated U تابش دادن
radiation loss U گمگشتگی تابش
irradiates U تابش دادن
soaking U تابش متعادل
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
irradiating U تابش دادن
emissivity U تابش نسبی
radiation intensity U شدت تابش
radiation laws U قوانین تابش
energy radiation U تابش انرژی
sheen U تابش برق
irradiate U تابش دادن
opalescence U تابش قوس و قزحی
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
net radiation factor U ضریب تابش خالص
near ultraviolet radiation U تابش فرابنفش نزدیک
kirchhoff radiation law U قانون تابش کیرشهف
radiation of heat U انتقال گرمابوسیله تابش
planck's radiation law U قانون تابش پلانک
ionizing radiation U تابش یون ساز
ionizing radiation U تابش یونیزه کننده
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
hard radiation U تابش یا پرتو سخت
bolometric magnitude U قدر تابش سنجی
blackbody radiation U تابش جسم سیاه
glowed U التهاب تابش گداختگی
glows U التهاب تابش گداختگی
glow U التهاب تابش گداختگی
flames U مشتعل شدن تابش
flame U مشتعل شدن تابش
glare U تابش خیره کننده تشعشع
glared U تابش خیره کننده تشعشع
photon U تنها یک الکترون تابش شود
glares U تابش خیره کننده تشعشع
dazzle U تابش یا روشنی خیره کننده
dazzled U تابش یا روشنی خیره کننده
dazzling U تابش یا روشنی خیره کننده
radioactive U پرتو افشان تابش دار
accidentalism U اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
dazzles U تابش یا روشنی خیره کننده
sunlight U تابش افتاب انعکاس نور خورشید
roentgen U واحد تابش تشعشعات یونیزه کننده
thermionic U مربوط به تابش الکترونها ازاجسام داغ
isodose U دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
radiation cooling U سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
angle of incidence U زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
roentgenography U عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
footcandle U واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
nucleus U هسته
core U هسته
magnet core U هسته
necleus U هسته
cores U هسته
stone U هسته
stones U هسته
stoning U هسته
nuclel U هسته ها
kernel U هسته
kernels U هسته
seedless U بی هسته
membrane U هسته
nuclei U هسته
atom U هسته
air core U بی هسته
atoms U هسته
membranes U هسته
center web U هسته
photoemissive U مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
luminescence U پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] U لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
roentgenogram U عکسی که توسط تابش اشعه مجهول درست شده است
nuclear magneton U مگنتون هسته
mesoplast U هسته یاخته
micronucleus U خرد هسته
laminated core U هسته متورق
headword U واژههای هسته
watertight core U هسته اب بندی
headwords U واژههای هسته
cores U هسته یا دیوارهستهای
secure kernel U هسته امن
cores U هسته سنگ
luminescent center U هسته لومینسانس
stoned U هسته درآورده
macronucleus U هسته بزرگتر
magnet core U هسته مغناطیسی
magnet core U هسته اهنربا
magnet yoke U هسته اهنربا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com