English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
proofread U نمونه خوانی کردن
proofreading U نمونه خوانی کردن
proofreads U نمونه خوانی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
solmizate U نت خوانی کردن
solfege U نت خوانی سولفش خوانی
solfeggio U نت خوانی سولفش خوانی
declaims U رجز خوانی کردن
declaiming U رجز خوانی کردن
declaimed U رجز خوانی کردن
declaim U رجز خوانی کردن
map reading U نقشه خوانی کردن
module U اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules U اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
acceptance sampling U نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sample U نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled U نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampling U نمونه گیری برداشت نمونه
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
standarize U با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
sampled U نمونه برداری کردن
sample U نمونه برداری کردن
sampling U نمونه برداری مزه کردن
undisturbed sample U نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes U رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
lip-reading U لب خوانی
recitations U از بر خوانی
recitation U از بر خوانی
recitals U از بر خوانی
recital U از بر خوانی
recitative U از بر خوانی
lip reading U لب خوانی
association U هم خوانی
call in U تو خوانی
sol fa U نت خوانی
solmization U نت خوانی
associations U هم خوانی
flyting U رجز خوانی
palinlexia U وارونه خوانی
antiphony U تهلیل خوانی
psalmody U سرود خوانی
telepathy U اندیشه خوانی
to stab in the back U ریزه خوانی
psalmody U مزمور خوانی
illegutimation U حرمزادگی خوانی
thought reading U اندیشه خوانی
lamentations U مرثیه خوانی
catalexia U مکرر خوانی
silent reading U بیصدا خوانی
harangued U رجز خوانی
mirror reading U وارونه خوانی
map reading U نقشه خوانی
harangue U رجز خوانی
solmization U وزن خوانی
harangues U رجز خوانی
haranguing U رجز خوانی
scatter read U پراکنده خوانی
phrenology U جمجمه خوانی
lamentation U مرثیه خوانی
direct reading instrument U دستگاه مستقیم خوانی
orthoepic U مبنی بر درست خوانی
phrenological U وابسته به جمجمه خوانی
psalmodic U وابسته به زبور خوانی
prayerfulness U عادت نماز خوانی
news room U اطاق روزنامه خوانی
incantation U افسون خوانی جادوگری
incantations U افسون خوانی جادوگری
nocturn U سحر خوانی شبانه
epigraphy U علم کتیبه خوانی
slip U اشتباه در نقشه خوانی
solos U تک خوانی بطور انفرادی
solo U تک خوانی بطور انفرادی
illegutimation U نادرستی نامشروع خوانی
call statement U حکم فرا خوانی
paragons U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragon U رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
gray oral reading test U ازمون بلند خوانی گری
kapell meister U رئیس دسته سرود خوانی
have one's nose in a book <idiom> U کرم کتاب خوانی داشتن
recitetion U از حفظ خوانی پس دادن درس
lipreading U فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
recitation U از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitations U از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
nowel U کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
representatives U نمونه
sample U نمونه
representative U نمونه
sampling U نمونه
modeled U نمونه
typed U نمونه
type U نمونه
instance U نمونه
modules U نمونه
instances U نمونه
exemplars U نمونه
exemplar U نمونه
progenitors U نمونه
progenitor U نمونه
copied U نمونه
formats U نمونه
modelled U نمونه
example U نمونه
examples U نمونه
copying U نمونه
copy U نمونه
model U نمونه
precedent U نمونه
precedents U نمونه
copies U نمونه
models U نمونه
format U نمونه
typicalness U نمونه
paragons U نمونه
breadboard U نمونه
specimens U نمونه
calligraph U نمونه
types U نمونه
ensample U نمونه
paragon U نمونه
strickle U نمونه
foretype U نمونه
pattern U نمونه
patterns U نمونه
copyslip U نمونه
schema U نمونه
sampled U نمونه
module U نمونه
paradigm U نمونه
forme U نمونه
schemata U نمونه
paradigms U نمونه
specimen U نمونه
test specimen U نمونه ی ازمایش
test specimen U نمونه ازمایشی
test specimen U نمونه ازمایش
reference pilot U نمونه مرجع
test piece U نمونه ازمایش
samplery U نمونه گیری
specimen signature U نمونه امضاء
sample cell U فرف نمونه
sight form U نمونه رصد
screamer U نمونه بسیارخوب
test piece U نمونه ازمایشی
samplery U نمونه برداری
sample size U بزرگی نمونه
sample size U حجم نمونه
sample distribution U توزیع نمونه
sampler U نمونه بردار
test model U نمونه ی ازمایش
sample data U داده نمونه
representative sample U نمونه معرف
samplers U نمونه بردار
prototypes U نمونه اولیه
typifying U نمونه دادن
typify U نمونه بودن
typified U نمونه دادن
typified U نمونه بودن
typifies U نمونه دادن
typifies U نمونه بودن
typify U نمونه دادن
sampled U نمونه کالا
sample U واحد نمونه
sample U نمونه گرفتن
sampled U نمونه قراردادن
probability sample U نمونه احتمالاتی
sample U نمونه قراردادن
sampled U نمونه گرفتن
tokenism U نمونه نمایی
sampled U واحد نمونه
pilot model U نمونه ازمایشی
typifying U نمونه بودن
random sample U نمونه تصادفی
tokenism U نمونه کاری
pattern making U نمونه سازی
quota sample U نمونه سهمیه
phony U مدل یا نمونه
prototyping U ساخت یک نمونه
protoplast U نمونه اصل
pilot production U تولید نمونه
pilot plant U کارخانه نمونه
pilot plant U کارگاه نمونه
sample U نمونه کالا
prototypes U نمونه نخستین
pieces U سکه نمونه
piece U سکه نمونه
samples U نمونه کالا
holotype U نمونه شاخص
portfolio U نمونه محصول
typal U شبیه نمونه
typical galaxy U کهکشان نمونه
type of use U نمونه کاربرد
prototypes U نمونه ازمایشی
cells U فرف نمونه
cell U فرف نمونه
sampling U نمونه گیری
sampling U نمونه برداری
emulation U نمونه سازی
emulator U نمونه ساز
by the square U مطابق نمونه
unknown sample U نمونه مجهول
exemplum U مثال نمونه
exemplification U نمونه اوری
exemplarily U بطور نمونه
vial U شیشه نمونه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com