English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
unveil U نمودار کردن پرده برداری
unveiled U نمودار کردن پرده برداری
unveiling U نمودار کردن پرده برداری
unveils U نمودار کردن پرده برداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vector diagram U نمودار برداری
arrow diagram U نمودار برداری
xerographic U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography U عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
block diagram U نمودار بلوکی نمودار کلی
stencils U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
membranaceous U دارای غشاء پرده پرده غشایی
hectograph U ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
to make a U نمودار کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
foreshortens U کوتاه نمودار کردن
foreshorten U کوتاه نمودار کردن
foreshortened U کوتاه نمودار کردن
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
visualising U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualizing U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualised U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualises U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
to meet the eye U چشم نظر را جلب کردن نمودار بودن
visualizes U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualize U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualized U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
to screen [from] U [با پرده] محافظت کردن [از]
to blanch over U پرده پوشی کردن
To pay money. To make a payment. U بی پرده صحبت کردن
to speak candidly <idiom> U بی پرده صحبت کردن
operated U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
mapping U نقشه برداری کردن
tapping U بهره برداری کردن از
defrauds U کلاه برداری کردن
utilised U بهره برداری کردن
utilises U بهره برداری کردن
utilize U بهره برداری کردن
defraud U کلاه برداری کردن
defrauding U کلاه برداری کردن
utilising U بهره برداری کردن
defrauded U کلاه برداری کردن
utilizes U بهره برداری کردن
utilizing U بهره برداری کردن
tapped U بهره برداری کردن از
sample U نمونه برداری کردن
exploiting U بهره برداری کردن از
sampled U نمونه برداری کردن
exploit U بهره برداری کردن از
exploits U بهره برداری کردن از
tap U بهره برداری کردن از
safing U چاشنی برداری کردن
photo imagery U عکس برداری کردن از زمین
sampling U نمونه برداری مزه کردن
operates U عمل کردن بهره برداری کردن
operate U عمل کردن بهره برداری کردن
operated U عمل کردن بهره برداری کردن
To take an invevtory. U صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy U نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
tone and semitone U پرده ونیم پرده
tapestry U [قالیچه های پرده ای پودنما جهت آویزان کردن در سر درب ها]
utilizes U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control U کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
drapery rug U قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
tringle U چوب پرده میل پرده چوب دیرک
beach diagram U طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
geodetic datum U سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark U شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list U لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method U پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancy U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique U کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
map U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps U نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station U ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
graphs U نمودار
graph U نمودار
indicator U نمودار
charts U نمودار
diagram U نمودار
x y graph U نمودار x-y
h r diagram U نمودار اچ . ار
plot U نمودار
conspectus U نمودار
plots U نمودار
plotted U نمودار
chart U نمودار
charting U نمودار
venn diagram U نمودار ون
network U نمودار
abac U نمودار
networks U نمودار
charted U نمودار
diagrams U نمودار
nomogram U نمودار
alignment chart U نمودار
rieke diagram U نمودار ریکه
block diagram U نمودار کندهای
IHS U نمودار مسیح
detail diagram U نمودار جزئیات
cumulative record U نمودار تراکمی
system chart U نمودار سیستم
transition diagram U نمودار گذارها
scattergram U نمودار پراکندگی
creep curve U نمودار خزش
scatterplot U نمودار پراکندگی
block diagram U نمودار کلی
block diagram U نمودار بلوکی
logic diagram U نمودار منطقی
tree diagram U نمودار درخت
phase diagram U نمودار فاز
Venn's diagram U نمودار ون [ریاضی]
elementary diagram U نمودار ابتدایی
picture graph U نمودار تصویری
scatter diagram U نمودار پراکندگی
pie graph U نمودار گرد
diagrammatic U به شکل نمودار
electrical schematic U نمودار الکتریکی
current graph U نمودار فعلی
x y chart U نمودار مختصاتی
pictograph U نمودار تصویری
correlation diagram U نمودار همبستگی
bar graph U نمودار میلهای
schema U خلاصه نمودار
graphic U نمودار مقیاس
bar diagram U نمودار میلهای
sloped U شیب نمودار
logarithmic graph U نمودار لگاریتمی
slope U شیب نمودار
pie chart U نمودار کلوچهای
bar chart U نمودار میلهای
load diagram U نمودار بار
organization chart U نمودار سازمانی
pie graph U نمودار مدور
schematic diagram U نمودار اجمالی
interconnection of diagram U نمودار اتصال
schemata U خلاصه نمودار
barchart U نمودار میلهای
slopes U شیب نمودار
scatter program U نمودار پراکنده
organization scheme U نمودار سازمانی
graphics U فن استعمال نمودار
histogram U نمودار ستونی
line chart U نمودار خطی
line graph U نمودار خطی
equilibrtum diagram U نمودار تعادل
area chart U نمودار مساحت
state diagram U نمودار حالات
flow diagram U نمودار جریان
flow sheet U نمودار جریان
grid chart U نمودار شبکهای
circle graph U نمودار دایرهای
Venn diagram نمودار ون [ریاضی]
potential diagram U نمودار پتانسیل
nomograph U نمودار محاسباتی
frequency graph U نمودار بسامد
frequency diagram U نمودار بسامد
activity chart U نمودار فعالیت
diagrammatically U استفاده از نمودار
expectancy chart U نمودار انتظار
free body diagram U نمودار ایستایی
structure chart U نمودار ساختار
flow diagram U نمودار گردشی
dual y axis graph U نمودار با دو محور y
nomogram U نمودار محاسباتی
area graph U نمودار ناحیهای
network chart U نمودار شبکه
psychograph U نمودار روانی
field form U نمودار میدان
column graph U نمودار ستونی
gantt chart U نمودار گانت
stress curve U نمودار تنش
profile chart U نمودار نیمرخ
set up digram U نمودار برپایی
set diagram [e.g. Euler or Venn diagram] U نمودار مجموعه [ریاضی]
frequency histogram U نمودار ستونی بسامد
strain curve U نمودار تغییر شکل
tension test diagram U نمودار ازمایش کشش
functional diagram U نمودار وفیفه مندی
tanabe sugano diagram U نمودار تانابه- سوگانو
dataflow diagram U نمودار گردش داده
orthoscopic U درست نمودار کننده
selectivity diagram U نمودار گزینش پذیری
paired bar graph U نمودار میلهای مزدوج
tablature U شرح روشن و نمودار
index U نمودار انگشت سبابه
indexed U نمودار انگشت سبابه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com