Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
g man
U
نماینده مخصوص دایره بازرسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
envelopment
U
شکل مخصوص حرکت دایره انولوپمان
face off circle
U
هرکدام از پنج دایره کوچک مخصوص رویارویی
commision agent
U
نماینده حق العمل کار نماینده یا عاملی که بصورت درصد به او پرداخت میشود
surrogates
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
surrogate
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
epicycloid
U
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant
U
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle
U
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
inspector general
U
بازرسی بازرسی کل ارتش
lutes
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
U
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics
U
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
cancel check firing
U
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
inspection
U
بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
quadrant
U
ربع دایره ربع محیط دایره
registers
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
delete
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code
U
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
representatives
U
نماینده
agent
U
نماینده
doers
U
نماینده
indicant
U
نماینده
indicator
U
نماینده
agency
U
نماینده
factor
U
نماینده
mercantile agent
U
نماینده
factors
U
نماینده
deligate
U
نماینده
indicatory
U
نماینده
representative
U
نماینده
agencies
U
نماینده
agents
U
نماینده
doer
U
نماینده
nominees
U
نماینده
nominee
U
نماینده
commissioners
U
نماینده
commissioner
U
نماینده
delegates
U
نماینده ها
dept
U
نماینده
delegating
U
نماینده
delegate
U
نماینده
delegated
U
نماینده
proctor
U
نماینده
delegates
U
نماینده
representatives
U
نماینده ها
proxy
U
نماینده
attorneys
U
نماینده
deputy
U
نماینده
depts
U
نماینده
deputies
U
نماینده
attorney
U
نماینده
examinations
U
بازرسی
inspection
U
بازرسی
controlling
U
بازرسی
examination
U
بازرسی
visited
U
بازرسی
examine
U
بازرسی
perambulation
U
بازرسی
controls
U
بازرسی
visit
U
بازرسی
checked
U
بازرسی شد
inspectorship
U
بازرسی
examen
U
بازرسی
control
U
بازرسی
visits
U
بازرسی
checks
U
بازرسی شد
check
U
بازرسی شد
cross examination
U
بازرسی
examined
U
بازرسی
auditing
U
بازرسی
inspecting
U
بازرسی
audits
U
بازرسی
inspects
U
بازرسی
examines
U
بازرسی
examining
U
بازرسی
audited
U
بازرسی
audit
U
بازرسی
controllership
U
بازرسی
surveys
U
بازرسی
inspect
U
بازرسی
survey
U
بازرسی
inspected
U
بازرسی
visitation
U
بازرسی
surveyed
U
بازرسی
inquiry
U
بازرسی
visitations
U
بازرسی
inquiries
U
بازرسی
priority indicator
U
نماینده اولویت
by depty
U
بوسیله نماینده
walking delegate
U
نماینده سیار
customs agent
U
نماینده گمرکی
assignee
U
نماینده مامور
parliamentarian
U
نماینده مبرز
parliamentarians
U
نماینده مبرز
Members of Parliament
U
نماینده مجلس
legates
U
نماینده پاپ
Member of Parliament
U
نماینده مجلس
deputies
U
وکیل نماینده
consular agent
U
نماینده کنسولی
sales agent
U
نماینده فروش
permanent deligate
U
نماینده دایمی
sales representative
U
نماینده فروش
opostolic delegate
U
نماینده پاپ
envoi
U
مامور نماینده
pathognomomical
U
نماینده ناخوشی
check indicator
U
نماینده مقابله
overseas agent
U
نماینده خارجی
law agent
U
نماینده حقوقی
envoy
U
مامور نماینده
envoys
U
مامور نماینده
expessive
U
حاکی نماینده
representative elements
U
عناصر نماینده
deputation
U
نماینده نمایندگی
deputations
U
نماینده نمایندگی
legate
U
نماینده پاپ
pathognomic
U
نماینده ناخوشی
deputy
U
وکیل نماینده
representation
U
تمثال نماینده
manufacturers' agent
U
نماینده تولیدکننده
insurance agent
U
نماینده بیمه
internunico
U
نماینده پاپ
jack and gill
U
دونامه نماینده ........
sole agent
U
نماینده انحصاری
law agent
U
نماینده قضایی
marker ship
U
کشتی نماینده
election
U
انتخاب نماینده
represent
U
نماینده بودن
represented
U
نماینده بودن
representations
U
تمثال نماینده
represents
U
نماینده بودن
manufacturer's agent
U
نماینده سازنده
manufacturer's agent
U
نماینده تولیدکننده
stack indicator
U
نماینده پشته
manufacturers' agent
U
نماینده سازنده
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
manhole
U
اطاقک بازرسی
manholes
U
اطاقک بازرسی
survey report
U
گزارش بازرسی
seach
U
بازرسی کردن
vidimus
U
بازرسی حساب
inspection
U
بازرسی و بازبینی
magnetic inspection
U
بازرسی مغناطیسی
martitime survey
U
بازرسی دریائی
probes
U
میله بازرسی
to look over
U
بازرسی کردن
examinations
U
بازرسی معاینه
examination
U
بازرسی معاینه
probed
U
میله بازرسی
inspection certificate
U
گواهی بازرسی
inspectional
U
مربوط به بازرسی
examined
U
بازرسی کردن
examine
U
بازرسی کردن
look over something
<idiom>
U
بازرسی کردن
jerque
U
بازرسی کشتی
inspecting
U
تحقیق بازرسی
searcher warrant
U
اجازه بازرسی
examines
U
بازرسی کردن
scrutineer
U
بازرسی فنی
examining
U
بازرسی کردن
probe
U
میله بازرسی
right of visit
U
حق بازرسی و تفتیش
detection
U
بازیابی بازرسی
unaudited
<adj.>
U
بازرسی نشده
inspects
U
بازرسی کردن
searchingly
U
تکاپو بازرسی
inspecting
U
بازرسی کردن
inspected
U
تحقیق بازرسی
searchingly
U
بازرسی کردن
inspected
U
بازرسی کردن
inspect
U
تحقیق بازرسی
inspect
U
بازرسی کردن
survey
U
بازرسی کردن
inspects
U
تحقیق بازرسی
checkup
U
بازرسی کلی
check point
U
نقطه بازرسی
searches
U
بازرسی کردن
unchecked
<adj.>
U
بازرسی نشده
unevaluated
<adj.>
U
بازرسی نشده
unexamined
<adj.>
U
بازرسی نشده
uninspected
<adj.>
U
بازرسی نشده
untested
<adj.>
U
بازرسی نشده
surveyed
U
بازرسی کردن
checks
U
بازرسی کردن
unverified
<adj.>
U
بازرسی نشده
audit
U
بازرسی رسیدگی
audited
U
بازرسی رسیدگی
auditing
U
بازرسی رسیدگی
audits
U
بازرسی رسیدگی
identity control
U
بازرسی شناسنامه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com