Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
block-plan
U
نقشه اولیه ساختمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
Ideal City
U
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
building material dealer
U
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
primary structure
U
ساختمان اولیه
drawing materials
U
مواد اولیه نقشه کشی
project planning
U
نقشه کشی ساختمان
structures
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structure
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structuring
U
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
building system
U
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
basic communication
U
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
basic data
U
دادههای اولیه عناصر اولیه
angle-post
U
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
restoration
U
احیا و مرمت فرش
[برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map
U
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
gigantic building
U
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency
U
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
cartographer
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
cartographers
U
ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography
U
نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
building enterprise
U
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
civil engineering contractor
U
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house
U
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
basic issue list
U
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
topographic map
U
نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
wiring diagram
U
نمودار سیم کشی ساختمان نقشه سیم کشی دیاگرام سیم کشی
enterprise network
U
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
dogmatic marxism
U
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
double shell constraction
U
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
foundation soil
U
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
constructional feature
U
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotunda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
block structure
U
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
rotundas
U
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
storage map
U
نقشه انباره نقشه انبارش
base shear
U
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
orthographic
U
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
plotted
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
U
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet
U
شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
vignetting
U
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
spandrel
U
لچک
[در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
computer aided design and drafting
U
طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
grid navigation
U
ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
trimsize
U
اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
polar stereographic
U
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
construction batalion
U
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
modular construction
U
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
initials
U
اولیه
primitive
U
اولیه
earliest
U
اولیه
early
U
اولیه
initialling
U
اولیه
preliminaries
U
اولیه
preliminary
U
اولیه
primary
U
اولیه
rudimentary
U
اولیه
dispersion
U
اولیه
initial
U
اولیه
initialed
U
اولیه
initialled
U
اولیه
initialing
U
اولیه
first generation
U
اولیه
basics
U
اولیه
basic
U
اولیه
primal
U
اولیه
raw
U
اولیه
fundamental
U
اولیه
elementary
U
اولیه
primeval
U
اولیه
map plane
U
سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
primary industries
U
صنایع اولیه
basic data
U
اطلاعات اولیه
primary body
U
جسم اولیه
primery terminal
U
ترمینال اولیه
basic requisition number
U
درخواست اولیه
primitive element
U
عنصر اولیه
prototype
U
نمونه اولیه
primary center
U
مرکز اولیه
blueprint
U
طرح اولیه
feed stock
U
مواد اولیه
primogenitors
U
اجداد اولیه
priority processing
U
پردازش اولیه
primery obligation
U
تعهدات اولیه
proto galaxy
U
کهکشان اولیه
first aids
U
کمکهای اولیه
rudiment
U
اولیه ابتدایی
roughed slab
U
برامن اولیه
base loading
U
بار اولیه
self aid
U
کمکهای اولیه
cogging train
U
مسیر اولیه
raw statistics
U
امارهای اولیه
preliminiary work
U
کار اولیه
raw products
U
محصولات اولیه
prereduction
U
کاهش اولیه
raw data
U
دادههای اولیه
basic branch
U
رسته اولیه
radix
U
سرچشمه اولیه
proto planets
U
سیارههای اولیه
first cause
U
علت اولیه
primary products
U
محصولات اولیه
primary inputs
U
نهادههای اولیه
primary inputs
U
دادههای اولیه
archetypes
U
نمونه اولیه
archetype
U
نمونه اولیه
elementary cell
U
پیل اولیه
basic standard
U
استاندارد اولیه
basic size
U
اندازه اولیه
prototypes
U
نمونه اولیه
primary emission
U
صدور اولیه
basic speed
U
سرعت اولیه
primary electron
U
الکترون اولیه
input speed
U
سرعت اولیه
initial speed
U
سرعت اولیه
primary cognizance
U
شناختهای اولیه
primary standard
U
استاندارد اولیه
drawing key
U
طرح اولیه
primery current
U
جریان اولیه
primery coil
U
پیچک اولیه
blueprints
U
طرح اولیه
primery citcuit
U
مدار اولیه
primery battery
U
باطری اولیه
primeral borth
U
ابگوشت اولیه
prime costs
U
هزینههای اولیه
prime cost
U
ارزش اولیه
primary track
U
شیار اولیه
primary storage
U
حافظه اولیه
primary storage
U
انباره اولیه
stock
U
ذخیره اولیه
stock
U
ماده اولیه
stocked
U
ذخیره اولیه
stocked
U
ماده اولیه
breaking down train
U
راه اولیه
primed
U
نخستین اولیه
prime
U
نخستین اولیه
input circuit
U
مدار اولیه
input coordinate
U
مختصات اولیه
input coupling
U
تزویج اولیه
input current
U
جریان اولیه
input data
U
دادههای اولیه
input diode
U
دیود اولیه
input drift
U
رانش اولیه
primes
U
نخستین اولیه
input capacitor
U
خازن اولیه
input capacitance
U
فرفیت اولیه
layouts
U
طرح اولیه
layout
U
طرح اولیه
stuffed
U
ماده اولیه
initialize
U
مقداردهی اولیه
stuff
U
ماده اولیه
base rates
U
ارزش اولیه
input admittance
U
ادمیتانس اولیه
base rate
U
ارزش اولیه
input attenuation
U
میرائی اولیه
input attenuation
U
دمفونگ اولیه
frame agreement
U
توافق اولیه
input electrode
U
الکترود اولیه
input frequency
U
فرکانس اولیه
input transformer
U
ترانسفورماتور اولیه
input translator
U
مترجم اولیه
input unit
U
واحد اولیه
input voltage
U
ولتاژ اولیه
primery voltage
U
ولتاژ اولیه
scheme
U
طرح اولیه
outline agreement
U
توافق اولیه
skeleton agreement
U
توافق اولیه
first aid
U
کمکهای اولیه
input time
U
زمان اولیه
input terminal
U
ترمینال اولیه
input function
U
تابع اولیه
input gap
U
فاصله اولیه
originals
U
نسخه اولیه
original
U
نسخه اولیه
input information
U
اطلاعات اولیه
input noise
U
پارازیت اولیه
raw materials
U
مواد اولیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com