English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Complex analysis U نظریه توابع [ریاضی]
theory of functions of a complex variable U نظریه توابع [ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mathematical U توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند
GKS U استاندارد دستورات نرم افزاری و توابع که ورودی /خروجی گرافیکی را شرح میدهد تا توابع مشابه را روی هر نوع سخت افزار تامین کند
stages theory of economic growth U نظریه مراحل رشد اقتصادی نظریه روستو
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
subsistence theory of wages U نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
second best theory U نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
mathematical functions U توابع ریاضی
orthogonal functions U توابع متعامد
environs U دوروبر توابع
transfer functions U توابع انتقالی
nests U تعداد توابع در یک تابع
nest U تعداد توابع در یک تابع
orthonormal functions U توابع نرمال ارتو
orthonormal functions U توابع متعامد بهنجار
fixture U توابع مایملک بلامعارض
family of curves U دسته توابع [ریاضی]
services U 1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
HTTPD U وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها
list U لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه
post war consumption functions U توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم
repertoire U محدوده توابع یک وسیله یا نرم افزار
references U لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
reference U لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
modulating U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulate U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
arithmetic U توانایی یک وسیله برای انجام توابع ریاضی
modulates U سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
notions U نظریه
outlook U نظریه
viewpoint U نظریه
thebe U نظریه
lookouts U نظریه
lookout U نظریه
viewpoints U نظریه
positioned U نظریه
notion U نظریه
in the light of U نظریه
points of view U نظریه
point of view U نظریه
opinions U نظریه
opinion U نظریه
theorems U نظریه
theorem U نظریه
theories U نظریه
queing theory U نظریه صف
queuing theory U نظریه صف
theory U نظریه
position U نظریه
commented U نظریه
commenting U نظریه
recommendations U نظریه
viewing U نظریه
comment U نظریه
views U نظریه
recommendation U نظریه
suggestion U نظریه
two cents worth <idiom> U نظریه
view U نظریه
suggestions U نظریه
viewed U نظریه
assemble U درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
template U دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
run U اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر
runs U اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر
assembles U درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
templates U دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
assembled U درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
functioned U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
cpu U گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
functions U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function U مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
communication theory U نظریه ارتباطات
classical theory U نظریه کلاسیک
viewed U نظریه عقیده
quantum theory U نظریه کوانتومی
continuity theory U نظریه پیوستگی
communication theory U نظریه ارتباط
consumption theory U نظریه مصرف
queuing theory U نظریه صف بندی
refute U رد کردن نظریه
view U نظریه عقیده
viewing U نظریه عقیده
kinetic theory U نظریه جنبشی
notional U فکر نظریه
views U نظریه عقیده
probability theory U نظریه احتمال
molecular theory U نظریه مولکولی
reading U نظریه شور
readings U نظریه شور
set theory U نظریه مجموعه ها
field theory U نظریه میدانی
logic theory U نظریه منطقی
maxwellian view U نظریه ماکسولی
balance theory U نظریه توازن
automata U نظریه ماشین ها
automata theory U نظریه ماشینها
local theory U نظریه اختصاصی
learning theory U نظریه یادگیری
capital theory U نظریه سرمایه
probability theory U نظریه احتمالات
price theory U نظریه قیمت
poetics U نظریه شاعرانه
perturbation theory U نظریه اختلال
one factor theory U نظریه یک عاملی
noncontinuity theory U نظریه ناپیوستگی
network theory U نظریه شبکه
attensity U در نظریه تیچز
theorist U نظریه پرداز
theory of saving U نظریه پس انداز
theory of rent U نظریه اجاره
theory of relativity U نظریه نسبیت
theory of numbers U نظریه اعداد
general theory U نظریه عمومی
equilibrium theory U نظریه تعادل
viscoelastic theory U نظریه ویسکوالاستیک
graph theory U نظریه گرافها
theory of accumulation U نظریه انباشته
theorization U نظریه پردازی
group theory U نظریه گروهها
game theory U نظریه بازی
theory of value U نظریه ارزش
theorists U نظریه پرداز
valence theory U نظریه والانسی
facet theory U نظریه رویه ها
game theory U نظریه بازیها
two factor theory U نظریه دو عاملی
trireceptor theory U نظریه سه گیرندهای
trichromatic theory U نظریه سه رنگی
transformism U نظریه تطور
transformational theory U نظریه تطور
three component theory U نظریه سه مولفهای
value theory U نظریه ارزش
electron theory U نظریه الکترونها
theorem proving U اثبات نظریه
information theory U نظریه اگاهی
social theory U نظریه اجتماعی
information theory U نظریه خبر
information theory U نظریه اطلاعات
representation theory U نظریه نمایش
theoretician U نظریه پرداز
theoreticians U نظریه پرداز
submission U افهار نظریه
replacement theory U نظریه جایگزینی
innovation theory U نظریه نواوری
heam yoei vooly U نظریه نیرو
stagnation thesis U نظریه رکود
tetrachromatic theory U نظریه چهاررنگی
electron theory U نظریه الکترونی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
group theory U نظریه گروهی
economic theory U نظریه اقتصادی
refuted U رد کردن نظریه
refutes U رد کردن نظریه
refuting U رد کردن نظریه
dust cloud theory U نظریه غباری
duplicity theory U نظریه دو جزیی
hartree theory U نظریه هارتری
recapitulation theory U نظریه بازپیدایی
accounting package U نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
process U ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
processes U ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
arithmetic U مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب
accounts package U نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
alu U بخشی از CPU که تمام توابع محاسباتی و منط قی را انجام میدهد
put in one's two cents <idiom> U به شخصی نظریه دادن
symptom substitution theory U نظریه جانشینی نشانه ها
steady state theory U نظریه حالت پایا
switch theory U نظریه راه گزینی
surplus energy theory U نظریه انرژی مازاد
statistical learning theory U نظریه اماری یادگیری
stimulus response theory U نظریه محرک- پاسخ
switched on <idiom> U لحنی با نظریه تازه
young helmholtz theory U نظریه یانگ- هلمهولتس
location theory U نظریه تعیین مکان
field theory U نظریه اساسی میدان
valence bond theory U نظریه پیوند والانس
underconsumption theory U نظریه مصرف ناکافی
theory of saving U نظریه مربوط به پس انداز
theory of monoplistic competition U نظریه رقابت انحصاری
general theory of relativity U نظریه نسبیت عمومی
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
theory of numbers U نظریه اعداد [ریاضی]
theory of income determination U نظریه تعیین درامد
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
need press theory U نظریه نیاز- فشار
ligand fild theory U نظریه میدان لیگاند
liquidity preference theory U نظریه رجحان نقدینگی
set theory U نظریه مجموعه ها [ریاضی]
mathematical learning theory U نظریه ریاضی یادگیری
logic theorist U نظریه پرداز منطقی
mechanistic theory U نظریه ماشینی نگری
quantum theory of valence U نظریه کوانتومی والانس
second best theory U نظریه بهترین دوم
sampling theory U نظریه نمونه گیری
relativistic quantum theory U نظریه کوانتومی نسبیتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com