Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
word mark
U
نشان کلمه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hard
U
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
harder
U
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
hardest
U
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد
flag
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
discretionary
U
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
hyphen
U
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
hyphens
U
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
page
U
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
paged
U
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
pages
U
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید
end
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ends
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
boolean operation
U
کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
most significant bit
U
بیتی در کلمه که نشان دهنده بزرگترین مقدار یا وزن است .
msb
U
بیت در کلمه که بزرگترین مقدار یا وزن را نشان می ده .
Good grief!
<idiom>
U
این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود
Other Matches
hyphen
U
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens
U
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph
U
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace
U
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
least significant bit
U
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
statute at large
U
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefix
U
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes
U
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
marker
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augments
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
markers
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augmented
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augment
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
worded
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augmenting
U
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word
U
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
Persian rug
U
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another
U
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift
U
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
hypertext
U
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
synonym
U
کلمه مترادف کلمه هم معنی
syllable
U
جزء کلمه مقطع کلمه
syllables
U
جزء کلمه مقطع کلمه
synonyms
U
کلمه مترادف کلمه هم معنی
lsb
U
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softest
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
keyword
U
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
softer
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft
U
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
softer
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softest
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft
U
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
puncuation
U
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
garter
U
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
U
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
silver star
U
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
scarry
U
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
poniter
U
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
U
نشان دار سازی نشان
markings
U
نشان دار سازی نشان
supervisory
U
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
U
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
marks
U
نشان کردن نشان
mark
U
نشان کردن نشان
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
indicator
U
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
to the letter
<adv.>
U
کلمه به کلمه
MOT
U
کلمه
worded
U
کلمه
MOTs
U
کلمه
road sense
U
کلمه
letter for letter
<adv.>
U
کلمه به کلمه
verbatim
<adv.>
U
کلمه به کلمه
exactly
<adv.>
U
کلمه به کلمه
word for word
U
کلمه به کلمه
word for word
<adv.>
U
کلمه به کلمه
word
U
کلمه
faithfully
<adv.>
U
کلمه به کلمه
verbs
U
کلمه
verb
U
کلمه
parol
U
کلمه
the root of a word
U
اصل کلمه
falderol
U
کلمه بی معنی
computer word
U
کلمه کامپیوتری
toneme
U
کلمه متشابه
fallal
U
کلمه بی معنی
chains
U
از کلمه قبلی
control word
U
کلمه کنترل
tessera
U
کلمه عبور
etymon
U
ریشه کلمه
double word
U
کلمه مضاعف
cliche
U
کلمه مبتذل
doubleword
U
کلمه مضاعف
data word
U
کلمه داده
code words
U
کلمه رمز
code word
U
کلمه رمز
full word
U
تمام کلمه
full word
U
کلمه کامل
letter perfect
U
کلمه بکلمه
literatim
U
کلمه بکلمه
numeric word
U
کلمه عددی
machine word
U
کلمه ماشین
memory word
U
کلمه حافظه
keyword
U
کلمه کلیدی
prickleback
U
کلمه ماهی
fullword
U
تمام کلمه
reserved word
U
کلمه محفوظ
function word
U
کلمه دستوری
ghost word
U
کلمه غیرمصطلح
half word
U
نیم کلمه
hyphenation
U
تقسیم کلمه
oaths
U
کلمه قسم
oath
U
کلمه قسم
instruction word
U
کلمه دستورالعمل
mosul
U
نکته کلمه
synonym
U
کلمه مترادف
word time
U
زمان کلمه
adverbum
U
کلمه بکلمه
chain
U
از کلمه قبلی
password
U
کلمه رمز
synonyms
U
کلمه مترادف
passwords
U
کلمه رمز
alphabetic word
U
کلمه الفبایی
verbiage
[American English]
U
کلمه بندی
ablaut
U
تصریف کلمه
word processor
U
کلمه پرداز
word processors
U
کلمه پرداز
fix
U
که اندازه کلمه
fixes
U
که اندازه کلمه
formative
U
کلمه مشتق
graphs
U
هجای کلمه
graph
U
هجای کلمه
diction
U
کلمه بندی
word mark
U
علامت کلمه
qualifiers
U
کلمه توصیفی
pass
U
کلمه عبور
word choice
U
کلمه بندی
wording
U
کلمه بندی
watchwords
U
کلمه رمزی
wordmonger
U
کلمه پرداز
trisyllable
U
کلمه سه هجائی
passed
U
کلمه عبور
passes
U
کلمه عبور
triliteral
U
کلمه سه حرفی
catchword
U
کلمه راهنما
choice of words
U
کلمه بندی
verbatim
U
کلمه بکلمه
word processing
U
پردازش کلمه
watchword
U
کلمه رمزی
parts of speech
U
اقسام کلمه
qualifier
U
کلمه توصیفی
vocable
U
کلمه صوتی
word length
U
طول کلمه
word length
U
درازای کلمه
commie
U
مخفف کلمه communist
chute
U
مخفف کلمه پاراشوت
polysyllables
U
کلمه چند هجایی
chutes
U
مخفف کلمه پاراشوت
kwic
U
کلمه کلیدی در متن
word addressable
U
نشانی پذیری کلمه
commies
U
مخفف کلمه communist
word of mouth
U
صدای کلمه شفاهی
initialling
U
حرف اول کلمه
polysyllable
U
کلمه چند هجایی
expression
U
ابراز کلمه بندی
expressions
U
ابراز کلمه بندی
connective
U
کلمه ربط یا عطف
data word size
U
اندازه کلمه داده
dedicated word processor
U
کلمه پرداز اختصاصی
disyllable
U
کلمه یاقافیه دوهجایی
catachresis
U
استعمال غلط کلمه
end spell
U
خاتمه هر کلمه رمز
fixed word length
U
کلمه با طول ثابت
folk etymology
U
کلمه سازی توده
initialled
U
حرف اول کلمه
passwords
U
اسم شب کلمه عبور
password
U
اسم شب کلمه عبور
appositive
U
وصف کلمه وصفی
channel command word
U
کلمه فرمان محرا
in the p sense of the word
U
بمعنی واقعی کلمه
initials
U
حرف اول کلمه
keyword in context
U
کلمه کلیدی در متن
channel status word
U
کلمه وضعیت مجرا
reiterative
U
کلمه دال برتکرار
word processing system
U
سیستم پردازش کلمه
variable word length
U
طول کلمه متغیر
phraseology
U
کلمه بندی انشاء
wps
U
انجمن پردازش کلمه
phrases
U
کلمه بندی کردن
phrasal
U
مربوط به کلمه بندی
initialed
U
حرف اول کلمه
stand alone word processor
U
کلمه پرداز خودکفا
word processing society
U
انجمن پردازش کلمه
initial
U
حرف اول کلمه
psw
U
کلمه وضعیت پردازنده
phrase
U
کلمه بندی کردن
quadrisyllable
U
کلمه چهار هجائی
program status word
U
کلمه وضعیت برنامه
word processing center
U
مرکز پردازش کلمه
word processing operator
U
متصدی پردازش کلمه
word processing program
U
برنامه پردازش کلمه
program status word
U
کلمه وضیت برنامه
phrased
U
کلمه بندی کردن
septet
U
کلمه هفت بیتی
triphthong
U
کلمه یا حرف سه صوتی
pease
U
جمع کلمه pea
qualificative
U
کلمه یا عبارت توصیفی
word oriented computer
U
کامپیوتر کلمه گرا
octet
U
کلمه هشت بیتی
word processing supervisor
U
نافر پردازش کلمه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com