English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
train U نشانه رفتن
trained U نشانه رفتن
trains U نشانه رفتن
sighting U نشانه رفتن
sightings U نشانه رفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
paragraph U حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs U حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
lay U نشانه رفتن قرار دادن
lays U نشانه رفتن قرار دادن
Other Matches
pointer U نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers U نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips U برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolically U آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic U آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
peach design U نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go U چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
electro optics U وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
mouch U راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parading U سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade U سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded U سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades U سان رفتن رژه رفتن محل سان
symptoms U نشانه
reminiscences U نشانه
bench mark U نشانه
reminiscence U نشانه
mark U نشانه
icons U نشانه
marks U نشانه
icon U نشانه
presaged U نشانه
presages U نشانه
token U نشانه
tokens U نشانه
presaging U نشانه
traces U نشانه
traced U نشانه
presage U نشانه
omens U نشانه
symptom U نشانه
ikons U نشانه
indicative U نشانه
emblematic U نشانه
omen U نشانه
attributing U نشانه
attributes U نشانه
attribute U نشانه
trace U نشانه
signaled U نشانه
portent U نشانه
symptomless U بی نشانه
portents U نشانه
markers U نشانه
marker U نشانه
emblems U نشانه
one address U با یک نشانه
sacrament U نشانه
emblem U نشانه
indications U نشانه ها
cursors U نشانه گر
sacraments U نشانه
cursor U نشانه گر
cues U نشانه
signal U نشانه
symbol U نشانه
cue U نشانه
signalled U نشانه
signaled U علامت نشانه
target U تیر نشانه
signal U علامت نشانه
cairns U سنگ نشانه
code U نشانه قراردادی
bode U نشانه بودن
signalled U علامت نشانه
indication U اشعار نشانه
aiming U نشانه روی
targeted U تیر نشانه
indicator U علامت خط نشانه
veto U نشانه مخالفت
allegories U نشانه علامت
allegory U نشانه علامت
targetting U تیر نشانه
targetted U تیر نشانه
targets U تیر نشانه
cairn U سنگ نشانه
aims U نشانه گرفتن .
asterisk U 1-نشانه گرافیکی
vetoed U نشانه مخالفت
vetoes U نشانه مخالفت
vetoing U نشانه مخالفت
marksman U نشانه گیر
marksmen U نشانه گیر
aim U نشانه گرفتن .
aimed U نشانه گرفتن .
targeting U تیر نشانه
pivot point U نقطه نشانه
frequency mark U نشانه فرکانس
emblematical U حاوی نشانه
discriminandum U نشانه افتراق
direction peg U میخ نشانه
dan buoy U بویه نشانه
cue learning U نشانه اموزی
cockshy U نشانه روی
cockshot U نشانه روی
bench mark U نشانه مبنا
token passing U گذراندن نشانه
go ahead U نشانه ترقی
prodrome U پیش نشانه
proof of laziness U نشانه تنبلی
markers U علامت نشانه
minimal cue U نشانه کمینه
merit badge U نشانه هنر
sem U نشانه شناسی
line of sight U خط نشانه روی
indicium U نشانه ویژه
symptomatology U نشانه شناسی
badge reader U نشانه خوان
traffic signal U نشانه روشن
typology U نشانه شناسی
marker U علامت نشانه
levels U نشانه گرفتن
levelled U نشانه گرفتن
leveled U نشانه گرفتن
level U نشانه گرفتن
symptomatic U نشانه بیماری
proof U نشانه مدرک
proofs U نشانه مدرک
asterisks U 1-نشانه گرافیکی
symptom substitution theory U نظریه جانشینی نشانه ها
road marking U نشانه گذاری راه
reciprocal laying U نشانه روی متقابله
homage U نشانه ی تکریم و وفاداری
carried U نشانه وقوع وام
traffic sign U تابلو نشانه گذاری
semicolon U نشانه چاپ شده
sight scale U طبله نشانه روی
toxic symptom U نشانه زهراگینی یامسمومیت
carries U نشانه وقوع وام
to present arms U نشانه روی کردن
traffic sign U لوحه نشانه گذاری
term symbol U نشانه جمله طیفی
carry U نشانه وقوع وام
carrying U نشانه وقوع وام
sighting device U وسیله نشانه روی
sight scale U مقیاس نشانه روی
peep sight U دریچه نشانه روی
pavement marking U نشانه گذاری راه
it is indicative of bad luck U نشانه بدبختی است
directing point U نقطه نشانه روی
caduceus U نشانه علم پزشکی
aiming stake U دستک نشانه روی
aiming post U شاخصهای نشانه روی
aiming light U چراغ نشانه روی
mark U علامت نشانه هدف
mark U نشانه کردن حریف
token ring network U شبکه نشانه حلقهای
marks U علامت نشانه هدف
marks U نشانه کردن حریف
sight U الت نشانه روی
sight U دوربین نشانه روی
sights U الت نشانه روی
sights U دوربین نشانه روی
sightings U نشانه روی کردن
fine sight U تنظیم خط نشانه دقیق
gunners U نشانه رو توپ ساز
negative voice U منع نشانه مخالفت
hallmark U انگ نشانه عیار
hallmarks U انگ نشانه عیار
leading point U نقطه نشانه روی
kentish fire U که نشانه نفاق ..باشد
k U نشانه بیان یک هزار
plot U نشانه میان چهارراه
point U نشانه روی کردن
plots U نشانه میان چهارراه
it is an indication of lazines U نشانه تنبلی است
plotted U نشانه میان چهارراه
it bobes evil U نشانه بدی است
impresa U نشانه جمله شعاری
gun sight U دستگاه نشانه روی
gunner U نشانه رو توپ ساز
sighting U نشانه روی کردن
extend U گرافیک و نشانه ها است
extending U گرافیک و نشانه ها است
extends U گرافیک و نشانه ها است
crossbones U نشانه مرگ وخطر
palm U نخل خرما نشانه پیروزی
point bland U تیراندازی بدون نشانه روی
wreck buoy U نشانه کشتی غرق شده
referred U نشانه روی به نقطه نشانی
peep sight U درجه نشانه روی دیدگاه
marksman U نشانه گیر [ارتش و ورزش]
refer U نشانه روی به نقطه نشانی
sighting device U دوربین دستگاه نشانه روی
toho U اعضای انگشتان نشانه و شست
optical U نشانه روی بصری چشمی
refers U نشانه روی به نقطه نشانی
palms U نخل خرما نشانه پیروزی
backspace U حرکت نشانه گر یک واحد به چپ یا عقب
reference number U اعداد مبنای نشانه روی
caret U نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
optical sight U وسایل نشانه روی بصری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com