Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
side effect
U
نتیجه جانبی
side-effect
U
نتیجه جانبی
side-effects
U
نتیجه جانبی
adverse reaction
U
نتیجه جانبی
by-effect
U
نتیجه جانبی
byeffect
U
نتیجه جانبی
fall-out
[side effect]
U
نتیجه جانبی
secondary effect
U
نتیجه جانبی
spillover effect
U
نتیجه جانبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
side effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effects
U
اثرجانبی نتیجه جانبی
device
U
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
devices
U
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
Other Matches
expansion interface
U
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles
U
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap
U
بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
It wI'll eventually pay off.
U
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد )
peripheral
U
مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
to be a foregone conclusion
<idiom>
U
نتیجه حتمی
[نتیجه مسلم]
بودن
wait state
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait condition
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
foregone conclusion
U
نتیجه حتمی نتیجه مسلم
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
by-effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
adverse reaction
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
byeffect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
fall-out
[side effect]
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
secondary effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
flank observation
U
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
contour line
U
خط جانبی
accessory
U
جانبی
lateral
U
جانبی
laterad
U
جانبی
by-effect
U
اثر جانبی
sidelong
U
جانبی
byeffect
U
اثر جانبی
adverse reaction
U
اثر جانبی
bilateral
U
دو جانبی
fall-out
[side effect]
U
اثر جانبی
secondary effect
U
اثر جانبی
spillover effect
U
اثر جانبی
side circuit
U
مدار جانبی
lateral dispersion
U
پراکندگی جانبی
lateral dominance
U
برتری جانبی
side friction
U
اصطکاک جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
side chain
U
زنجیر جانبی
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
peripheral
U
دستگاه جانبی
unit
U
وسیله جانبی
lateral control
U
کنترل جانبی
units
U
وسیله جانبی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
laterality
U
برتری جانبی
flank speed
U
سرعت جانبی
lateral surface
U
سطح جانبی
lateral yield
U
له شدگی جانبی
marginal bund
U
خاکریز جانبی
input/output
U
وسیله جانبی
end gable
U
نمای جانبی
oblique fire
U
اتش جانبی
dorsolateral
U
پشتی و جانبی
peripherals
U
دستگاههای جانبی
cross wind
U
باد جانبی
lateral shifts
U
حرکت جانبی
lateral shifts
U
تغییرات جانبی
lateral pressure
U
فشار جانبی
i/o
U
وسیله جانبی
lateral load
U
بار جانبی
lateral inversion
U
معکوس جانبی
lateral fissure
U
شیار جانبی
lateral buckling
U
کمانکش جانبی
side effects
U
آثار جانبی
by-effects
U
اثرهای جانبی
adverse reactions
U
اثرهای جانبی
spillover effects
U
آثار جانبی
aisle
U
جانبی صحن
aisles
U
جانبی صحن
side effect
U
اثر جانبی
byeffects
U
اثرهای جانبی
secondary effects
U
اثرهای جانبی
secondary effects
U
آثار جانبی
byeffects
U
آثار جانبی
accessory
U
وسیله جانبی
by-effects
U
آثار جانبی
adverse reactions
U
آثار جانبی
spillover effects
U
اثرهای جانبی
side effects
U
اثرهای جانبی
side-effect
U
اثر جانبی
sideways sum
U
مجموع جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
device
U
وسیله جانبی
sideband
U
باندهای جانبی
side view
U
نمای جانبی
side reaction
U
واکنش جانبی
devices
U
وسیله جانبی
side group
U
گروه جانبی
trilaterality
U
حالت سه جانبی
ventrolateral
U
بطنی و جانبی
wing wall
U
دیواره جانبی
byeffect
U
عوارض جانبی
side-effects
U
اثر جانبی
lateral and sway bracing
U
حرکات جانبی و نوسانی
crabs
U
حرکت جانبی ناو
crab
U
حرکت جانبی ناو
diaschisis
U
کارکرد پریشی جانبی
angle of sideslip
U
زاویه انحراف جانبی
angle of sideslip
U
زاویه لغزش جانبی
side chain substitution
U
استخلاف در زنجیر جانبی
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
notch piers
U
پایههای جانبی سرریز
sides way
U
تغییر مکان جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
peripheral controller
U
کنترل کننده جانبی
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
processor
U
پردازنده جانبی مخصوص
side tone
U
صدای جانبی گوشی
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
girthed area
U
سطح جانبی
[ریاضی]
miniperipheral
U
دستگاه جانبی کوچک
sidelobe
U
بیم جانبی رادار
lateral-adjustment lever
سطح تنظیم جانبی
ventrolateral
U
درقسمت جانبی شکم
profile
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiled
U
برش عمودی تصویر جانبی
vestigial sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
profiles
U
برش عمودی تصویر جانبی
profiling
U
برش عمودی تصویر جانبی
sculpture in the round
U
پیکره سازی همه جانبی
asymmetrical sideband transmission
U
پخش باند جانبی مانده
side overlap
U
پوشش جانبی عکس هوایی
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
sidepiece
U
قطعه کناری بخش جانبی
transverse process
U
زائده جانبی ستون فقرات
outcomes
U
نتیجه
affects
U
نتیجه
ineffective
U
بی نتیجه
effect
U
نتیجه
effected
U
نتیجه
effecting
U
نتیجه
affect
U
نتیجه
consequence
U
نتیجه
indeterminate
U
بی نتیجه
harvests
U
نتیجه
harvest
U
نتیجه
decisions
U
نتیجه
payoff
U
نتیجه
payoffs
U
نتیجه
decision
U
نتیجه
inconclusive
U
بی نتیجه
rests
U
نتیجه
rest
U
نتیجه
consequences
U
نتیجه
thanks
U
در نتیجه
outgrowth
U
نتیجه
whereupon
U
که در نتیجه ان
harvested
U
نتیجه
inference
U
نتیجه
inferences
U
نتیجه
outcome
U
نتیجه
abortive
U
بی نتیجه
upshot
U
نتیجه
issueless
U
بی نتیجه
of no issue
U
بی نتیجه
outgrwth
U
نتیجه
growth
U
نتیجه
growths
U
نتیجه
resultful
U
پر نتیجه
conclusions
U
نتیجه
afterclap
U
نتیجه
ineffectual
U
بی نتیجه
sequent
U
نتیجه
sequitur
U
نتیجه
educt
U
نتیجه
eduction
U
نتیجه
conclusion
U
نتیجه
ineffetual
U
بی نتیجه
inconsequent
U
بی نتیجه
inconseqential
U
بی نتیجه
inconsecutive
U
بی نتیجه
in the sequel
U
در نتیجه
effectless
U
بی نتیجه
frustrated
U
بی نتیجه
to no purpose
U
بی نتیجه
thanks to.....
U
در نتیجه
resulted
U
نتیجه
result
U
نتیجه
consequent
U
نتیجه
resulting
U
نتیجه
product
U
نتیجه
run into
<idiom>
U
نتیجه
sequela
U
نتیجه
products
U
نتیجه
failure
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
interrupting
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
failures
U
خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
sidelobe
U
ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
interrupt
U
حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sbc
U
RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
lateral deflection of beam
U
تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
B:
U
بیان کننده دیسک درایو جانبی
processor
U
پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com