English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tricrotism U نبض سه ضربهای ضربان نبض بطور سه ضربهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tricrotic U ضربان نبض بطورسه ضربهای
impact ionization U ایونیزاسیون ضربهای یونیزاسیون ضربهای
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
unstart U انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
posttraumatic U پس ضربهای
traumatic U ضربهای
dicrotism U دو ضربهای
shock wave U موج ضربهای
impluse generator U مولد ضربهای
australian crawl U کرال دو ضربهای
impluse function U تابع ضربهای
impluse distortion U اعوجاج ضربهای
impluse sender U مولد ضربهای
impluse detector U اشکارسازجریان ضربهای
impluse current U جریان ضربهای
whipping U حرکت ضربهای
impluse contact U کنتاکت ضربهای
mach wave U موج ضربهای
shock waves U موج ضربهای
partial products U حاصل ضربهای جز
impluse switch U کلید ضربهای
impluse switch U تکمه ضربهای
impluse tachometer U تاکومتر ضربهای
impluse voltage U فشار ضربهای
pulsating load U بار ضربهای
drop test U ازمایش ضربهای
impluse wave U موج ضربهای
implusing signal U سیگنال ضربهای
percussion welding U جوشکاری ضربهای
percussion press U پرس ضربهای
impluse inertia U لختی ضربهای
sambon kumite U مبارزه سه ضربهای
impluse breakdown U شکست ضربهای
impulse discharge U تخلیه ضربهای
impact exitation U تحریک ضربهای
impact printer U چاپگر ضربهای
tricrotic U نبض سه ضربهای
impact load U بار ضربهای
detonation U انفجار ضربهای
impact force U نیروی ضربهای
shock excitation U تحریک ضربهای
transient voltage U ولتاژ ضربهای
impluse exitation U تحریک ضربهای
ippon kumite U مبارزه تک ضربهای
impact strength U استحکام ضربهای
strode analysis U تحلیل ضربهای
implusive excitation U تحریک ضربهای
batch mixer U مخلوط کن ضربهای
detonations U انفجار ضربهای
shock concrete U بتن ضربهای
impulsive force U نیروی ضربهای
impulse turbine U توربین ضربهای
impluse sound level U سطح صوت ضربهای
impluse voltage cascade U ابشار فشار ضربهای
pusher type furnace U کوره نوع ضربهای
pulsed resistance welding U جوشکاری مقاومتی ضربهای
impluse voltage stress U تنش فشار ضربهای
impluse test U ازمایش فشار ضربهای
impluse turbine U توربین فشار ضربهای
impluse voltage generator U مولد فشار ضربهای
impact crusher U سنگ شکن ضربهای
impluse voltage generation U تولید فشار ضربهای
wavelet U موج ضربهای کوچک
impluse voltage test U ازمایش فشار ضربهای
impluse protective level U سطح فشار ضربهای
mach line U موج ضربهای ضعیف
normal shock wave U موج ضربهای عمود
oblique shock wave U موج ضربهای مایل
impluse current generator U مولد جریان ضربهای
impluse breakdown voltage U فشار شکست ضربهای
impact transducer U مبدل فرایندهای ضربهای
detached shock wave U موج ضربهای منفصل
tensile impact test U ازمایش کشش ضربهای
daisy wheel printer U چاپگر اصلی ضربهای
impluse withstand voltage U فشار ضربهای ایستا
jar ramming method U روش ضربهای قالبریزی
joint U مفصل اتصال ضربهای
jia ippon kumite U مبارزه ازاد تک ضربهای
percussion riveter U پرچ کننده ضربهای
impluse circuit U مدار جریان ضربهای
hig low jack U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
impluse high tension generator U مولد فشار قوی ضربهای
impluse circuit U مدارایمپولز مدار فشار ضربهای
count U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counting U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counts U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
instantaneous short circuit current U جریان اتصال کوتاه ضربهای
counted U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
impluse voltage test technipue U روش ازمایش فشار ضربهای
bank shot U ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
impluse response U رفتار در مقابل فشار ضربهای
lilies U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
lenght U ضربهای که توپ روی دیوارعقب میافتد
lily U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
forcing shot U ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
letting U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lets U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
let U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
light hit U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را نمیاندازد
big four U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
sour apple U ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
double pinochle U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
big ball U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را می اندازد
bedpost U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
half worcester U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
do split U ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
initial alternating short circuit curren U جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
lofts U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
give a catch U زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
single U ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
impluse voltage testing plant U ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
leg glance U ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
lip U ضربهای که به لبه سوراخ گلف برسد و در ان نیفتد
bank shot U ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
loft U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
keilo U ضربهای در کاراته بانوک انگشتان جمع شده
late cut U ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
jar U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
sidehiller U ضربهای که گوی از شیب درچمن نرم سرازیر میشود
deflection U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
force U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
deflections U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
forces U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forcing U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
jarred U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jars U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
maximum asymmetric three phase U current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
blocking U گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
drag U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
dragged U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drags U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
draws U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
draw U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
diamonds U شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
bow wave U موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
odd U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
jack hammer U مته ضربهای مته چکشی
christmass tree U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
pulse repetition U تجدید ضربان پی امد ضربان
beats U ضربان
pulse U ضربان
ictus U ضربان
pulsed U ضربان
throb U ضربان
sphygmus U ضربان
ticktack U ضربان
tictac U ضربان
baet U ضربان
pulsation U ضربان
fitch U ضربان
throbs U ضربان
throbbing U ضربان
throbbed U ضربان
surge U ضربان
beat U ضربان
surges U ضربان
surged U ضربان
heartbeat U ضربان قلب
pulse repetition U تکرار ضربان
impluse meter U ضربان سنج
voltage impluse U ضربان ولتاژ
pulsing U ضربان امواج
impluse frequency U فرکانس ضربان
pulsation U ضربان ستارهای
panted U ضربان تپش
pant U ضربان تپش
beats U ضربان نبض
beat U ضربان نبض
beat frequency U فرکانس ضربان
heart beat U ضربان قلب
heart rate U ضربان قلب
panted U ضربان داشتن
data pulse U ضربان داده
pant U ضربان داشتن
heartbeats U ضربان قلب
stethoscope U گوشی ضربان سنج
stethoscopes U گوشی ضربان سنج
pitter patter U چک چک باران و غیره ضربان
arrhythmic U نامنظمی ضربان نبض
extrasystole U ضربان اضافی قلب
acrotism U فقدان ضربان یا تپش
pulsating star U ستاره ضربان دار
pitter-patter U چک چک باران و غیره ضربان
to skip [heartbeat] U انداختن یک تپش [ضربان قلب]
My heartbeat is even . U ضربان قلبم منظم است
cardiograph U دستگاه ثبت ضربان قلب
pit a pat U با ضربات تند و متوالی درحال ضربان
pacemakers U دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
to skip [heartbeat] U حذف کردن یک تپش [ضربان قلب]
electrocardiogram U ثبت ضربان قلب بوسیله برق
pacemaker U دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
beat U تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
beats U تغییرات شدت صوت در اثرتداخل ضربان
electrocardiograph U دستگاه برقی ضربان نگارقلب تپش نگار
irretrievably U بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously U بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably U بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable U بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com