Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
decompress
U
ناهم فشرده کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
self-
U
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
congested
U
فشرده انباشته شده بهم فشرده
inequivalence
U
ناهم ارزی
out of phase
U
ناهم فاز
nonaligned
U
ناهم پیمان
heteronuclear
U
ناهم هسته
nonsynchronous
U
ناهم زمان
allopatric
U
ناهم بوم
dissymmetry of lift
U
ناهم اندزگی برا
incongruent melting
U
ذوب ناهم نهشت
cast up
U
فشرده کردن
compressing
U
هم فشرده کردن
compresses
U
هم فشرده کردن
compress
U
هم فشرده کردن
Intel
U
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
icing
U
مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
compaction
U
فشرده سازی متراکم کردن
file compression utility
U
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
discrete
U
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
compacting
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
U
فشرده کردن بهم متصل کردن
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
compresses
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compress
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
turbojet
U
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
companding
U
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
CD E
U
فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
hovercrafts
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercraft
U
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
squeezing
U
فشرده
intensive
U
فشرده
squeezes
U
فشرده
strained
U
فشرده
congested
U
در هم فشرده
squeezed
U
فشرده
condensed
U
به هم فشرده
compressed
U
فشرده
compressive
U
فشرده
squeeze
U
فشرده
condensed
U
فشرده
compressed air
U
هوای فشرده
concise
U
لب گو فشرده ومختصر
dices
U
رقابت فشرده
incompressible
U
فشرده نشدنی
fasciated
U
بهم فشرده
compaction
U
فشرده سازی
dicing
U
رقابت فشرده
steel aloy
U
فولاد فشرده
condensed type
U
چاپ فشرده
compactions
U
فشرده سازی
press part
U
بخش فشرده
press board
U
مقوای فشرده
dice
U
رقابت فشرده
alloy steel
U
فولاد فشرده
compact section
U
مقطع فشرده
compact disk
U
دیسک فشرده
condensive load
U
بار فشرده
diced
U
رقابت فشرده
condensed type
U
نوع فشرده
packing
U
فشرده سازی
ice crete
U
بتون فشرده
packed decimal
U
دهدهی فشرده
seried
U
بهم فشرده
laser
U
دیسک فشرده
lasers
U
دیسک فشرده
massive
U
گنده فشرده
succinct
U
مجمل فشرده
massively
U
گنده فشرده
mass practice
U
تمرین فشرده
cast iron
U
فولاد فشرده
compressed file
U
فایل فشرده
repressed brick
U
اجر فشرده
pack
U
فشرده سازی
packs
U
فشرده سازی
crushed
<adj.>
<past-p.>
U
فشرده شده
depressed
U
فشرده شدن
package program
U
برنامه فشرده
coarctate
U
بهم فشرده
compacted
U
بهم فشرده خلاصه
bumped
U
بار فشرده شده
CD audio
U
روی دیسک فشرده
compact
U
جمع وجور فشرده
compander
U
فشرده و نافشرده کننده
condensed structural formula
U
فرمول ساختاری فشرده
air compressor
U
هوای فشرده ساز
principal types of foot
فشرده کننده آب سنگین
CD DA
U
روی دیسک فشرده
presses
U
تاکتیک دفاعی فشرده
press
U
تاکتیک دفاعی فشرده
pinch effect
U
اثر فشرده سازی
compacted
U
جمع وجور فشرده
compact
U
بهم فشرده خلاصه
compacting
U
جمع وجور فشرده
repressed brick
U
اجر فشرده شده
compacting
U
بهم فشرده خلاصه
packed decimal
U
عدد اعشاری فشرده
forced alternating current
U
جریان متناوب فشرده
prestressed concrete
U
بتن پیش فشرده
die pressed part
U
بخش فشرده حدیدهای
massively
U
ساختمان فشرده ماسیو
laminated plastic material
U
ماده فشرده متورق
massive
U
ساختمان فشرده ماسیو
packed snow
U
برف فشرده شده
packing density
U
تراکم فشرده سازی
compacts
U
بهم فشرده خلاصه
compacts
U
جمع وجور فشرده
caisson foundation
U
پی سازی با هوای فشرده
compacts
U
روی دیسک فشرده را میدهد
compact
U
روی دیسک فشرده را میدهد
fractal
U
روش فشرده سازی تصاویر
A crash language course .
U
دوره فشرده آموزش زبان
compacted
U
روی دیسک فشرده را میدهد
compacting
U
روی دیسک فشرده را میدهد
modes
U
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
images
U
فشرده سایز داده یک تصویر
mode
U
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
discs
U
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
disc
U
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
air lift
U
دستگاه ابکش با هوای فشرده
CD
U
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
image
U
فشرده سایز داده یک تصویر
CDs
U
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
to swot
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to cram
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to mug up
[British E]
for an exam
U
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
international file format
U
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
IFF
U
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
photo finish
U
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
pneumatic disatch
U
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
pneumatic
U
پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
asymmetric video compression
U
استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
phalanx
U
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanxes
U
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
compressor
U
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressors
U
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
CSLIP
U
گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
reducing
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
CD I
U
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
CD
U
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
blast hole drill
U
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
CDs
U
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
picturing
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pic
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیو DVI شرکت Intel
pictured
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
picture
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures
U
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
CD quality
U
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
decompression
U
تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
compact
U
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacts
U
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacting
U
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacted
U
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
mdr
U
ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
fractal
U
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
FIF
U
فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
DoubleSpace
U
برنامه نرم افزاری که بخشی از DOS-MS است و باعث فشرده سازی دیسک میشود
JPEG++
U
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
portable
U
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
pcm
U
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
Huffman code
U
کد فشرده سازی داده که حروف ای که اغلب نرخ می دهند فضای بیت کمتری اشغال می کنند
DV I
U
سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
JPEG
U
استانداردی که نحوه ذخیره سازی تصاور گرافیکی را به صورت فشرده در فایل روی دیسک بیان میکند
compression
U
نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
DCC
U
نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
winchester disk
U
دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
pneumaticity
U
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
ADPCM
U
استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
tar
U
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
simm
U
تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
PLV
U
الگوریتم فشرده سای ویدیو با بالاترین کیفیت که با ترتیب ویدیو تمام متحرک DVI کار میکند
air turbine starter
U
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
adaptive channel allocation
U
استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
DOR
U
سیگنال ذخیره شده به صورت دودویی روی سوراخهای کوچک روی سطح دیسک فشرده یا نوری که توسط لیزر قابل خواندن باشد
zip
U
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipped
U
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipping
U
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zips
U
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
CD I
U
استانداردهای سخت افزار و نرم افزار که داده و تصویر و متن را روی یک دیسک فشرده ترکیب میکند و به کاربر اجازه میدهد تا با نرم افزاری که روی ROM-CD ذخیره شده است کار کند
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com