English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
primary sensory area U ناحیه حسی نخستین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
primary projection area U ناحیه فرافکنی نخستین
Other Matches
at first a U در نخستین دید در وهله نخستین
blitter U عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany U گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
premiers U نخستین
initials U نخستین
premier U نخستین
first U نخستین
primary U نخستین
our first parents adam and eva U نخستین ما
premiering U نخستین
premieres U نخستین
premiered U نخستین
premiere U نخستین
incipient U نخستین
initialling U نخستین
mixer U نخستین
first detector U نخستین
initialing U نخستین
proto U نخستین
initialled U نخستین
initialed U نخستین
quadrages ima U نخستین
mixers U نخستین
initial U نخستین
primal <adj.> U نخستین
as a first step <adv.> U نخستین [اولا]
prototype U نخستین بشر
primary reinforcement U تقویت نخستین
springer stone U نخستین رگ پاطاق
prototypes U نمونه نخستین
primordial U اصل نخستین
primary motivation U انگیزش نخستین
prototypes U نخستین بشر
prototype U نمونه نخستین
primary needs U نیازهای نخستین
protomartyr U نخستین شهید
prime coat U روکش نخستین
rough coat U نخستین اندود
primary treatment U پاکسازی نخستین
primary treatment U تصفیه نخستین
primary zones U نواحی نخستین
primary productivity U فراوردگی نخستین
primary processes U فرایندهای نخستین
primary personality U شخصیت نخستین
proenomen U نام نخستین
first rate U نخستین درجه
incunabula U نخستین دوره
initial expenses U هزینه نخستین
initial movement U نخستین اقدام
by return of post U با نخستین پست
menarche U نخستین قاعدگی
initial stage U طبقه نخستین
book one U جلد نخستین
trivium U دوره نخستین
octateuch U نخستین عهدعتیق
incipincy U حالت نخستین
crossover U تمرکز نخستین
primes U نخستین اولیه
primed U نخستین اولیه
first impression U برداشت نخستین
first hand U نخستین بازی کن
first aids U کمکهای نخستین
hexateuch U نخستین توریه
his opening remarks U نخستین گفتههای وی
in the egg U در مرحله نخستین
incipience U حالت نخستین
prime U نخستین اولیه
at the first onset U در نخستین وهله
the opening chapter U نخستین فصل
the first day U نخستین رور
primary group U گروه نخستین
at first push U در نخستین وهله
primary drive U سائق نخستین
primary U مقدماتی نخستین
the first of all U نخستین همه
at the first blush U در نخستین وهله
primary colors U رنگهای نخستین
primary anxiety U اضطراب نخستین
incipient stages U مراحل نخستین یا ابتدائی
initiating U نخستین قدم رابرداشتن
initiates U نخستین قدم رابرداشتن
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
protoplast U نخستین ادم افریده
primary mental abilities U تواناییهای عقلی نخستین
primordial U عنصر نخستین اساسی
foal tooth U نخستین دندان اسب
firstling U نوبر نخستین نتیجه
recoil U بحال نخستین برگشتن
recoiling U بحال نخستین برگشتن
recoils U بحال نخستین برگشتن
gross primary product U تولید ناخالص نخستین
hexateuchal U شش کتاب نخستین از تورات
initiated U نخستین قدم رابرداشتن
initiate U نخستین قدم رابرداشتن
break one's duck U کسب نخستین امتیاز
primary reinforcer U تقویت کننده نخستین
prodelision U حذف نخستین حرفCanis
net primary production U تولید خالص نخستین
at the earliest p moment U در نخستین وهله امکان
maiden speeches U نخستین نطق شخص
rudimentary knowledge U دانش مقدماتی یا نخستین
on the first occasion U در نخستین وهله یا فرصت
opener U نخستین مسابقه از یک دورمسابقه
draw first blood U کسب نخستین امتیاز
the first person U نخستین شخص متکلم
first fruits U نخستین دستاوردهای هر چیز
primary amentia U نقص عقل نخستین
maiden speech U نخستین نطق شخص
fifteen U نخستین امتیاز گیم
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
initial inverse voltage U ولتاژ معکوس نخستین
acrospire U نخستین جوانهء دانه
recoiled U بحال نخستین برگشتن
primary mental deficiency U عقب ماندگی ذهنی نخستین
plough monday U نخستین دوشنبه پس از خاج شویان
heptateuch U هفت کتاب نخستین توریه
hetaerism U ازدواج اشتراکی درقبایل نخستین
fleshment U خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
original sin U نخستین گناه ادم ابوالبشر
relapse U مرتد بحال نخستین برگشتن
relapses U مرتد بحال نخستین برگشتن
relapsing U مرتد بحال نخستین برگشتن
retranslate U دوباره بزبان نخستین دراوردن
prototypes U اصل ماده نخستین افریده
prototype U اصل ماده نخستین افریده
primate U راسته پستانداران نخستین پایه
relapsed U مرتد بحال نخستین برگشتن
premiere U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiered U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
protogenetic U وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic U وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
sixth man U نخستین بازیگرذخیرهای که وارد میدان میشود
first reading U طرح نخستین لایحه قانونی درمجلس
imfancy U عدم بلوغ نخستین دوره رشد
protasis U نخستین قسمت درام قدیم رومی
ground U بگل نشاندن اصول نخستین را یاددادن
premiers U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premier U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premieres U نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
stars and bars U نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
break shot U نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
to nip or crush in the bud U در نخستین مرحله رشد کشتن یا پایمال کردن
revalorization U اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
previous examination U نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
realms U ناحیه
zone U ناحیه
output area U ناحیه
zones U ناحیه
realm U ناحیه
shires U ناحیه
regions U ناحیه
local <adj.> U ناحیه ای
regional <adj.> U ناحیه ای
region U ناحیه
demesne U ناحیه
ward U ناحیه
wards U ناحیه
shire U ناحیه
areas U ناحیه
area U ناحیه
partitions U ناحیه
partition U ناحیه
ranges U ناحیه
reaches U ناحیه
reached U ناحیه
reach U ناحیه
situs U ناحیه
districts U ناحیه
proclimax U ناحیه
range U ناحیه
ranged U ناحیه
reaching U ناحیه
district U ناحیه
subregion U ناحیه
sympatric U هم ناحیه
sectors U ناحیه
sector U ناحیه
grilse U ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
restorationism U عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
freshers U نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
fresher U نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا
hypnogenic zone U ناحیه خواب زا
the abdominal region U ناحیه شکم
residential area U ناحیه مسکونی
heat affected zone U ناحیه پیوند
recording eara U ناحیه ضبط
telephone area U ناحیه اتصال
goldfield U ناحیه زرخیز
frequency region U ناحیه فرکانس
geiger muller region o. plateau U ناحیه قطع
genital zone U ناحیه تناسلی
pyramidal area U ناحیه هرمی
radius of action U ناحیه رانندگی
range of adjustment U ناحیه تنظیم
range of storke U ناحیه ضربه
range of variation U ناحیه تغییر
range of variation U ناحیه انحراف
gold field U ناحیه زرخیز
scan area U ناحیه پیمایش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com