English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
combined circuit U مین مجهز به مدار عامل مرکب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
combined influence mine U مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
Other Matches
one hook U مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
combination influence U مکانیسم عامل مرکب
combined circuit U مدار مرکب
compound circuit U مدار مرکب
combination circuit U مدار انفجاری مرکب
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
peripheral slots U شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
well found U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well founded U کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
look U زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks U زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked U زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
duplex U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
staffs U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffed U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staff U با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
cyanogen agent U عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character U حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator U محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit U مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching U مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet U سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pin U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
capital intensive goods U کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shell U نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling U نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells U نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
mask design U اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
blood agent U عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggyback U سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks U سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer U افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
powder train U مدار خرج مدار باروت
firing circuit U مدار چاشنی مدار انفجار
accoutred U مجهز
barbed U مجهز
in full fig U مجهز
weaponed U مجهز
accoutered U مجهز
barded U مجهز
equipped U مجهز
armed U مجهز
acoutre U مجهز
panoplied U مجهز و اراسته
habilitate U مجهز کردن
equips U مجهز کردن
equip U مجهز کردن
full sail U تبار مجهز
equipping U مجهز کردن
tool U مجهز کردن
busking U مجهز کردن
busked U مجهز کردن
imp U مجهز کردن
imps U مجهز کردن
supportive U مجهز کننده
jet-propelled U مجهز به موتور جت
jet propelled U مجهز به موتور جت
busks U مجهز کردن
busk U مجهز کردن
weaponed U مجهز به جنگ افزار
reflectorize U مجهز به بازتابنده کردن
reflecterize U مجهز به بازتابنده کردن
turboprop jet engine U موتور جت مجهز به موتورتوربین
bugged U مجهز به میکروفن مخفی
on a war footing U مجهز واماده جنگ
EXE file U در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
fuse cut out switch U کلید قطع مجهز به فیوز
tower wagon U اتومبیل مجهز به جرثقیل یانردبان
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
recoil operated U مجهز به دستگاه عقب نشینی
under arms U مجهز باسلحه سبک و انفرادی
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
mast U دیرک بادکل مجهز کردن
masts U دیرک بادکل مجهز کردن
to provide oneself U خودرا اماده یا مجهز کردن
squad car U اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
augmented turbofan U توربوفن مجهز به سیستم پس سوز
squad cars U اتومبیل پلیس مجهز به فرستنده
dieselize U با موتور دیزل مجهز شدن یاکردن
MS DOS U سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
grids U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grid U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
alpha pegasi U مرکب الفرس متن الفرس مرکب
combined operations U عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
compound helicopter U هلی کوپتری که مجهز به سیستم جلو برنده کمکی است
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
titans U نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
titan U نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
lobe U یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
lobes U یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
hustlers U بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
hustler U بمب افکن استراتژیکی قابل حمل بمب اتمی که با چهارموتور جت مجهز است
roadster U مرکب
parasyntetic U مرکب
combined arms U مرکب
roadsters U مرکب
composed U مرکب
hybrid U مرکب
complex U مرکب
formant U مرکب
multiplex U مرکب
ink pad U مرکب زن
conposite U مرکب
complexities U مرکب
ink U مرکب
complexity U مرکب
compounds U مرکب
complexes U مرکب
compound U مرکب
mixed U مرکب
tracing ink U مرکب
compounded U مرکب
composite U مرکب
combined U مرکب
inks U مرکب
harmonic motion U الحان مرکب
composite steel U فولاد مرکب
compound U اتصال مرکب
composite area U سطوح مرکب
composite score U نمره مرکب
composite armor U زره مرکب
complex number U عدد مرکب
composite metal U فلز مرکب
compound U ماده مرکب
composite material U مواد مرکب
composite demand U تقاضای مرکب
compound U جسم مرکب
flitched beam U تیر مرکب
consists U مرکب بودن از
composite column U ستون مرکب
consisted U مرکب بودن از
consist U مرکب بودن از
consisting U مرکب بودن از
compound U لفظ مرکب
composite defense U دفاع مرکب
compositely U بطور مرکب
compositeness U مرکب بودن
compositive cideo U ویدئوی مرکب
compound converter U تبدیل گر مرکب
magnetic battery U مغناطیس مرکب
composite U چیز مرکب
compound motion U حرکت مرکب
compound probability U احتمال مرکب
compound statement U جمله مرکب
compound wound generator U مولد مرکب
compound wound motor U موتور مرکب
converter valve U لامپ مرکب
copying ink U مرکب کپیه
cuttle fish U ماهی مرکب
compound interest U بهره مرکب
compound interest U ربح مرکب
compound magnet U مغناطیس مرکب
decomposite U مرکب درمرکب
compound bending U خمش مرکب
drawing ink U مرکب رسم
double ignorance U جهل مرکب
compound catenary U اویزانداری مرکب
build up lining U پوشش مرکب
build up section U مقاطع مرکب
diphthong U مصوت مرکب
compound curve U انحناء مرکب
compound eye U چشم مرکب
dense ignorance U جهل مرکب
pad U مرکب خشک کن
pads U مرکب خشک کن
composite U یکان مرکب
compound lens U عدسی مرکب
decompound U مرکب درمرکب
cuttle U ماهی مرکب
girders U تیر مرکب
compounded U ماده مرکب
wound pole U قطب مرکب
onomastic U مرکب از اسم
combination lantern U فانوس مرکب
combination fixture U اویز مرکب
combination current U جریان مرکب
compounds U لفظ مرکب
compounds U جسم مرکب
oaten U مرکب از دانههای جو
combination vehicle U خودروهای مرکب
combined arms U رستههای مرکب
mixed flow U جریان مرکب
mixed number U عدد مرکب
multimodal transport U حمل مرکب
multiple offence U حمله مرکب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com