English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to split the d. U میانه را گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
average U میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averaged U میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averages U میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averaging U میانه قرار دادن میانگین گرفتن
to split the difference U میانه را گرفتن مصالحه کردن
Other Matches
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me . U با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
meaner U میانه
temperate U میانه رو
mezzo U میانه
mn U میانه
middle weight U میانه
of a middling quality U میانه
mean U میانه
meanest U میانه
median U میانه
tolerable U میانه
fairish U میانه
intermedial U میانه
intermediate U میانه
so-so U میانه
meant U میانه
soberly U میانه رو
sober U میانه رو
medium U میانه
mediums U میانه
middle-of-the-road U میانه رو
center piece U میانه
owl light U میانه
mesosomatic U میانه تن
allegretto a U میانه
moderate U میانه رو
frugal U میانه رو
moderating U میانه رو
moderated U میانه رو
mesocephalic U میانه سر
median line U میانه
mesne U میانه
moderates U میانه رو
average U میانه متوسط
halfback U بازیکن میانه
temperance U میانه روی
moderating U میانه رو مناسب
averaged U میانه متوسط
temperateness U میانه روی
averages U میانه متوسط
moderately U بطور میانه
intermedium U میانه گیر
moderation U میانه روی
passably U بطور میانه
normal U میانه متوسط
moderateness U میانه روی
medium frequency U فرکانس میانه
Middle West U باختر میانه
waist U میانه ناو
waists U میانه ناو
intermediate frequency U فرکانس میانه
golden mean U میانه روی
intermediately U بطور میانه
the middle finger U انگشت میانه
averaging U میانه متوسط
middlings U ارد میانه
moderates U میانه رو مناسب
moderated U میانه رو مناسب
mean U میانه متوسط
medial U میانه متوسط
mediaeval ages U قرنهای میانه
middle course U میانه روی
middles U میانه میدان
middle U میانه میدان
mean radius U شعاع میانه
mesolithic U میانه سنگی
moderate U میانه رو مناسب
halfway line U خط میانه زمین
mesopic vision U دید میانه
bathyal U میانه ژرفی
average radius U شعاع میانه
tolerably U بطور میانه
meanest U میانه متوسط
mesokurtic U میانه پهنا
meaner U میانه متوسط
ambivert U ادم معتدل و میانه رو
embroilment U میانه بهم زنی
to set two men at variance U میانه دو کس رابهم زدن
scholastic theology U الهیات قرنهای میانه
interposition U دخالت میانه گیری
embroils U میانه برهم زدن
bigeneric U میانه یا حد وسط دوجنس
embroil U میانه برهم زدن
mean U متوسط میانه روی
meanest U متوسط میانه روی
meaner U متوسط میانه روی
embroiled U میانه برهم زدن
embroiling U میانه برهم زدن
middleman U نفر وسط صف ادم میانه رو
middlemen U نفر وسط صف ادم میانه رو
To set two people against each other . To stir up bad blood between tow persons. U میانه دونفررا بهم زدن
To try to effect a reconciliation . between two people . U میانه دونفرراگرفتن ( آشتی دادن )
to keep in with any one U با کسی میانه خوب داشتن
centrist wing U طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
middle body U قسمت میانه ناو یا کشتی
mediaevalism U رسم ها وعقیدههای قرون میانه
They became estranged . They fell out . U میانه آنها بهم خورد
they came to a rupture U میانه انها بهم خورد
We are on very friendly terms . U میانه ماخیلی گرم است
interceded U میانجی شدن میانه گیری کردن
interceding U میانجی شدن میانه گیری کردن
intercedes U میانجی شدن میانه گیری کردن
sea king U دزد دریایی اسکاندیناوی درقرنهای میانه
intercede U میانجی شدن میانه گیری کردن
barytone U کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
pavis U سپربزرگی که در قرنهای میانه بکارمیبرندوسرتاپارامی پوشانید
school doctor U استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
jainism U یکجوردین درهندکه میانه دین برهماودین بوداست
to take medical advice U دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
clam U بچنگال گرفتن محکم گرفتن
gripping U طرز گرفتن وسیله گرفتن
clams U بچنگال گرفتن محکم گرفتن
to seal up U درز گرفتن کاغذ گرفتن
gripped U طرز گرفتن وسیله گرفتن
slag U کفه گرفتن تفاله گرفتن
grips U طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip U طرز گرفتن وسیله گرفتن
calebrate U جشن گرفتن عید گرفتن
take in <idiom> U زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
mediaevalist U کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
midcourse guidance U هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
To tell some one his fortune . U برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
seize U گرفتن
retrieved U پس گرفتن
resuming U از سر گرفتن
catch U گرفتن
resume U از سر گرفتن
break out U در گرفتن
retrieve U پس گرفتن
seizes U گرفتن
seized U گرفتن
resumes U از سر گرفتن
raclaim U پس گرفتن
take U گرفتن
overtaken U گرفتن
abated U اب گرفتن از
abates U اب گرفتن از
abating U اب گرفتن از
overtake U گرفتن
overtakes U گرفتن
retreat U پس گرفتن
retreats U پس گرفتن
retreating U پس گرفتن
abate U اب گرفتن از
pushing U گرفتن
obturate U گرفتن
takes U گرفتن
retrieves U پس گرفتن
resumed U از سر گرفتن
recapturing U پس گرفتن
encumbered U گرفتن
retreated U پس گرفتن
reoccupy U از سر گرفتن
to get at U گرفتن
to whisk away or off U گرفتن
to take up U گرفتن
situate U جا گرفتن
situates U جا گرفتن
situating U جا گرفتن
to take one's stand U جا گرفتن
detract U گرفتن
detracted U گرفتن
to lay a wager U گرفتن
tong U گرفتن
wive U زن گرفتن
to hunt out U گرفتن
encumber U گرفتن
encumbering U گرفتن
encumbers U گرفتن
unsay U پس گرفتن
withdraw U پس گرفتن
withdraws U پس گرفتن
detracting U گرفتن
detracts U گرفتن
to nestle oneself U جا گرفتن
lute U گل گرفتن
lutes U گل گرفتن
to shut off U را گرفتن
to station oneself U جا گرفتن
to take fast hold of U گرفتن
accustoms U خو گرفتن
accustoming U خو گرفتن
accustom U خو گرفتن
reclaims U پس گرفتن
reclaiming U پس گرفتن
fleas U کک گرفتن
flea U کک گرفتن
renovating U از سر گرفتن
renovates U از سر گرفتن
renovated U از سر گرفتن
renovate U از سر گرفتن
reclaim U پس گرفتن
reclaimed U پس گرفتن
to take a wife U زن گرفتن
hold U گرفتن
to addict oneself U خو گرفتن
acquiring U گرفتن
acquires U گرفتن
acquire U گرفتن
to begin again از سر گرفتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com