English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cryptocorrespondence U مکاتبات رمزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cryptorelated informations U اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
cryptosecurity U حفافت مکاتبات رمزی
Other Matches
authentication code U سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
codress U نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
correspondence U مکاتبات
correspondences U مکاتبات
correspondences U مکاتبه مکاتبات
correspoundence U مکاتبات تشابه
correspondence U مکاتبه مکاتبات
official communications U مکاتبات اداری
cyphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
dealing U مکاتبات و ارتباط دوستانه یا بازرگانی
cryptocompromise U به خطر انداختن مکاتبات رمز
which transponder U علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
mail order house U تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
basic communication U گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
encoded U رمزی
backstairs U رمزی
furtive U رمزی
mystics U رمزی
allusive U رمزی
allegoric U رمزی
occult U رمزی
mystic U رمزی
emblematic U رمزی
cryptically U رمزی
cryptic U رمزی
coded U رمزی
allegorical U رمزی
symbolically U رمزی
in petto U رمزی
monogrammatic U رمزی
runic U رمزی
enigmatical U رمزی
figurative U رمزی
symbolic U رمزی
emblematical U رمزی
puzzle lock U قفل رمزی
codification U رمزی کردن
formal logic U منطق رمزی
symbolic logic U منطق رمزی
symbolically U رمزی اشاری
undercover U رمزی جاسوس
mystic sense U معنی رمزی
mystic participation U اشتراک رمزی
encoded U رمزی شده
occult U سری رمزی
cryptograph U نوشته رمزی
cryptogram U نوشته رمزی
coded character U دخشه رمزی
encodes U رمزی کردن
encode U رمزی کردن
formulas U قاعده رمزی
code U رمزی کردن
formulae U قاعده رمزی
mystified U رمزی کردن
mystifies U رمزی کردن
mystify U رمزی کردن
mystifying U رمزی کردن
formula U قاعده رمزی
symbolic U رمزی اشاری
watchwords U کلمه رمزی
watchword U کلمه رمزی
code words U کلمات رمزی
esoteric U رمزی درونی
code word U کلمات رمزی
figurative U رمزی کنایهای
privileged communication U مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
mystically U بطور رمزی یا استعماری
token U معجزه علامت رمزی
cypher U حروف یامهر رمزی
phase encoded U رمزی شده با فاز
tokens U معجزه علامت رمزی
cryptocommunication U ارتباط ومخابرات رمزی
cryptanalysis U کشف نوشته رمزی
semeiotic U مکتب علائم رمزی
coded decimal U رقم دهدهی رمزی
semiotic U مکتب علائم رمزی
token U کلمه رمزی علامت مشخصه
sigil U علامت نجومی علائم رمزی
numerology U مبحث معانی رمزی اعداد
to crack a code U رمزی [گاوصندوق یا رایانه] را شکندن
tokens U کلمه رمزی علامت مشخصه
cryptanalyze U نوشته رمزی را کشف کردن
symbolization U استعمال علائم ونشانهای رمزی
cyphers U فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
pressmark U حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
symbology U مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
symbolism U نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
ciphers U فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cipher U فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
formulation U دستور سازی تبدیل به قاعده رمزی
demodulate U از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
monitored U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitor U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
open code U سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
monitors U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
typographies U فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
typography U فن بیان وتعریف چیزی بصورت علائم ونشانههای رمزی
repeating key روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
signals U علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
spelling group U حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
codress procedure U روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
wands U دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wand U دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
codifying U رمزی کردن تدوین کردن
codify U رمزی کردن تدوین کردن
codifies U رمزی کردن تدوین کردن
spelling table U جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com