English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
matter of U موجبات گله گزاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
grounds for inheritance U موجبات ارث
causes of inheritance U موجبات ارث
obsequies U ختم گزاری
devoir U حرمت گزاری
complainingly U باگله گزاری
Thanksgiving U شکر گزاری
wire services U خبر گزاری
wire service U خبر گزاری
role-playing U نقش گزاری
role playing U نقش گزاری
role enactment U نقش گزاری
improvisation U نقش گزاری ارتجالی
sociodrama U نقش گزاری اجتماعی
hypnodrama U نقش گزاری هیپنوتیسمی
psychodrama U نقش گزاری روانی
to give thanks U سپاس گزاری کردن تشکرکردن
longitudinal reinforcement U [فولاد گزاری طولی در بتن]
canon U مجموعه کتب قانون گزاری کردن
canons U مجموعه کتب قانون گزاری کردن
i thanked him for his trouble U برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
to express one's heartfelt U قبلا سپاس گزاری کردن تشکرات قلبی خودرا تقدیم کردن
rehyphenation U تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
grammar U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
grammars U امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com