English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chucking U مهار کردن
chuck U مهار کردن
chucked U مهار کردن
chucks U مهار کردن
clamp U مهار کردن
clamped U مهار کردن
clamping U مهار کردن
clamps U مهار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
tie U متصل کردن مهار کردن مهار
ties U متصل کردن مهار کردن مهار
control U کنترل کردن مهار کردن
controlling U کنترل کردن مهار کردن
controls U کنترل کردن مهار کردن
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
restrain U نگهداشتن مهار کردن
restraining U نگهداشتن مهار کردن
restrains U نگهداشتن مهار کردن
binding U مهار کردن بار در روی پالت
bindings U مهار کردن بار در روی پالت
aircraft arresting reset unit U وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
anchor block U بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
chucking automatic U مهار کردن خودکار
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
stanchion U مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
strings attached <idiom> U تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
Other Matches
controls U مهار
guys U مهار
anchor U مهار
control U مهار
chainage U مهار
guy U مهار
braced U مهار
make fast U مهار
bond U مهار
belaying pin U مهار
controlling U مهار
anchorage U مهار
anchorages U مهار
anchors U مهار
halter U مهار
halters U مهار
anchoring U مهار
chucking U مهار
spans U مهار
spanning U مهار
bearing rein U مهار
spanned U مهار
span U مهار
brace U مهار
unbridle U بی مهار
restraint U مهار
restraints U مهار
frenum U مهار
guide rope U مهار
mooring buoy U بویه مهار
anchor rod U میل مهار
topping lift U مهار بالایی
holdfast U مهار گیر
tractable U سست مهار
arresting sheave U پل مهار هواپیما
wiring harness U مهار سیم
mooring line U سیم مهار
anchor pole U دیرک مهار
bridling U زنجیر مهار
bridling U مهار ناو
bridles U زنجیر مهار
bridles U مهار ناو
tie rod U میل مهار
bridled U زنجیر مهار
bridled U مهار ناو
bridle U زنجیر مهار
tawie U سست مهار
stayband U حلقه مهار
sag rod U مهار عرضی
restrained U مهار شده
angle-tie U مهار قطری
bollards U میله مهار
bollard U میله مهار
gripping jaw U فک مهار کننده
guy wire U سیم مهار
prony brake U مهار پرونی
sagrod U مهار عرضی
stay U تکیه مهار
ball control U مهار توپ
knee-brace U مهار زانویی
mooring pendant U سیم مهار
span wire U سیم مهار
mooring ring U حلقه مهار
mooring rope U طناب مهار
mooring swivel U مدور مهار
uncontrolled U مهار نشده
stayed U تکیه مهار
raker U تیر مهار
controlled U مهار شده
martingale U مهار جلو
angle-tie U مهار گوشه
bollard U تیر مهار
drogue U مهار چتری
foot trap U مهار توپ با کف پا
knee brace U مهار زانوئی
electrical shant U مهار برقی
daedman U مهار وزنی
cross brace U مهار عرضی
bridle U مهار ناو
barricades U مهار هواپیما سد جاده
buoy pendant U زنجیر مهار بویه
barricade U مهار هواپیما سد جاده
mooring swivel U خودگر مهار مین
leg trap U مهار توپ با ساق پا
clamped U مهار گیره عقربک
mooring line U طناب مهار مین
clamps U مهار گیره عقربک
clamp U مهار گیره عقربک
clamping sleeve U مفصل مهار کننده
barricading U مهار هواپیما سد جاده
escalates U از مهار خارج شدن
escalated U از مهار خارج شدن
clamping fixture U گیره مهار کننده
barricaded U مهار هواپیما سد جاده
restraining forces U نیروهای مهار کننده
escalating U از مهار خارج شدن
anchored filament U افروزه مهار شده
escalate U از مهار خارج شدن
aircraft arresting hook U قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
moorage U محل مهار کشتی
clamping U مهار گیره عقربک
tie down U مهار هواپیما یا کشتی
aircraft arrestment U عملیات مهار هواپیما
aircraft arresting U دستگاه مهار هواپیما
forward bow spring U طناب مهار کشتی
afterbow U طناب مهار سینه ناو
equitation U هنر سواری و مهار اسب
clamping jaw U فکهای مهار کننده گیره
dragging-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
dragon-piece U [مهار تیر شیروانی نبش]
arresting net stanchion U قلاب تور مهار هواپیما
arresting sheave U ریل و سرسره مهار هواپیما
arresting system payout U بازده سیستم مهار هواپیما
blocking and chocking U مهار بار روی وسیله ترابری
shift U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
uncleat U بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
headfast U طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
shifts U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifted U تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
hook cable U کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
smothers U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
forestay U مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
arresting system purchase element U وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
smothering U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
lied U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lie U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies U نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
chock U قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
fender U بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
cargo tie down point U محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
tie down U وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
aircraft arresting barrier U وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
loop sling U مهار حلقوی بار بند حلقوی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
sling U بند مهار بند قلاب
slinging U بند مهار بند قلاب
slings U بند مهار بند قلاب
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com