Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
military area
U
منطقه نظامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demilitarization
U
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
longtour area
U
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
military occupation
U
اشغال نظامی یک منطقه
muster roll
U
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
service area
U
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
terrain appreciation
U
ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
Other Matches
drop zone
U
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
militarism
U
روح سربازی یا نظامی گری نظامی گری توسل به قدرت نظامی
judge advocate
U
دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
facing
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facings
U
یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
terminal command
U
فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
manoeuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred
U
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
damage area
U
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens
U
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
rank and file
U
صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
terminal
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminals
U
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
sanctuary
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
airspace reservation
U
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
run up area
U
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
landing area
U
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
area of military significant fallout
U
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
staging area
U
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
polynia
U
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
grid zone
U
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
haven submarine
U
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
leave area
U
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
area oriented
U
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row
<idiom>
U
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area
U
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
phantom order
U
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
military channel
U
چانل نظامی مجرای نظامی
military government
U
حکومت نظامی فرمانداری نظامی
kill area
U
منطقه خطر منطقه تلفات
sectors
U
منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire
U
منطقه اتش منطقه تیراندازی
remoter
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
U
منطقه رزمی منطقه نبرد
remote
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sector
U
منطقه عمل منطقه مسئولیت
crossing area
U
منطقه گذار منطقه پایاب
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
ranging
U
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
holding area
U
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
army terminals
U
باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
military impedimenta
U
شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
axial route
U
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
line crosser
U
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
clandestine assembly area
U
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
demolition target
U
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
demolition guard
U
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
launching area
U
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
separation zone
U
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
defense coastal area
U
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
island bases
U
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
sweep
U
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
island
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
intersectional service
U
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
martial law
U
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
court martial
U
محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
hand salute
U
سلام نظامی دادن سلام نظامی
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
area of operational interest
U
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
area assessment
U
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
air surface zone
U
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
warlike
U
نظامی
fort
U
دژ نظامی
soldier
U
نظامی
martial
U
نظامی
serviced
U
نظامی
military
U
نظامی
martin
U
نظامی
mil
U
نظامی
soldiers
U
نظامی
service
U
نظامی
columns
U
ستون نظامی
camp
U
اردوگاه نظامی
camps
U
اردوگاه نظامی
force
U
نیروی نظامی
detention barrack
U
بازداشتگاه نظامی
camped
U
اردوگاه نظامی
dressing parade
U
مشق نظامی
forcing
U
نیروی نظامی
provost marshal
U
قاضی نظامی
khaki
U
لباس نظامی
forces
U
نیروی نظامی
to attain a great age
U
به سن بالارسیدن
[نظامی ]
general outpatient clinic
U
درمانگاه نظامی
invasion currency
U
پول نظامی
prisidio
U
قلعه نظامی
garrison state
U
ایالت نظامی
paramilitaries
U
شبه نظامی
field colours
U
پرچم نظامی
field colors
U
پرچم نظامی
defensive architecture
U
معماری نظامی
tunc
U
پیراهن نظامی
militia
U
نیروی نظامی
soldiers
U
فرد نظامی
soldiers
U
نظامی شدن
soldier
U
فرد نظامی
soldier
U
نظامی شدن
civilian
U
غیر نظامی
standing orders
U
امریه نظامی
standing order
U
امریه نظامی
the sabre
U
نیروی نظامی
word of command
U
فرمان نظامی
army attache
U
وابسته نظامی
militias
U
نیروی نظامی
the military profession
U
کار نظامی
guest house
U
مهمانسرای نظامی
guest houses
U
مهمانسرای نظامی
truck vehicle
U
خودرو نظامی
salute
U
احترام نظامی
saluted
U
احترام نظامی
councils of war
U
شورای نظامی
council of war
U
شورای نظامی
salutes
U
احترام نظامی
saluting
U
احترام نظامی
the sabre
U
حکومت نظامی
paramilitary
U
شبه نظامی
militarily
U
از لحاظ نظامی
strategic map
U
نقشه نظامی
army staff
U
ستاد نظامی
attache
U
وابسته نظامی
militarists
U
نظامی گرا
council ofwar
U
شورای نظامی
militarist
U
نظامی گرا
counter military
U
ضد عملیات نظامی
court martial
U
دادگاه نظامی
court martiall
U
دادگاه نظامی
court martiall
U
شورای نظامی
court material
U
دادگاه نظامی
militarization
U
نظامی کردن
stronghold
U
قلعه نظامی
strongholds
U
قلعه نظامی
military service
U
خدمت نظامی
spirit de corps
U
غرور نظامی
by military force
U
با نیروی نظامی
campound
U
کمپ نظامی
soldiery
U
نیروی نظامی
civilians
U
غیر نظامی
drilling
U
تمرین نظامی
civil
U
غیر نظامی
ceremony
U
مراسم نظامی
ceremonies
U
مراسم نظامی
articles of war
U
قانون نظامی
Military operations.
U
عملیات نظامی
defense information
U
اطلاعات نظامی
military body
U
هیئت نظامی
exercised
U
مشق نظامی
exercised
U
مانور نظامی
exercise
U
مشق نظامی
exercise
U
مانور نظامی
military government
U
حکومت نظامی
military governor
U
فرمانداری نظامی
military governor
U
حاکم نظامی
citadels
U
قلعه نظامی
citadel
U
قلعه نظامی
intelligence
U
اطلاعات نظامی
military grid
U
شبکه نظامی
marches
U
گام نظامی
exercises
U
مانور نظامی
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
military comission
U
هیئت نظامی
military comission
U
کمیسیون نظامی
military convention
U
اتحاد نظامی
military court
U
دادگاه نظامی
military courtesy
U
احترامات نظامی
military courtesy
U
شئونات نظامی
military doctorine
U
دکترین نظامی
military doctorine
U
مقررات نظامی
military expenditure
U
مخارج نظامی
military funds
U
اعتبار نظامی
military funds
U
بودجه نظامی
military government
U
دولت نظامی
regimental
U
لباس نظامی
exercises
U
مشق نظامی
military intervention
U
مداخله نظامی
military justice
U
دادسرای نظامی
military specifications
U
کدتخصصی نظامی
military spending
U
مخارج نظامی
military strategy
U
استراتژی نظامی
active
U
نظامی کادر
marching
U
گام نظامی
military testament
U
وصیتنامه نظامی
military training
U
اموزش نظامی
military training
U
تعلیم نظامی
marched
U
گام نظامی
march
U
گام نظامی
fortresses
U
استحکامات نظامی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com