English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
collimate U منطبق کردن خطوط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stepped lines U خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
registers U منطبق کردن
superpose U منطبق کردن با
registering U منطبق کردن
accomodate U منطبق کردن
register U منطبق کردن
suit U منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suited U منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
suits U منطبق کردن متناسب یا مناسب کردن
isotherm U خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobars U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
halving U نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
isohaline U خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
infiltrating U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrate U در خطوط دشمن نفوذ کردن
identic U منطبق با
coincident U منطبق
matching diaphragm U دیافراگم منطبق
synchronization U منطبق همگامی
coincide U منطبق شدن
coincides U منطبق شدن
coincided U منطبق شدن
coinciding U منطبق شدن
matching U جفتگری منطبق
congurous U جور منطبق
nomological U منطبق با قانون
conformable U منطبق شدنی مطیع
coragne line U خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
lattice U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattices U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
fiducial marks U علایم منطبق شونده در صفحه رادار
isobath U خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
Funstionalism U [عقیده بر اینکه شکل و ساختمان باید منطبق نیاز باشد.]
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
quick disconnect U نوعی رابط الکتریکی که دونیمه منطبق شونده اش بطورسریع باز و بسته میشود
functionalism U عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
vortex line U خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
clattering U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters U تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
biaxial deformation U خمشی که در یک قطعه مستقیم الخط ایجاد میشودموقعی که تحت تاثیر زوج نیرویی که صفحه ان باهیچیک از سطوح اصلی اینرسی منطبق نباشد
tricking U خطوط
trick U خطوط
tricked U خطوط
cotidal lines U خطوط هم مد
zigzagged U خطوط منکسر
front lines U خطوط مقدم
extension lines U خطوط دنباله
curvature lines U خطوط منحنی
line of communications U خطوط مواصلات
spectral lines U خطوط طیفی
line of flux U خطوط قوا
equipotential lines U خطوط هم پتانسیل
line of induction U خطوط القا
cotidal lines U خطوط مدیکسان
dedicated lines U خطوط اختصاصی
isostatic lines U خطوط ایزواستاتیک
symmetry lines U خطوط تقارن
zigzagging U خطوط منکسر
flowlines U خطوط جریان
zigzags U خطوط منکسر
isovent U خطوط هم باد
curvature lines U خطوط مدور
leading U فاصله خطوط
fraunhofer lines U خطوط فرانهوفر
outside lines U خطوط حمله
closed traverse U خطوط متقاطع
isochromatique U خطوط همرنگ
zigzag U خطوط منکسر
line spacing U فاصله خطوط
line to line fault U تماس خطوط
dark lines U خطوط تاریک
isocline U خطوط هم شیب
stream lines U خطوط جریان
balmer lines U خطوط بالمر
absorption lines U خطوط دراشامی
lines of communication U خطوط مواصلاتی
street railway U خطوط تراموا
absorption spectrum U خطوط جذبی
along line U در امتداد خطوط
lines of force U خطوط قوا
lines of force U خطوط نیرو
emission spectrum lines U خطوط نشری
grid lines U خطوط شبکه
flow lines U خطوط جریان
air way station U خطوط هوایی
open lines U خطوط باز شطرنج
inside lines U خطوط حمله شمشیربازی
electric line of force U خطوط نیروی برق
meridians U خطوط نصف النهار
vermiculate U دارای خطوط موجی
magnetic path U مسیر خطوط قوا
voltage between lines U ولتاژ بین خطوط
equal cost lines U خطوط هزینه برابر
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
magnetic line of force U خطوط قوای مغناطیسی
curvilinear ornament U زینتکاری با خطوط خمیده
crawl trench U خطوط رابط سنگرها
leased line network U شبکه با خطوط استیجاری
meridian U خطوط نصف النهار
phraseogram U خط یا خطوط نماینده عبارات
trackage U خطوط راه اهن
contour interval U فاصله خطوط واصل
cutting line of force U قطع خطوط قوا
dark line spectrum U طیف خطوط تاریک
magnetic lines of force U خطوط نیروی مغناطیسی
domestic air traffic U خطوط هوایی داخلی
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
sheetlines U خطوط کناره نقشه
front lines U خطوط جلو جبهه
sheetlines U خطوط حاشیه نقشه
rivers U سفیدی بین خطوط
river U سفیدی بین خطوط
magnetic lines of force U خطوط قوای مغناطیسی
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
hypen ladder U ردیف خطوط تیره
advance of defensive line U در جلو خطوط پدافندی
endline U خطوط موازی با 04 مترفاصله
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
isohyetal map U نقشه خطوط هم باران
gules U خطوط موازی عمودی
hoseline U خطوط لوله لاستیکی
grid interval U فاصله خطوط شبکه
contour lines U خطوط میزان منحنی
retrace blanking U خاموشی خطوط بازگشتی
rivulose U دارای خطوط مارپیچی
contours U خطوط کناره نما
diplomatics U شناسایی خطوط باستانی
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
hypen ladder U خطوط تیره نردبانی
contours U خطوط تراز زمین
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
converging U تقارب خطوط وجود تشابه
lineolate U خط دار دارای خطوط ریز
converged U تقارب خطوط وجود تشابه
boundry lines U خطوط اطراف زمین والیبال
sidelining U خطوط طرفین میدان بازی
sidelines U خطوط طرفین میدان بازی
sidelined U خطوط طرفین میدان بازی
sideline U خطوط طرفین میدان بازی
floating lines U خطوط مواج عکس هوایی
converge U تقارب خطوط وجود تشابه
converges U تقارب خطوط وجود تشابه
magnetic path length U طول مسیر خطوط قوا
lpm U تعداد خطوط دردقیقه inutes
gridiron U خطوط یا میلههای فلزی مشبک
lineaments U خطوط چهره صفات مشخصه
convergent U خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
lineament U خطوط چهره صفات مشخصه
lineolated U خط دار دارای خطوط ریز
lightface U حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
ingrain U خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
overhead trolley U خطوط هوایی ترن برقی
paleography U شناسایی وکشف خطوط قدیمه
crawl trench U سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
stria U نوار باریک هریک از خطوط موازی
image sharpness U خطوط مورب تحت زاویه معین
graticule U خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
hierologist U متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
t square U خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
hierology U علم خواندن خطوط قدیم مصر
contour strip cropping U کشت نواری برروی خطوط میزان
ring streaked U دارای خطوط گرد در روی بدن
ring straked U دارای خطوط گرد در روی بدن
neatline U خطوط باریک حدود کناره نقشه
line engraving U گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
agonic line U خطوط رسم شده روی نقشه
floating lines U خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
contour map U نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
bar pattern U ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
oblique perspective U پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
granite paper U کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
topographic map U نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
foreshortening U نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
raster scan graphics U نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
main stripe U [خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
stereocomparagraph U دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
line drawings U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawing U خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
hachures U خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
raster U خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
laid paper U کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
teleprompter U اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
perspective grid U خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
collimating sight U دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
hard clip area U حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
outdent U خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
dejagging U نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com