Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 273 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
exploitative character
U
منش بهره کش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
usury
U
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
compound interest
U
بهره مرکب
gain
U
بهره تقویت
gain
U
بهره
gain
U
سود بردن بهره
gain
U
بهره برداری
gained
U
بهره تقویت
gained
U
بهره
gained
U
سود بردن بهره
gained
U
بهره برداری
gains
U
بهره تقویت
gains
U
بهره
gains
U
سود بردن بهره
gains
U
بهره برداری
share
U
بهره قسمت
shared
U
بهره قسمت
shares
U
بهره قسمت
lot
U
بهره قسمت
lot
U
بخش بهره
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit
U
بهره برداری کردن از
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
U
بهره برداری کردن از
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
passive
U
پدافندغیر عامل بی بهره
passives
U
پدافندغیر عامل بی بهره
interest
U
بهره
interest
U
سودیا بهره
interests
U
بهره
interests
U
سودیا بهره
combination
U
توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
yield
U
بهره
yielded
U
بهره
yields
U
بهره
efficient
U
بهره ور
portion
U
بهره
portions
U
بهره
easy money
U
پول فراوان ترکیب نرخ پایین بهره وموجودی فراوان اعتبار
enjoyment
U
بهره مند شدن از
exploiter
U
بهره کش
exploiters
U
بهره کش
productive
U
بهره زا
efficiency
U
بهره وری
efficiency
U
بهره
partake
U
شریک شدن بهره داشتن
partaken
U
شریک شدن بهره داشتن
partakes
U
شریک شدن بهره داشتن
partaking
U
شریک شدن بهره داشتن
quotient
U
بهره
quotients
U
بهره
operation
U
بهره برداری
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
tap
U
بهره برداری کردن از
tapped
U
بهره برداری کردن از
tapping
U
بهره برداری کردن از
royalties
U
حق بهره برداری از چیزی
royalty
U
حق بهره برداری از چیزی
beneficiaries
U
بهره بردار ذیحق
beneficiary
U
بهره بردار ذیحق
dispossess
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
deprive
U
بی بهره کردن
deprives
U
بی بهره کردن
depriving
U
بی بهره کردن
divest
U
بی بهره کردن
divested
U
بی بهره کردن
divesting
U
بی بهره کردن
divests
U
بی بهره کردن
partook
U
بهره داشتن طرفداری کردن
utilised
U
بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
U
بهره برداری کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilize
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
impart
U
بهره مند شدن از رساندن
impart
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparted
U
بهره مند شدن از رساندن
imparted
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparting
U
بهره مند شدن از رساندن
imparting
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparts
U
بهره مند شدن از رساندن
imparts
U
سهم دادن بهره مند ساختن
enjoy
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
Other Matches
tontine
U
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
diminishing marginal productivity
U
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
exploited
U
بهره ده
divestiture
U
بی بهره سازی
dispossessor
U
بی بهره سازنده
deprival
U
بی بهره سازی
divestment
U
بی بهره سازی
economic rent
U
بهره مالکانه
interest for delay
U
بهره دیرکرد
high interest
U
بهره سنگین
high interest
U
بهره گران
factor payments
U
بهره وسود
exploiting class
U
طبقه بهره کش
exploited class
U
طبقه بهره ده
declaration of interest
U
اعلام بهره
economic rent
U
بهره اقتصادی
productivity
U
بهره وری
abusing
U
بهره کشی
abused
U
بهره کشی
contango
U
بهره دیرکرد
cheap money
U
پول با بهره کم
benefic
U
بهره بردار
at % interest
U
با بهره 21 درصد
antenna gain
U
بهره انتن
advantage by illness
U
بهره بیماری
accrued interest
U
بهره متعلقه
abuse
U
بهره کشی
bank interest
U
بهره بانکی
gavel
U
بهره غیرمجاز
gavels
U
بهره غیرمجاز
default interest
U
بهره معوق
exploitation
U
بهره برداری
exploitation
U
بهره کشی
abuses
U
بهره کشی
utilisations
U
بهره برداری ها
optimising
U
بهره بردن
interest
U
بهره
[اقتصاد]
utilizations
U
بهره برداری ها
usages
U
بهره برداری ها
utilisation
[British]
U
بهره برداری
using
U
بهره برداری
exploitation
[utilization]
U
بهره برداری
lending rate
U
بهره - نزولپول
sweatshops
U
بهره کشخانه
sweatshop
U
بهره کشخانه
pure interest
U
بهره خالص
productive work
U
کار بهره زا
passive debt
U
وام بی بهره
loan interest
U
بهره وام
legal interest
U
بهره قانونی
laser gain
U
بهره لیزر
put out to interest
U
به بهره گذاشتن
quantum yield
U
بهره کوانتومی
rat of interest
U
نرخ بهره
voltage gain
U
بهره ولتاژ
transducer gain
U
بهره دگرسازی
rq
U
بهره تنفسی
resipatory quotient
U
بهره تنفسی
rate of interest
U
نرخ بهره
usage
U
بهره برداری
interest rate
U
نرخ بهره
utilization
U
بهره برداری
paranosic gain
U
بهره اصلی بیماری
primary gain
U
بهره اصلی بیماری
principal and interest
U
اصل پول و بهره
per capita productivity
U
بهره وری سرانه
prime rate of interest
U
نرخ بهره ترجیحی
paranosis
U
بهره کشی از بیماری
out law
U
از حقوق بی بهره کردن
operating cost
U
هزینه بهره برداری
interest profit
U
عایدی حاصل از بهره
interest rate per annum
U
نرخ بهره سالانه
it was sold at 0 year's p
U
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
landuse
U
بهره وری از زمین
margin productivity
U
حد بهره وری تولید
marginal productivity
U
بهره وری نهائی
market rate of interest
U
نرخ بهره بازار
maximum value
U
مقدار بهره برداری
money lender
U
پول به بهره گذار
money rate of interest
U
نرخ بهره پولی
myrmecophilous
U
بهره برنده ازمورچه
natural rate of interest
U
نرخ بهره طبیعی
neutral rate of interest
U
نرخ بهره خنثی
nominal interest rate
U
نرخ بهره اسمی
operating budget
U
بودجه بهره برداری
interest free loan
U
وام بدون بهره
pure rate of interest
U
نرخ بهره خالص
underutilization of labor
U
کم بهره گیری از کارگر
sweatshops
U
کارگاه بهره کشی
sweatshop
U
کارگاه بهره کشی
rate of yield
U
نرخ بهره موثر
ready for use
U
اماده بهره برداری
real interest rate
U
نرخ بهره واقعی
real rate of interest
U
نرخ بهره واقعی
respiratory exchange index
U
شاخص بهره تنفسی
sexual abuse
U
بهره کشی جنسی
to put out money to interest
U
پول به بهره گذاشتن
utilization statistics
U
امار بهره وری
prime rate
U
نرخ بهره پایه
emergency operation
U
بهره برداری اضطراری
exploitation of colonies
U
بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor
U
بهره کشی کارگر
bank rate
U
نرخ بهره بانکی
secondary gain
U
بهره ثانوی بیماری
average productivity
U
بهره دهی متوسط
child abuse
U
بهره کشی از کودک
enjoys
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
effective interest rate
U
نرخ بهره موثر
epinosic gain
U
بهره ثانوی بیماری
factor productivity
U
بهره دهی عوامل
high efficiency
U
ضریب بهره بالا
infatute
U
ازخرد بی بهره کردن
enjoying
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
i paid the debt plus interest
U
بدهی را با بهره ان دادم
high rate of interest
U
نرخ سنگین بهره
high rate of interest
U
نرخ بالای بهره
benefical owner of an estate
U
مالک بهره برداریک دارایی
decreasing marginal productivity
U
بهره وری نهائی نزولی
to p athing to a person
U
کسی را از چیزی بهره دادن
capacity utilization rate
U
نرخ بهره داری از فرفیت
gated automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
imperialistic
U
استعمار گرای بهره جویانه
water utilization project
U
پروژه بهره برداری از منابع اب
keyed automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
agronomics
U
علم بهره برداری از زمین
open loop gain
U
بهره تقویت در حلقه باز
closed loop gain
U
بهره تقویت درطبقه بسته
short term rate of interest
U
نرخ بهره کوتاه مدت
integrated reservoir operation
U
بهره برداری توام از چندمخزن
escaped water
U
تلفات اب هنگام بهره برداری
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
agricultural labor productivity
U
بهره دهی کارگر کشاورزی
operational research
U
تحقیق درخصوص بهره برداری
long term interest rate
U
نرخ بهره طویل المدت
time preference theory of interest
U
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
super imposed working load
U
بار مربوط به بهره برداری از بنا
tinpenny
U
حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
A concession
U
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
economic life
U
مدت بهره برداری از ماشین الات
low level injection efficiency
U
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
exploitation
U
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
marginal productivity theory of
U
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
outlawry
U
بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
cost in use
U
هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
out law
U
کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
cum dividened
U
سهام با بهره متعلقه که بانفع خریدار جدید باشد
coupon payments
U
منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
watershed management
U
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
accrued interest
بهره ای که عاید شده ولی هنوز پرداخت نشده است
municipium
U
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
contango
U
بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
resource leveling
U
زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
arrentation
U
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
crowding out effect
U
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
operating bridge
U
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
gyro
U
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
rediscount rate
U
نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد
contractual interest
U
بهره کل وامی که وام گیرنده باید به وام دهنده بپردازد
labor productivity
U
بهره دهی نیروی کار قدرت تولیدنیروی کار
usura maritima
U
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
pottion
U
بهره دادن از جهاز دادن به
liquidity preference theory
U
براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
scitovsky double criterion
U
که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
european atomic energy community
U
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
Joshegan
U
جوشقان
[این منطقه در مرکز ایران از قرن دوازدهم هجری قالیبافی با طرح بندی لوزی معروف بوده است. لوزی ها از انواع گل ها بهره گرفته و گاه حالت یک ترنج بزرگ دارد.]
marginal productivity law
U
قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
table carpet
U
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
pictorial rug
U
قالیچه های تصویری
[قالیچه های پرتره]
[در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com