English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
telephone frequency characteristic U منحنی مشخصه فرکانس صحبت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
frequency characteristic U منحنی مشخصه فرکانس
characteristic curve U منحنی مشخصه
grid characteristic U منحنی مشخصه لامپ
creep characteristics U منحنی مشخصه خزش
internal characteristic U منحنی مشخصه داخلی
grid current characteristic U منحنی مشخصه شبکه
input characteristic U منحنی مشخصه ورودی
shunt characteristic U منحنی مشخصه شنت
load curve U منحنی مشخصه بار
grid current characteristic U منحنی مشخصه جریان شبکه
grid characteristic U منحنی مشخصه جریان شبکه
low frequency characteristic U مقدار مشخصه فرکانس پایین
grid anode characteristic U منحنی مشخصه شبکه-جریان اند
telephone frequency U فرکانس صحبت
frequency characteristic U منحنی فرکانس
characteristic U صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically U صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
wobbulator U تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
high frequency U دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
distinctive U مشخصه صفت مشخصه
resonances U وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonance U وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
frequency division multilexing U مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
curvilineal U دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
superheterodyne U گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
critical frequency U فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
phillips curve U منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
baseband U 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band U 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
evolute U بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
fm U فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
lead curve U خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
curve U خط منحنی منحنی مسیر
curves U خط منحنی منحنی مسیر
curving U خط منحنی منحنی مسیر
iso product curve U منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
shift of a demand curve U انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
outsides U اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside U اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
attributing U مشخصه
attributes U مشخصه
features U مشخصه
characteristically U مشخصه
characteristic U مشخصه
attribute U مشخصه
featuring U مشخصه
specification U مشخصه
featured U مشخصه
feature U مشخصه
instantaneous frequency U مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
functional specification U مشخصه عملیاتی
static characteristic U مشخصه استاتیک
identification number U حرف مشخصه
spectral response characteristic U مشخصه طیفی
series characteristics U مشخصه سری
transfer characteristic U مشخصه متقابل
mutual characteristic U مشخصه متقابل
spectral characteristic U مشخصه مرئی
program specification U مشخصه برنامه
identification character U علامت مشخصه
interference characteristic U مشخصه انترفرنس
proper function U مشخصه تابع
speed characteristics U مشخصه سرعت
characteristic root U مشخصه مقدار
characteristic strength U مقاومت مشخصه
proper value U مشخصه مقدار
characteristic number U مشخصه مقدار
characteristic function U مشخصه تابع
characteristic function U تابع مشخصه
characteristic equation U معادله مشخصه
characteristic action U عامل مشخصه
arc characteristic U مشخصه قوس
characteristic values U مقادیر مشخصه
control characteristic U مشخصه فرمان
characteristic curves U منحنیهای مشخصه
emission characteristic U مشخصه صدور
emergent characteristic U مشخصه نوخاسته
electrode characteristic U مشخصه الکترد
eigenvalue U مقدار مشخصه
eigenfunction U تابع مشخصه
dynamic characteristic U مشخصه دینامیک
persistence characteristic U مشخصه پستاب
decay characteristic U مشخصه پستاب
filter characteristic U مشخصه صافی
accounting symbol U علایم مشخصه حساب
landmark U علامت مشخصه زمینی
number plates U پلاک علائم مشخصه
number plate U پلاک علائم مشخصه
identify signal U علامت یا سیگنال مشخصه
beach flag U پرچم مشخصه ساحلی
landmarks U علامت مشخصه زمینی
image impedance U مقاومت مشخصه تصویر
syndrome U علائم مشخصه مرض
diode characteristic U مشخصه الکترد مرکب
syndromes U علائم مشخصه مرض
secondary emission characteristic U مشخصه صدور ثانوی
spectral sensitivity characteristic U مشخصه حساسیت مرئی
lineament U خطوط چهره صفات مشخصه
break up U مرز علایم مشخصه هدف
break up U حد فاصل علایم مشخصه هدف
lineaments U خطوط چهره صفات مشخصه
tokens U کلمه رمزی علامت مشخصه
token U کلمه رمزی علامت مشخصه
design speed U سرعت مشخصه تندی پایه
discriminates U با علائم مشخصه ممتاز کردن
discriminated U با علائم مشخصه ممتاز کردن
discriminate U با علائم مشخصه ممتاز کردن
pressmark U حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
functions U مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
functioned U مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function U مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
graticule U خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
depth contour U خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
device U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
devices U مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
reserved character U کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
sanitize U حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
iee /s 00 U مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
BAK file extension U مشخصه سه حرف استاندارد در سیستم MS DOS برای بیان یک پشتیبان یا کپی از فایل
talks U صحبت
confabulation U صحبت
talked U صحبت
collocutor U هم صحبت
chitchat U صحبت
talk U صحبت
converses U صحبت
mouthed U صحبت
colloquies U صحبت
mouth U صحبت
colloquy U صحبت
mouthing U صحبت
conversed U صحبت
mouths U صحبت
converse U صحبت
conversing U صحبت
parle U صحبت
design strength U مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
sniffles U صحبت تودماغی
confabulate U صحبت کردن
private talk U صحبت خصوصی
sniffling U صحبت تودماغی
asides U صحبت تنها
speak U صحبت کردن
speaks U صحبت کردن
to talk [to] U صحبت کردن [با]
articulating U ماهر در صحبت
chit chat U صحبت کوتاه
chit-chat U صحبت کوتاه
duologue U صحبت دونفری
aside U صحبت تنها
my inter locvtor U طرف صحبت من
coze U صحبت خودمانی
conversationist U خوش صحبت
She refused to open her oips . U لب به صحبت بازنکرد
talk up <idiom> U صحبت درمورد
conversable U خوش صحبت
sniffle U صحبت تودماغی
speeches U صحبت نطق
speech U صحبت نطق
sniffled U صحبت تودماغی
well-spoken U خوش صحبت
well spoken U خوش صحبت
articulates U ماهر در صحبت
chatty U خوش صحبت
natter U صحبت دوستانه
conversationalists U خوش صحبت
shoptald U صحبت بازاری
cross talk U تداخل صحبت
chitchat U صحبت کوتاه
conversationalist U خوش صحبت
nattered U صحبت دوستانه
talks U صحبت کردن
dialogues U گفتگو صحبت
talked U صحبت کردن
pillow talk U صحبت خودمانی
talk U صحبت کردن
natters U صحبت دوستانه
nattering U صحبت دوستانه
dialogue U گفتگو صحبت
articulate U ماهر در صحبت
sniffle U تودماغی صحبت کردن
tell (someone) off <idiom> U با عصبانیت صحبت کردن
weigh one's words <idiom> U مراقب صحبت بودن
monologue U تک سخنگویی صحبت یک نفری
hobnobs U صحبت دوستانه کردن
hobnobbing U صحبت دوستانه کردن
dialogue U صحبت با شخص دیگر
hobnobbed U صحبت دوستانه کردن
hobnob U صحبت دوستانه کردن
monologues U تک سخنگویی صحبت یک نفری
sniffled U با فن فن صحبت یاگریه کردن
sniffle U با فن فن صحبت یاگریه کردن
to speak [about] U صحبت کردن [در باره]
hold forth <idiom> U صحبت کردن درمورد
sniffling U با فن فن صحبت یاگریه کردن
sniffling U تودماغی صحبت کردن
sniffles U با فن فن صحبت یاگریه کردن
to switch on U طرف صحبت کردن
sniffles U تودماغی صحبت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com