Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
maculation
U
ملوث نمایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spectroscopic binary
U
دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
polluted
U
ملوث کردن
bedaub
U
ملوث کردن
pollute
U
ملوث کردن
deflower
U
ملوث کردن
infect
U
ملوث کردن
infects
U
ملوث کردن
infecting
U
ملوث کردن
deflowering
U
ملوث کردن
pollutes
U
ملوث کردن
polluting
U
ملوث کردن
contaminated
U
ملوث کردن
contaminates
U
ملوث کردن
contaminate
U
ملوث کردن
contaminating
U
ملوث کردن
deflowered
U
ملوث کردن
deflowers
U
ملوث کردن
polluter
U
ملوث کننده
polluters
U
ملوث کننده
contaminant
U
ملوث الوده کننده
contaminants
U
ملوث الوده کننده
aberration
U
کج نمایی
modals
U
نمایی
squalidity
U
بد نمایی
bimodal
U
دو نمایی
male protest
U
نر نمایی
shabbiness
U
نخ نمایی
squalidness
U
بد نمایی
seediness
U
بد نمایی
exponential
U
نمایی
effeminacy
U
زن نمایی
unimodal
U
یک نمایی
modal
U
نمایی
exponential rate
U
اهنگ نمایی
likelihood
U
درست نمایی
exponential curve
U
منحنی نمایی
exponential rate
U
نرخ نمایی
playing dead
U
مرده نمایی
data display
U
داده نمایی
characterization
U
منش نمایی
dichroism
U
دو رنگ نمایی
exponent bias
U
پیشقدر نمایی
boldfacing
U
درشت نمایی
exponential distribution
U
توزیع نمایی
death feigning
U
مرده نمایی
exponential function
U
تابع نمایی
pretentiousness
U
خود نمایی
sanctimoniousness
U
مقدس نمایی
sanctimony
U
مقدس نمایی
showiness
U
خود نمایی
sightliness
U
خوش نمایی
spectroscopy
U
طیف نمایی
stereoscopics
U
برجسته نمایی
transparecy
U
پشت نمایی
transparence
U
پشت نمایی
verisimilitude
U
راست نمایی
slow motion
U
کند نمایی
sanctified airs
U
مقدس نمایی
saber rattling
U
قدرت نمایی
puppyhood
U
خود نمایی
grandiosity
U
بزرگ نمایی
holographic image
U
نمایی از شی سه بعدی
illusionism
U
عمق نمایی
illusionism
U
سه بعد نمایی
masculine protest
U
نرینه نمایی
master stroke
U
هنر نمایی
spectroscopy
U
بیناب نمایی
pearliness
U
مروارید نمایی
prewetting
U
پیش تر نمایی
puppydom
U
خود نمایی
tokenism
U
نمونه نمایی
exhibitionism
U
عورت نمایی
magnification
U
درشت نمایی
transparencies
U
پشت نمایی
transparency
U
پشت نمایی
pleading
U
برهان نمایی
notoriety
U
انگشت نمایی
ostentation
U
خود نمایی
flare
U
خود نمایی
foreshortening
U
کوته نمایی
magnification
U
بزرگ نمایی
flares
U
خود نمایی
magnifications
U
درشت نمایی
magnifications
U
بزرگ نمایی
grin
U
دندان نمایی
grinned
U
دندان نمایی
grins
U
دندان نمایی
grinning
U
دندان نمایی
characterising
U
منش نمایی کردن
characterize
U
منش نمایی کردن
maximum liklihood
U
درست نمایی بیشینه
to prank out oneself
U
خود نمایی کردن
characterized
U
منش نمایی کردن
characterizes
U
منش نمایی کردن
characterises
U
منش نمایی کردن
characterised
U
منش نمایی کردن
prink
U
خود نمایی کردن
parading
U
خود نمایی کردن
parades
U
خود نمایی کردن
parade
U
خود نمایی کردن
woolliness
U
پشم نمایی پرپشمی
to cut a dash
U
خود نمایی کردن
characterizing
U
منش نمایی کردن
magnification factor
U
عامل درشت نمایی
masterstrokes
U
هنر نمایی شاهکار
masterstroke
U
هنر نمایی شاهکار
circular dischroism
U
دو رنگ نمایی دورانی
paraded
U
خود نمایی کردن
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
likelihood ratio
U
بهر درست نمایی
ebullioscopy constant
U
ثابت غلیان نمایی
direction indicator
U
دستگاه جهت نمایی
panchromatic emulsion
U
امولسیون تمام رنگ نمایی
perspectives
U
عمق نمایی چشم انداز
perspective
U
عمق نمایی چشم انداز
time constant of an exponential quantity
U
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
powers
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powering
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powered
U
درشت نمایی قدرت دوربین
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
magnifications
U
بزرگ سازی درشت نمایی
magnification
U
بزرگ سازی درشت نمایی
floating point calculation
U
محاسبات اعداد نمایی یا علمی
maximum likelihood method
U
روش حداکثر درست نمایی
polluted
U
ملوث کردن الودن ناخالص کردن
pollutes
U
ملوث کردن الودن ناخالص کردن
pollute
U
ملوث کردن الودن ناخالص کردن
polluting
U
ملوث کردن الودن ناخالص کردن
resolutions
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolution
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
pedantic
U
وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
sandbar
U
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
besmear
U
ملوث کردن رنگ کردن
taints
U
ملوث کردن فاسد کردن
tainting
U
ملوث کردن فاسد کردن
taint
U
ملوث کردن فاسد کردن
hypsographic map
U
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
hypsometric diagram
U
طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
animations
U
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
animation
U
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
cheneau
U
[ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com