English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
subdue U مقهور ساختن رام کردن
subdues U مقهور ساختن رام کردن
subduing U مقهور ساختن رام کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subjugation U مقهور کردن
subjugable U مقهور ساختنی
subduable U مقهور ساختنی
scareup U فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
make U درست کردن ساختن اماده کردن
engineers U اداره کردن طرح کردن و ساختن
To bear (put up) with somebody. U با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
prepare U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
makes U درست کردن ساختن اماده کردن
preparing U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
prepares U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineered U اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer U اداره کردن طرح کردن و ساختن
gets U مجاب کردن ساختن
getting U مجاب کردن ساختن
work up U ترکیب کردن ساختن
get U مجاب کردن ساختن
to manufacture [into] U ساختن [درست کردن] [به]
to lay it on thick U نصب کردن ساختن
indicate U نمایان ساختن اشاره کردن بر
tumify U اماس کردن متورم ساختن
assimilated U تلفیق کردن همانند ساختن
internalised U باطنی ساختن داخلی کردن
assimilated U هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilate U هم جنس کردن شبیه ساختن
violated U بی حرمت ساختن مختل کردن
lanes U کوچه ساختن منشعب کردن
lane U کوچه ساختن منشعب کردن
fructify U برومند کردن بارور ساختن
violates U بی حرمت ساختن مختل کردن
to cotton together U باهم ساختن یارفاقت کردن
indicates U نمایان ساختن اشاره کردن بر
redargue U متهم ساختن تکذیب کردن
indicated U نمایان ساختن اشاره کردن بر
improvising U انا ساختن تعبیه کردن
reproduce U چاپ کردن دوباره ساختن
reproduced U چاپ کردن دوباره ساختن
reproduces U چاپ کردن دوباره ساختن
highlighting U روشن ساختن مشخص کردن
reproducing U چاپ کردن دوباره ساختن
internalising U باطنی ساختن داخلی کردن
internalises U باطنی ساختن داخلی کردن
prey U دستخوش ساختن طعمه کردن
internalize U باطنی ساختن داخلی کردن
internalized U باطنی ساختن داخلی کردن
improvise U انا ساختن تعبیه کردن
internalizes U باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing U باطنی ساختن داخلی کردن
assimilates U هم جنس کردن شبیه ساختن
improvises U انا ساختن تعبیه کردن
inculcates U جایگیر ساختن تلقین کردن
to cotton with each other U باهم ساختن یارفاقت کردن
assimilates U تلفیق کردن همانند ساختن
fraternizes U برادری کردن متفق ساختن
detected U کشف کردن نمایان ساختن
serialising U نوبتی کردن پیاپی ساختن
entomb U دفن کردن مقبره ساختن
serialize U نوبتی کردن پیاپی ساختن
entombed U دفن کردن مقبره ساختن
entombing U دفن کردن مقبره ساختن
serialized U نوبتی کردن پیاپی ساختن
incapacitating U ناتوان ساختن محجور کردن
serializes U نوبتی کردن پیاپی ساختن
provides U میسر ساختن تامین کردن
entombs U دفن کردن مقبره ساختن
detecting U کشف کردن نمایان ساختن
detects U کشف کردن نمایان ساختن
fraternized U برادری کردن متفق ساختن
fraternize U برادری کردن متفق ساختن
fraternising U برادری کردن متفق ساختن
fraternises U برادری کردن متفق ساختن
fraternised U برادری کردن متفق ساختن
fraternizing U برادری کردن متفق ساختن
discompose U مضطرب ساختن پریشان کردن
serialised U نوبتی کردن پیاپی ساختن
to bear with a person U باکسی ساختن یاسازش کردن
serialises U نوبتی کردن پیاپی ساختن
tepefy U ولرم کردن ملول ساختن
surprize U متعجب ساختن غافلگیر کردن
assimilating U تلفیق کردن همانند ساختن
incapacitates U ناتوان ساختن محجور کردن
detect U کشف کردن نمایان ساختن
provide U میسر ساختن تامین کردن
perpetuate U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates U دائمی کردن جاودانی ساختن
incapacitated U ناتوان ساختن محجور کردن
spellbind U مجذوب کردن مفتون ساختن
perpetuating U دائمی کردن جاودانی ساختن
incapacitate U ناتوان ساختن محجور کردن
inculcate U جایگیر ساختن تلقین کردن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
admires U متحیر کردن متعجب ساختن
serializing U نوبتی کردن پیاپی ساختن
localises U محلی کردن موضعی ساختن
localising U محلی کردن موضعی ساختن
localize U محلی کردن موضعی ساختن
localizes U محلی کردن موضعی ساختن
localizing U محلی کردن موضعی ساختن
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
emboss U مزین کردن پرجلوه ساختن
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
admired U متحیر کردن متعجب ساختن
assimilating U هم جنس کردن شبیه ساختن
inculcated U جایگیر ساختن تلقین کردن
violate U بی حرمت ساختن مختل کردن
franks U باطل کردن مصون ساختن
surprises U متعجب ساختن غافلگیر کردن
proscribe U ممنوع ساختن تحریم کردن
destroying U ویران کردن نابود ساختن
proscribing U ممنوع ساختن تحریم کردن
obliged U وادار کردن مرهون ساختن
proscribes U ممنوع ساختن تحریم کردن
attracted U جذب کردن مجذوب ساختن
obliges U وادار کردن مرهون ساختن
retarding U کند ساختن معوق کردن
franking U باطل کردن مصون ساختن
illuminates U درخشان ساختن زرنما کردن
illuminate U درخشان ساختن زرنما کردن
please U خشنود ساختن کیف کردن
retard U کند ساختن معوق کردن
surprise U متعجب ساختن غافلگیر کردن
avouch U تضمین کردن مستقر ساختن
pt down U هرز اب ساختن منکوب کردن
agonise U معذب ساختن متاثر کردن
oblige U وادار کردن مرهون ساختن
pleases U خشنود ساختن کیف کردن
retards U کند ساختن معوق کردن
franker U باطل کردن مصون ساختن
frank U باطل کردن مصون ساختن
illuminating U درخشان ساختن زرنما کردن
to hammer out U ساختن بکوشش درست کردن
destroys U ویران کردن نابود ساختن
attracts U جذب کردن مجذوب ساختن
frankest U باطل کردن مصون ساختن
trump up <idiom> U ساختن ،درمغز اختراع کردن
destroy U ویران کردن نابود ساختن
proscribed U ممنوع ساختن تحریم کردن
attract U جذب کردن مجذوب ساختن
inculcating U جایگیر ساختن تلقین کردن
attracting U جذب کردن مجذوب ساختن
franked U باطل کردن مصون ساختن
enabling U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
located U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locating U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate U مستقر ساختن مکان یابی کردن
freezes U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
enables U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
mirror U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
enable U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
mirrors U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
engrave U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
illume U منور کردن روشن فکر ساختن
engraved U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
enabled U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
recesses U موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
freeze U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
cark U بار کردن غمگین ساختن یاشدن
recess U موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
engraves U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
traumatize U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatises U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
fulcrum U تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
traumatising U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatised U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
visualised U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualises U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualizing U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualize U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualising U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualized U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualizes U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
traumatizing U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatized U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
cook up <idiom> U اختراع کردن ،ساختن وچیزی روباهم گذاشتن
traumatizes U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
size U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
concrete U : سفت کردن باشفته اندودن یا ساختن بهم پیوستن
sizes U سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
outlaws U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawing U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawed U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlaw U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
wetting U مایعی که برای تر ساختن یاخمیر کردن چیزی بکار رود
beading machine U ابزارمخصوص ساختن فلانژدستگاه ویژه گرد کردن لبه ورقها
damming U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dams U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dammed U سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
lohmannizing U غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
Life isn't about finding yourself. Life is about creating yourself. U زندگی پیدا کردن خود نیست بلکه ساختن خود است.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com