Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to make a stand
U
مقاومت یا ایستادگی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
withstand
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
Other Matches
abide
U
ایستادگی کردن
abides
U
ایستادگی کردن
abided
U
ایستادگی کردن
hold one's own
U
ایستادگی کردن
hold one's ground
U
ایستادگی کردن
play out
U
تا اخر ایستادگی کردن
aby
U
کفاره دادن ایستادگی کردن
stand out
U
دوام اوردن ایستادگی کردن
abye
U
کفاره دادن ایستادگی کردن
To make a stand against injustice.
U
درمقابل ستم ایستادگی کردن
series resistance
U
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
outride
U
دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
resisted
U
پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting
U
پایداری کردن ایستادگی کردن
resist
U
پایداری کردن ایستادگی کردن
resists
U
پایداری کردن ایستادگی کردن
varistor
U
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
choke impedance
U
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance
U
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
insulation resistance
U
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience
U
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
persist
U
ایستادگی
persisting
U
ایستادگی
persists
U
ایستادگی
persisted
U
ایستادگی
abidance
U
ایستادگی
resistance
U
ایستادگی
erectness
U
ایستادگی
persistent
U
ایستادگی کننده
idless
U
بیکار ایستادگی
irresistibility
U
ایستادگی ناپذیری
withstands
U
مقاومت کردن
pull off
U
مقاومت کردن
stand
U
مقاومت کردن
to face it out
U
مقاومت کردن
withstood
U
مقاومت کردن
withstanding
U
مقاومت کردن
withstand
U
مقاومت کردن
to stick up
U
مقاومت کردن
appose
U
مقاومت کردن
resistance
U
مقاومت کردن
inertness
U
نداشتن زورجنبش یا ایستادگی
to give a warm welcome
U
سخت مقاومت کردن با
inertly
U
بی داشتن زور ایستادگی یاجنبش
compressive strength
U
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
to resist an attack
U
در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
resisting
U
مقاومت کردن پایداری کردن
resists
U
مقاومت کردن پایداری کردن
resist
U
مقاومت کردن پایداری کردن
resisted
U
مقاومت کردن پایداری کردن
head
U
رهبری کردن مقاومت کردن
grid bias resistance
U
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
grid suppressor
U
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
reluctivity
U
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
shave down
U
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
high resistance
U
پر مقاومت
renitency
U
مقاومت
resistance
U
مقاومت
passively
U
بی مقاومت
strength
U
مقاومت
weaknesses
U
کم مقاومت
weakest
U
کم مقاومت
weak
U
کم مقاومت
resistors
U
مقاومت
resistor
U
مقاومت
resist
U
مقاومت
durability
U
مقاومت
total resistance
U
مقاومت کل
resists
U
مقاومت
resisted
U
مقاومت
strengths
U
مقاومت
weaker
U
کم مقاومت
line resistance
U
مقاومت خط
line of resistance
U
خط مقاومت
resisting
U
مقاومت
frictional resistance
U
مقاومت اصطکاک
discharge resistance
U
مقاومت تخلیه
stability
U
استحکام مقاومت
impedance at resonance
U
مقاومت فازی
regulating resistance
U
مقاومت نافم
coupling resistance
U
مقاومت اتصالی
Power of resistance(endurance).
U
تاب مقاومت
coupling resistance
U
مقاومت پیوست
back resistance
U
مقاومت معکوس
impedance level
U
مقاومت موجی
impedance operator
U
اپراتور مقاومت
impedance triangle
U
مثلث مقاومت ها
reluctancy
U
مقاومت مغناطیسی
suppressor
U
مقاومت ضد تداخل
impedance
U
مقاومت فاهری
creep strength
U
مقاومت خزشی
ohmic resistance
U
مقاومت اهمی
outline
U
خط مقاومت عمومی
creep resistance
U
مقاومت خزش
ballast resistor
U
تخته مقاومت
outlines
U
خط مقاومت عمومی
impedance at resonance
U
مقاومت رزونانس
outlining
U
خط مقاومت عمومی
strength in bending
U
مقاومت خمشی
synaptic resistance
U
مقاومت سیناپسی
transference resistance
U
مقاومت انتقالی
bending strength
U
مقاومت خمشی
outlined
U
خط مقاومت عمومی
oscillating resistance
U
مقاومت نوسانی
torsional resistance
U
مقاومت پیچشی
bleeder resistor
U
مقاومت فراری
wire wound resistor
U
مقاومت پیچکی
filament resistor
U
مقاومت فیلامان
filament resistor
U
مقاومت رشته
film resistor
U
مقاومت غشایی
center of resistance
U
مرکز مقاومت
fixed ersistor
U
مقاومت ثابت
flexural strength
U
مقاومت خمشی
ultimate strength
U
مقاومت نهایی
fluid resistance
U
مقاومت سیال
progressive resistance
U
مقاومت فزاینده
forward resistance
U
مقاومت مستقیم
frictional resistance
U
مقاومت سایشی
ultimate strength
U
مقاومت نهائی
shear resistance
U
مقاومت برشی
dynamic strength
U
مقاومت دینامیکی
shear strength
U
مقاومت برشی
ego resistance
U
مقاومت خود
electric resistance
U
مقاومت الکتریکی
engine drag
U
مقاومت اصطکاک
engine drag
U
مقاومت مالشی
circuit resistance
U
مقاومت مدار
winding resistance
U
مقاومت اهمی
choke impedance
U
مقاومت سلف
skin friction
U
مقاومت پوسته
cohesive bond
U
مقاومت چسبندگی
coil resistance
U
مقاومت بوبین
collector resistance
U
مقاومت کلکتور
electrical resistivity
U
مقاومت ویژه
electrical resistivity
U
مقاومت الکتریکی
characteristic strength
U
مقاومت مشخصه
electrical resistance
U
مقاومت برقی
false resistance
U
مقاومت کاذب
tube resistance
U
مقاومت لامپ
compression strength
U
مقاومت فشاری
resistance
U
عایق مقاومت
peripheral resistance
U
مقاومت محیطی
resistance
U
مقدار مقاومت
series resistor
U
مقاومت سری
stickability
U
قابلیت مقاومت
resistor
U
مقاومت الکتریکی
resistors
U
مقاومت الکتریکی
weatherability
U
مقاومت جوی
wear resistance
U
مقاومت سایش
water resistance
U
مقاومت در مقابل اب
defiance
U
مقاومت اعتراض
strength of materials
U
مقاومت مصالح
passiveness
U
عدم مقاومت
buckling resistance
U
مقاومت کمانش
buffing resistance
U
مقاومت میرایی
heating resistor
U
مقاومت حرارتی
generator impedance
U
مقاومت ژنراتور
generator resistance
U
مقاومت ژنراتور
reactance
U
مقاومت واکنشی
carbon resistor
U
مقاومت کربنی
opposition
U
مقاومت تضاد
reactance
U
مقاومت کور
conductor resistance
U
مقاومت هادی
driving resistance
U
مقاومت کوبش
specific resistance
U
ضریب مقاومت
capacitive reactance
U
مقاومت خازنی
specific resistance
U
مقاومت ویژه
specific resistivity
U
مقاومت مخصوص
grid bias resistance
U
مقاومت کاتد
grid resistance
U
مقاومت شبکه
bleederresistor
U
مقاومت نشتی
input resistance
U
مقاومت ورودی
d.c. resistance
U
مقاومت اهمی
overpowering
U
مقاومت ناپذیر
air resistance
U
مقاومت هوا
thermistor
U
مقاومت گرمایی
irresistable
U
مقاومت ناپذیر
irresistibility
U
مقاومت ناپذیری
resistibility
U
استعداد مقاومت
resistible
U
قابل مقاومت
resistivity
U
مقاومت ویژه
shunts
U
مقاومت موازی
shunted
U
مقاومت موازی
resistivity
U
مقاومت مخصوص
tensile strength
U
مقاومت کششی
resistance coefficient
U
ضریب مقاومت
insulance
U
مقاومت ایزولاسیون
resistance standard
U
مقاومت استاندارد
standard resistor
U
مقاومت استاندارد
apparent resistivity
U
مقاومت فاهری
integrate resistor
U
مقاومت مجتمع
resistance to tensile
U
مقاومت کششی
resistance wire
U
سیم مقاومت
resistent
U
مقاومت کننده
internal impedance
U
مقاومت داخلی
internal resistance
U
مقاومت داخلی
tensile resistance
U
مقاومت کششی
resistivity
U
مقاومت اشیا
variable resistance
U
مقاومت متغیر
abrasion resistance
U
مقاومت سایشی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com