Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
planishing stand
U
مقام پرداخت کاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
finishing
U
پرداخت کاری
burnishing
U
پرداخت کاری
glazing
U
پرداخت لعاب کاری
compounding a felony
U
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
progress payment
U
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte
U
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
U
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
usance
U
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
U
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
napping waste
U
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
stop order
U
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates
U
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
U
کسری پرداخت کسر پرداخت
tax evasion
U
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
ransoms
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
torches
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
U
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing
U
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
U
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
embassage
U
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
glid
U
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
claim for indemnification
U
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
U
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribed
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
U
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
eminence
U
مقام
eminency
U
مقام
status
U
مقام
position
U
مقام
pews
U
مقام
authority
U
مقام
equipotential
U
هم مقام
place
U
مقام
placing
U
مقام
places
U
مقام
positioned
U
مقام
pew
U
مقام
opposite number
U
هم مقام
stand
U
مقام
rete
U
مقام
functioned
U
مقام
function
U
مقام
pank
U
مقام
paripassu
U
هم مقام
office
U
مقام
stature
U
مقام
stages
U
مقام
stage
U
مقام
settings
U
مقام
functions
U
مقام
offices
U
مقام
setting
U
مقام
foothole
U
مقام
connexions
U
مقام
connection
U
مقام
standing
U
مقام
drilling pattern
U
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
duumvir
U
شریک مقام
first water
U
بالاترین مقام
much
U
عالی مقام
see of rome
U
مقام پاپ
shrievalty
U
مقام ومنصب
eminently
U
با علو مقام
officiate
U
مقام رسمی
officiated
U
مقام رسمی
senatorship
U
مقام سناتوری
officiates
U
مقام رسمی
officiating
U
مقام رسمی
reinstatement
U
تثبیت در مقام
colonelcy
U
مقام سرهنگی
substituted
U
قائم مقام
substitute
U
قائم مقام
posts
U
مقام مسئولیت
posted
U
مقام مسئولیت
post-
U
مقام مسئولیت
post
U
مقام مسئولیت
receivership
U
مقام امانت
devil may care
U
بی توجه به مقام
substituting
U
قائم مقام
deplume
U
از مقام انداختن
commandery
U
مقام فرماندهی
bishopric
U
مقام اسقفی
baronage
U
مقام بارونی
attorneyship
U
مقام وکالت
viscounty
U
مقام ویکنت
vizierate
U
مقام وزارت
viziership
U
مقام وزارت
wardenship
U
مقام ریاست
vice-chancellors
U
قائم مقام
stations
U
مقام مستقرکردن
stationed
U
مقام مستقرکردن
places
U
مقام رتبه
place
U
مقام رتبه
peerages
U
مقام سناتوری
peerage
U
مقام سناتوری
subsitute
U
قائم مقام
status symbol
U
علامت مقام
status symbols
U
علامت مقام
directorates
U
مقام مدیریت
placing
U
مقام رتبه
ducal
U
مقام دوک
station
U
مقام مستقرکردن
vice-chancellor
U
قائم مقام
vice chancellor
U
قائم مقام
high-class
U
والا مقام
office-holder
U
صاحب مقام
defensive
U
مقام تدافع
office-holders
U
صاحب مقام
directorate
U
مقام مدیریت
marquess
U
مقام مارکیز
successor
U
قائم مقام
A musical tone .
U
مقام ( درموسیقی )
editorship
U
مقام سردبیری
dignity
U
مقام رتبه
man of place
U
صاحب مقام
mastership
U
مقام استادی
knighthoods
U
مقام سلحشوری
infra dig
U
دون مقام
marquesses
U
مقام مارکیز
marquis
U
مقام مارکیز
marquises
U
مقام مارکیز
papacy
U
مقام پاپی
priorate
U
مقام اسبق
locumtenens
U
قائم مقام
titles
U
اسم مقام
title
U
اسم مقام
men of position
U
صاحبان مقام
prelacy
U
مقام اسقفی
state
U
مقام ورتبه
eminent
U
والا مقام
papal dignity
U
مقام پاپ
capacity
U
استعداد مقام
capacities
U
استعداد مقام
ranks
U
سلسله مقام
ranked
U
سلسله مقام
rank
U
سلسله مقام
state-
U
مقام ورتبه
stated
U
مقام ورتبه
states
U
مقام ورتبه
knighthood
U
مقام سلحشوری
officeholder
U
شاغل مقام
oldman
U
مقام فرماندهی
priesthood
U
مقام کشیش
preferment
U
مقام افتخاری
professorships
U
مقام استادی
placer
U
مقام دار
professorship
U
مقام استادی
stating
U
مقام ورتبه
doctors of eminence
U
پزشکان پر مقام
professoriat
U
مقام استادی
vicars
U
قائم مقام
surrogates
U
قائم مقام
positioned
U
مرتبه مقام
kaiserdom
U
مقام قیصر
locums
U
قائم مقام
Highness
U
بلندی مقام
locum
U
قائم مقام
position
U
مرتبه مقام
dignitary
U
عالی مقام
dignitaries
U
عالی مقام
Highnesses
U
بلندی مقام
in power
U
صاحب مقام
deputy
U
قائم مقام
vicar
U
قائم مقام
roll stand
U
مقام نورد
knight errantry
U
مقام سلحشوری
khediviate
U
مقام خدیو
kingship
U
مقام سلطنت
khedivate
U
مقام خدیو
deputies
U
قائم مقام
surreptitiously
U
قائم مقام
surrogate
U
قائم مقام
dividend warrant
U
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
blooming stand
U
مقام پیش نورد
dignifies
U
شان و مقام دادن به
dignify
U
شان و مقام دادن به
vicegerent
U
جانشین قائم مقام
sanctity
U
حرمت علو مقام
dignifying
U
شان و مقام دادن به
archbishopric
U
مقام یا قلمرو اسقف
baronetcy
U
مقام و مرتبه بارونی
cogging stand
U
مقام دستگاه نورد
tribuneship
U
مقام حامی ملت
unmake
U
خلع مقام کردن
tribunate
U
مقام یامسند قضاوت
altitudes
U
مقام رفیع منزلت
roughing stand
U
مقام پیش نورد
breaking down stand
U
مقام پیش نورد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com