English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
defeat U مغلوب ساختن
defeated U مغلوب ساختن
defeating U مغلوب ساختن
defeats U مغلوب ساختن
vanquish U مغلوب ساختن
vanquished U مغلوب ساختن
vanquishes U مغلوب ساختن
vanquishing U مغلوب ساختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
overcome U پیروز شدن بر مغلوب ساختن
overcomes U پیروز شدن بر مغلوب ساختن
overcoming U پیروز شدن بر مغلوب ساختن
trump U مغلوب ساختن پیشی جستن
trumps U مغلوب ساختن پیشی جستن
to bring down somebody [something] U کسی [چیزی] را مغلوب ساختن
to cause the downfall of somebody [something] U کسی [چیزی] را مغلوب ساختن
Other Matches
beaten U مغلوب
conquered U مغلوب
superable U مغلوب شدنی
to put to the w U مغلوب کردن
KO U مغلوب کردن
invincible U مغلوب نشدنی
beat U مغلوب کردن
invictive U مغلوب نشدنی
conquerable U مغلوب شدنی
things were at the U مغلوب کردن
KO's U مغلوب کردن
beats U مغلوب کردن
unbeatable U شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
hit and miss U گاهی موفق وگاهی مغلوب
unbeaten U شکست نخورده مغلوب نشده
get the worst of <idiom> U رنج بردن ،مغلوب شدن
insuperable U شکست ناپذیر مغلوب نشدنی
licks U تازیانه زدن مغلوب کردن
unconquerable U شکست ناپذیر مغلوب نشده
licked U تازیانه زدن مغلوب کردن
lick U تازیانه زدن مغلوب کردن
overbear U مغلوب کردن زیاد میوه دادن
hologynic U منحصرا از مادر ارث برده بصورت صفت مغلوب
scareup U فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
shed U خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding U خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds U خون جاری ساختن جاری ساختن
indite U ساختن
creating U ساختن
fabricate U ساختن
creates U ساختن
create U ساختن
fabricated U ساختن
miscreate U بد ساختن
construct U ساختن
fabricates U ساختن
constructed U ساختن
constructing U ساختن
constructs U ساختن
fabricating U ساختن
composes U ساختن
make U ساختن
fashion U مد ساختن
fashioned U مد ساختن
fashioning U مد ساختن
fashions U مد ساختن
makes U ساختن
builds U ساختن
buildings U ساختن
compose U ساختن
put-up U ساختن
put up U ساختن
invents U ساختن
inventing U ساختن
invented U ساختن
invent U ساختن
build U ساختن
pellet U حب ساختن
bulid U ساختن
carbonize U کک ساختن
manufactures U ساختن
manufactured U ساختن
manufacture U ساختن
fabrication U ساختن
confect U ساختن
upgrade U ساختن
upgraded U ساختن
upgrades U ساختن
upgrading U ساختن
pill U حب ساختن
pills U حب ساختن
dree U ساختن با
idolized U بت ساختن
idolizes U بت ساختن
mint U ساختن
remakes U از نو ساختن
remake U از نو ساختن
minted U ساختن
minting U ساختن
upbuild U ساختن
mints U ساختن
to t. up U ساختن
idolize U بت ساختن
idolising U بت ساختن
idolises U بت ساختن
produces U ساختن
idolizing U بت ساختن
produced U ساختن
produce U ساختن
to make away U ساختن
generated U ساختن
unify U تک ساختن
unifying U تک ساختن
bridge U پل ساختن
to go in with U ساختن با
to get along U ساختن
unifies U تک ساختن
generating U ساختن
idolised U بت ساختن
generate U ساختن
bridged U پل ساختن
forborne U ساختن با
to make a shift U ساختن
generates U ساختن
bridges U پل ساختن
set up U ساختن
outraging U بی حرمت ساختن
diversify U گوناگون ساختن
diversifying U گوناگون ساختن
disable U ناتوان ساختن
outrages U بی حرمت ساختن
maximizes U بیشینه ساختن
sepulchre U قبر ساختن
minimized U کمینه ساختن
diversifies U گوناگون ساختن
diversified U گوناگون ساختن
maximizing U بیشینه ساختن
disables U ناتوان ساختن
familiarized U اشنا ساختن
disabling U ناتوان ساختن
familiarises U اشنا ساختن
familiarising U اشنا ساختن
familiarised U اشنا ساختن
familiarize U اشنا ساختن
produces U ساختن محصول
outraged U بی حرمت ساختن
subverting U واژگون ساختن
produced U ساختن محصول
reconcile U راضی ساختن
discover U مکشوف ساختن
improvising U بالبداهه ساختن
discovered U مکشوف ساختن
discovering U مکشوف ساختن
subverts U واژگون ساختن
improvise U بالبداهه ساختن
improvises U بالبداهه ساختن
discovers U مکشوف ساختن
denigration U سیاه ساختن
subverted U واژگون ساختن
notified U اگاه ساختن
notifies U اگاه ساختن
outrage U بی حرمت ساختن
notify U اگاه ساختن
notifying U اگاه ساختن
reconciling U راضی ساختن
gaunt U زننده ساختن
sepulchers U قبر ساختن
reconciles U راضی ساختن
sepulchres U قبر ساختن
subvert U واژگون ساختن
produce U ساختن محصول
substantiating U مستند ساختن
relieves U بر جسته ساختن
relieving U بر جسته ساختن
humidified U مرطوب ساختن
humidifies U مرطوب ساختن
humidify U مرطوب ساختن
humidifying U مرطوب ساختن
vitiate U معیوب ساختن
snarl U خشمگین ساختن
necessitating U ناگزیر ساختن
necessitates U ناگزیر ساختن
necessitated U ناگزیر ساختن
necessitate U ناگزیر ساختن
vitiate U ناپاک ساختن
relieve U بر جسته ساختن
snarled U خشمگین ساختن
snarling U خشمگین ساختن
substantiates U مستند ساختن
substantiated U مستند ساختن
substantiate U مستند ساختن
discourage U بی جرات ساختن
denuding U عاری ساختن
discourages U بی جرات ساختن
rescind U باطل ساختن
denudes U عاری ساختن
denuded U عاری ساختن
rescinding U باطل ساختن
denude U عاری ساختن
rescinds U باطل ساختن
snarls U خشمگین ساختن
vitiated U معیوب ساختن
disturbs U مضطرب ساختن
vitiating U ناپاک ساختن
wet U مرطوب ساختن
wets U مرطوب ساختن
wetted U مرطوب ساختن
wettest U مرطوب ساختن
maximised U بیشینه ساختن
maximises U بیشینه ساختن
maximising U بیشینه ساختن
maximize U بیشینه ساختن
ensuring U مطمئن ساختن
ensures U مطمئن ساختن
ensured U مطمئن ساختن
ensure U مطمئن ساختن
insures U مطمئن ساختن
vitiating U معیوب ساختن
vitiates U ناپاک ساختن
disturb U مضطرب ساختن
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com