English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pout U معوج سازی [صورت]
trap U معوج سازی [صورت]
gob [British E] U معوج سازی [صورت]
moue U معوج سازی [صورت]
a small grimace U معوج سازی [صورت]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
zigzag U کج و معوج
zigzagging U کج و معوج
zigzags U کج و معوج
zigzagged U کج و معوج
deform U کج و معوج کردن
deforming U کج و معوج کردن
wryly U معوج شده
wry U معوج شده
deforms U کج و معوج کردن
orthodontia U مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontics U مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualizes U تک سازی
bridgework U پل سازی
deflexion U خم سازی
truncation U بی سر سازی
local anasthesia U سر سازی
pavements U کف سازی
idolization U بت سازی
individualized U تک سازی
padding U له سازی
bridge building U پل سازی
stylization U مد سازی
individualised U تک سازی
individualises U تک سازی
individualising U تک سازی
individualization U تک سازی
flooring U کف سازی
individualize U تک سازی
pavement U کف سازی
retortion U خم سازی
flection U خم سازی
repk lection U پر سازی
compaction U تو پر سازی
individualizing U تک سازی
individuation U تک سازی
retortion U کج سازی
intrigues U زمینه سازی
immortalization U جاوید سازی
replacements U جانشین سازی
abbreviation U کوته سازی
mutilation U معیوب سازی
inceration U موم سازی
replacement U جانشین سازی
intrigue U زمینه سازی
impregnation U ابستن سازی
intriguing U زمینه سازی
abbreviations U کوته سازی
separating U جدا سازی
incavation U پوک سازی
extinction U خاموش سازی
modeling U نمونه سازی
fumigation U ضد عفونی سازی
implementation U پیاده سازی
scenery U صحنه سازی
gold beating U زرورق سازی
road building U جاده سازی
asphalt paving U جاده سازی
grillwork U شبکه سازی
forgery U صورت سازی
roofing U سقف سازی
reduction U ساده سازی
gaingiving U مشتبه سازی
conditioning U شایسته سازی
gelatination U دلمه سازی
gemination U جفت سازی
glasswork U شیشه سازی
glycogenesis U گلیکوژن سازی
gnomonics U فن شاخص سازی
reductions U ساده سازی
stacking U پشته سازی
heterodyne reception U زنه سازی
plaster of Paris U گچ مجسمه سازی
histogenesis U بافت سازی
curtailment U کوتاه سازی
histrionics U صحنه سازی
horology U ساعت سازی
forgery U سند سازی
hymnography U سرود سازی
ichnography U زمینه سازی
harmonization U هم اهنگ سازی
stripping U برهنه سازی
forgeries U صورت سازی
forgeries U سند سازی
grillwork U سبد سازی
latticework U شبکه سازی
gunsmithery U تفنگ سازی
solutions U چاره سازی
solution U چاره سازی
haematogenesis U خون سازی
image formation U تصویر سازی
inculcation U جایگیر سازی
nidificate U لانه سازی
sculptures U پیکره سازی
idealised U دلخواه سازی
microminiaturization U ریز سازی
microsoft U بهنگام سازی
minimalization U کمینه سازی
minimization U کمینه سازی
mealing U نرم سازی
maximization U بیشینه سازی
refreshing U دوباره سازی
refreshingly U دوباره سازی
malting U مالت سازی
sculpture U مجسمه سازی
sculpture U پیکره سازی
sculptures U مجسمه سازی
manumission U ازاد سازی
materialization U مادی سازی
miseenscene U صحنه سازی
simplifications U ساده سازی
mutualization U دو طرفه سازی
mystification U گیج سازی
idealize U دلخواه سازی
mythopoetic U اساطیر سازی
idealized U دلخواه سازی
withdrawal U رها سازی
nest building U لانه سازی
networking U شبکه سازی
idealising U دلخواه سازی
municipalize U شهر سازی
modeller U قالب سازی
idealises U دلخواه سازی
simplification U ساده سازی
statues U پیکر سازی
statue U پیکر سازی
mortar mixing U ملات سازی
magnifcation U بزرگ سازی
coking period U زمان کک سازی
inspissation U غلیظ سازی
intensification U پر قوت سازی
braziers U برنج سازی
negation U خنثی سازی
inurement U معتاد سازی
invalidation U باطل سازی
irksomeness U کسل سازی
shipbuilding U کشتی سازی
infuriation U خشمگین سازی
lapidification U سنگ سازی
individualization U منفرد سازی
individualization U فرد سازی
individuation U جدا سازی
inebriation U مست سازی
vaporization U بخار سازی
inflexion U خم سازی خمیدگی
regionalism U منطقه سازی
wearisomeness U کسل سازی
irreticence U فاش سازی
levigation U نرم سازی
renewals U تازه سازی
liquefaction U ابگونه سازی
reconstruction U دوباره سازی
weaponry U اسلحه سازی
machicolation U مزغل سازی
machine building U ماشین سازی
reconstructions U دوباره سازی
renewal U تازه سازی
latticing U شبکه سازی
evacuation U تهی سازی
coaching U اماده سازی
lamponery U هجونامه سازی
lancination U مجروح سازی
lancination U پاره سازی
landscape painting U منظره سازی
lapidation U سنگسار سازی
flooding U غرقه سازی
foundation materials U مصالح پی سازی
brazier U برنج سازی
countersink U خزینه سازی
bedding U کف سازی بسترسازی
pacification U ارام سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com