English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
general U معمولی و نه مخصوص
generals U معمولی و نه مخصوص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
expanded memory system U دریک IBM PC استانداردی که حافظه اضافی که بیشتر از حد کیلو بایت است از حافظه معمولی را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامههای مخصوص نوشته شده قابل اجراست و نیز مراجعه شود به LIM
teletext U روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
Other Matches
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
run-of-the-mill <idiom> U معمولی
ordinary U معمولی
conventional U معمولی
open cheque U چک معمولی
standards U معمولی
light water U اب معمولی
standard U معمولی
longhand U خط معمولی
normal U معمولی
usu U معمولی
routine U معمولی
routinely U معمولی
wonted U معمولی
copybook U معمولی
faceless U معمولی
routines U معمولی
ferial U معمولی
received U معمولی
charge hand U کارگر معمولی
civil time U ساعت معمولی
irregular U غیر معمولی
piper nigrum U فلفل معمولی
mulberry U توت معمولی
plain concrete U بتن معمولی
procedure message U پیام معمولی
normal interval U فاصله معمولی صف
the a merchant U سوداگر معمولی
ornery U عادی معمولی
mulberries U توت معمولی
ordinary share U سهام معمولی
general cargo U کالای معمولی
commonest U معمولی متعارفی
commoners U معمولی متعارفی
common U معمولی متعارفی
ordinal type U نوع معمولی
ordinary clay U خاک رس معمولی
unselected clay U خاک رس معمولی
common link U حلقه معمولی
American bond U آجرچینی معمولی
generals U کلی معمولی
white mulatto U توت معمولی
typical <adj.> U بافت معمولی
common whipping U بست معمولی
onery U عادی معمولی
man in the street U فرد معمولی
normal permeability U نفوذپذیری معمولی
general U کلی معمولی
ap seogi U ایستادن معمولی
standard bar U میله معمولی
standard brick U اجر معمولی
standard motor U موتور معمولی
medium lampholder U سرپیچ معمولی
standard trench U سنگر معمولی
everyday U معمولی مبتذل
hepatica U غافث معمولی
commonplace U معمولی مبتذل
ranko U سرباز معمولی
meanest U پست معمولی
meaner U پست معمولی
ethanol U الکل معمولی
banal U مبتذل معمولی
single precision U با دقت معمولی
rudas U پست معمولی
standard gauge U اندازه معمولی
ethyl alcohol U الکل معمولی
rock brake U بسفایج معمولی
normal U عادی معمولی
mean U پست معمولی
ambient U پس زمینه معمولی
complements U تعارفات معمولی
standards U طبیعی یا معمولی
nonstandard U غیر معمولی
workaday U معمولی عادی
mass concrete U بتن معمولی
ornary U عادی معمولی
undress U جامه معمولی
undresses U جامه معمولی
undressing U جامه معمولی
normal good U کالای معمولی
complementing U تعارفات معمولی
street virus U ویروس معمولی
wrought iron U اهن معمولی
complemented U تعارفات معمولی
complement U تعارفات معمولی
standard U طبیعی یا معمولی
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
conventional U جنگ افزارهای معمولی
outre U خارج از حدود معمولی
standard rain gage باران سنج معمولی
joiner door U درب معمولی ناو
conventional milling machine U دستگاه فرز معمولی
l antenna U انتن معمولی رادیو
route U راه جریان معمولی
routes U راه جریان معمولی
week day U روز معمولی هفته
light hydrogen U هیدروژن سبک یا معمولی
standard lamp holder U سرپیچ معمولی لامپ
combination grasp U گرفتن معمولی و برعکس
stake driver U بوتیمار معمولی امریکایی
admedium lampholder U سرپیچ بزرگتر از معمولی
head cold U سرماخوردگی معمولی زکام
standard size whole brick U اجر فشاری معمولی
common stock U سهام معمولی شرکت
bracket U حالت معمولی کروشه
chamomile U بابونه معمولی یامعطر
stand U سطح معمولی اب دریا
inverted l antenna U انتن معمولی رادیو
normal sulphation of battery U سولفاتی شدن معمولی
undersized U کوچکتر ازاندازه معمولی
well worn U پیش پا افتاده معمولی
conventional forces U نیروهای رزمی معمولی
well-worn U پیش پا افتاده معمولی
regular weave [plain] U بافت معمولی و ساده
ordinary grasp U گرفتن میله معمولی
in normal situations on public roads U در ترافیک معمولی خیابان
meadow mushroom U قارچ خوراکی معمولی
martlet U پرستوی معمولی اروپایی
normal charge U خرج معمولی توپ
fencing measure U فاصله معمولی دو شمشیرباز
milkwort U پلی گالای معمولی
walked U گام معمولی اسب
normal magnetization curve U خم مغناطیس پذیری معمولی
walk U گام معمولی اسب
walks U گام معمولی اسب
ordinary U پیام معمولی از نظر ارجحیت
fair wear and tear U خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
ordinary least square method U روش حداقل مربعات معمولی
normalize U بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalizes U بصورت عادی و معمولی دراوردن
horseweed U خزه معمولی امریکای شمالی
normalising U بصورت عادی و معمولی دراوردن
conventional take off and landing U هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
deffered maintenance U تعمیر ونگهداری غیر معمولی
ordinary differential equation [ODE] U معادله دیفرانسیل معمولی [ریاضی]
It was the usual scene. U صحنه [موقعیت] معمولی بود.
normalised U بصورت عادی و معمولی دراوردن
guttersnipe U نوک دراز یا پاشله معمولی
normalises U بصورت عادی و معمولی دراوردن
air hardening U سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
standard egg section U مقطع تخم مرغی شکل معمولی
entremets U غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
snail mail U اصط لاح عامیه به پست معمولی
service ceiling U سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
it is of a normal size U دارای اندازه عادی یا معمولی است
prepare U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
Can't you just say hello like a normal person? U نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
preparing U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepares U تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
half U حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
names U کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
name U کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
shock waves U موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock wave U موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
zero stage U طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
mufti U جامه معمولی برتن کسی که حق داردجامه رسمی بپوشد
kilderkin U چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
quad U چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
superspeedway U مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
offices U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
gyroplane U نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
man down U بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
office U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
advertorial U تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
fosse commune U [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
quads U چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
sub woofer U هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
VBScript U مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
lumen U واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
dial up line U خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
alley U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
hold U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds U گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
squawks U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked U در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
aircraft arresting hook U مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
doubled U مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
double U مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
doubled up U مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
genet U جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com