English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concerts U کنسرت
concert U کنسرت
rave-up U کنسرت پر سروصدا و پرهیجان
rave-ups U کنسرت پر سروصدا و پرهیجان
impresarios U مدیریاراهنمای اپرا و کنسرت
impresario U مدیریاراهنمای اپرا و کنسرت
scissoring U 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
nominate U معرفی کردن
present U معرفی کردن
insets U معرفی کردن
nominates U معرفی کردن
bring forward U معرفی کردن
introduces U معرفی کردن
speak well for U معرفی کردن
presented U معرفی کردن
representations U معرفی کردن
presenting U معرفی کردن
representation U معرفی کردن
presents U معرفی کردن
recommend U معرفی کردن
recommending U معرفی کردن
recommends U معرفی کردن
introducing U معرفی کردن
introduced U معرفی کردن
introduce U معرفی کردن
inset U معرفی کردن
nominating U معرفی کردن
to register [with a body] U اسم نویسی کردن [خود را معرفی کردن] [در اداره ای] [اصطلاح رسمی]
report U معرفی کردن خود
preconize U بعموم معرفی کردن
reports U معرفی کردن خود
reported U معرفی کردن خود
to r.someone as a U کسی را به سمتی معرفی کردن
meet U معرفی شدن به ملاقات کردن
meets U معرفی شدن به ملاقات کردن
to proclam someone a traitor U کسیرا بعموم خائن معرفی کردن
to give publicity to U بعموم نشان دادن یا معرفی کردن
to report oneself U حاضر شدن وخود را معرفی کردن
to i. any one into abenefice U کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
personation U خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
to report to the police U خود را به پلیس معرفی کردن [بخاطر خلافی]
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
bear arms U سلاح به دست گرفتن خود را به خدمت معرفی کردن
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
boolean algebra U قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
walkthrough U جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
houses U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
latches U بوسیله کلون محکم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
reference U معرفی
designation U معرفی
presentation U معرفی
designations U معرفی
reclame U معرفی
representations U معرفی
presentations U معرفی
representation U معرفی
introductions U معارفه معرفی
letter U معرفی نامه
designative U معرفی کننده
introduction U معارفه معرفی
letters U معرفی نامه
nominator U معرفی کننده
letter of introduction U معرفی نامه
presentee U معرفی شده
presentable U شایان معرفی
nuncupatory U معرفی کننده
letter of reference U معرفی نامه
representer U معرفی کننده
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
letterman U دارنده معرفی نامه
net authentication U معرفی ایستگاههای شبکه
algebra U قوانینی که برای معرفی
initial campaign U معرفی کالا به بازار
introduction U معرفی رسمی اشناسازی
introductions U معرفی رسمی اشناسازی
presentably U بطور قابل معرفی
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
good wine needs no bush U چیزخوب نیازمند به معرفی نیست
reagency U امادگی برای واکنش یا معرفی
roll out U معرفی یک کالای تجارتی به بازار
quantification U معرفی عناصر یک جسم تعریف
computer generations U روش معرفی پیشرفتها در محاسبه
social credit U تصادی معرفی شده است
id U کارتی که ضخص را معرفی میکند
technological U تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
Can you recommend a guest house? U آیا میتوانید یک پانسیون به من معرفی کنید؟
tags U نوار پشت پوتین کارت معرفی
tag U نوار پشت پوتین کارت معرفی
I have been referred. (introduced,recommended)to you by MR. . . . U از جانب آقای ... به شما معرفی شده ام
subscripted variable U عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
who are your reference? U چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
technologically U تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
predefined U آنچه قبلا معرفی شده است
Can you recommend a hotel? U آیا میتوانید یک هتل به من معرفی کنید؟
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
name U کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
names U کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
toastmistress U بانوی معرفی کننده ناطق سرمیز غذا
bring up <idiom> U معرفی چیزی برای بحث (مذاکره)آوردن
Type cable U مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
functional U مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
Can you recommend a good restaurant? U آیا میتوانید یک رستوران خوب معرفی کنید؟
proceed time U زمان لازم برای معرفی به پایگاه جدید
report tothe director U خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
menus U انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور
polar U سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
identification tag U پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه
toastmasters U کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند
toastmaster U کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند
key کد عددی برای معرفی کلیدی که انتخاب شده است
menu U انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور
set U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
flowchart U نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
sets U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
category wiring U یکی از 5 سطح استاندارد معرفی شده توسط EIA / TIA
flow diagram U نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
setting up U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
ccitt U انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
operated U بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
operate U بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
operates U بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
distort U معرفی اختلافات نامط لوب بین سیگنال ورودی و خروجی یک وسیله
distorts U معرفی اختلافات نامط لوب بین سیگنال ورودی و خروجی یک وسیله
anchor cell U خانهای در برنامه صفحه گسترده که ابتدای مجموعه خانه ها را معرفی میکند
enquiry U کد کنترل مخصوص که تقاضایی برای معرفی یا وضعیت یا داده یک وسیله است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com