Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
agonise
U
معذب ساختن متاثر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
traumatising
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatises
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatised
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatizes
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatize
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatizing
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatized
U
باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
moves
U
متاثر ساختن
moved
U
متاثر ساختن
move
U
متاثر ساختن
tuch
U
متاثر کردن
affects
U
متاثر کردن
affect
U
متاثر کردن
dullest
U
متاثر کند کردن
dull
U
متاثر کند کردن
dulled
U
متاثر کند کردن
duller
U
متاثر کند کردن
touch
U
رسیدن به متاثر کردن
dulling
U
متاثر کند کردن
dulls
U
متاثر کند کردن
to affect somebody
U
کسی را متاثر کردن
touches
U
رسیدن به متاثر کردن
scareup
U
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
to lie heavy on one's heart
U
معذب داشتن
with pain
U
دچاردردسخت معذب ازدرد
racked with pain
U
کشیدن معذب داشتن
agonise
U
بخود پیچیدن معذب شدن
sorry
U
متاثر
regretful
U
متاثر
touched
U
متاثر
sorriest
U
متاثر
sorrier
U
متاثر
touch
U
متاثر شدن لمس دست زنی
touches
U
متاثر شدن لمس دست زنی
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
Historicism
U
[معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
Japonaiserie
U
[از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
To bear (put up) with somebody.
U
با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
make
U
درست کردن ساختن اماده کردن
makes
U
درست کردن ساختن اماده کردن
prepares
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
preparing
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
prepare
U
اماده کردن ساختن ترکیب کردن
engineered
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineers
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
engineer
U
اداره کردن طرح کردن و ساختن
gets
U
مجاب کردن ساختن
getting
U
مجاب کردن ساختن
get
U
مجاب کردن ساختن
work up
U
ترکیب کردن ساختن
to manufacture
[into]
U
ساختن
[درست کردن]
[به]
to lay it on thick
U
نصب کردن ساختن
frankest
U
باطل کردن مصون ساختن
perpetuates
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
illuminate
U
درخشان ساختن زرنما کردن
perpetuate
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
franking
U
باطل کردن مصون ساختن
pt down
U
هرز اب ساختن منکوب کردن
franker
U
باطل کردن مصون ساختن
franked
U
باطل کردن مصون ساختن
frank
U
باطل کردن مصون ساختن
perpetuated
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuating
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
attracts
U
جذب کردن مجذوب ساختن
illuminating
U
درخشان ساختن زرنما کردن
illuminates
U
درخشان ساختن زرنما کردن
franks
U
باطل کردن مصون ساختن
localizing
U
محلی کردن موضعی ساختن
assimilate
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
localises
U
محلی کردن موضعی ساختن
serializing
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serializes
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialising
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
redargue
U
متهم ساختن تکذیب کردن
attracted
U
جذب کردن مجذوب ساختن
attracting
U
جذب کردن مجذوب ساختن
localising
U
محلی کردن موضعی ساختن
localize
U
محلی کردن موضعی ساختن
assimilate
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
localizes
U
محلی کردن موضعی ساختن
assimilated
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilates
U
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilating
U
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilating
U
تلفیق کردن همانند ساختن
serialised
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises
U
نوبتی کردن پیاپی ساختن
retards
U
کند ساختن معوق کردن
entombed
U
دفن کردن مقبره ساختن
entomb
U
دفن کردن مقبره ساختن
improvising
U
انا ساختن تعبیه کردن
trump up
<idiom>
U
ساختن ،درمغز اختراع کردن
avouch
U
تضمین کردن مستقر ساختن
detect
U
کشف کردن نمایان ساختن
detected
U
کشف کردن نمایان ساختن
violate
U
بی حرمت ساختن مختل کردن
detecting
U
کشف کردن نمایان ساختن
violated
U
بی حرمت ساختن مختل کردن
violates
U
بی حرمت ساختن مختل کردن
entombing
U
دفن کردن مقبره ساختن
lanes
U
کوچه ساختن منشعب کردن
lane
U
کوچه ساختن منشعب کردن
retarding
U
کند ساختن معوق کردن
retard
U
کند ساختن معوق کردن
oblige
U
وادار کردن مرهون ساختن
obliged
U
وادار کردن مرهون ساختن
obliges
U
وادار کردن مرهون ساختن
proscribe
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
proscribed
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
proscribes
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
proscribing
U
ممنوع ساختن تحریم کردن
improvise
U
انا ساختن تعبیه کردن
improvises
U
انا ساختن تعبیه کردن
detects
U
کشف کردن نمایان ساختن
reproducing
U
چاپ کردن دوباره ساختن
reproduces
U
چاپ کردن دوباره ساختن
please
U
خشنود ساختن کیف کردن
pleases
U
خشنود ساختن کیف کردن
fructify
U
برومند کردن بارور ساختن
subduing
U
مقهور ساختن رام کردن
subdues
U
مقهور ساختن رام کردن
subdue
U
مقهور ساختن رام کردن
destroys
U
ویران کردن نابود ساختن
destroying
U
ویران کردن نابود ساختن
preparing
U
مهیا ساختن مجهز کردن
destroy
U
ویران کردن نابود ساختن
prepares
U
مهیا ساختن مجهز کردن
internalizing
U
باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes
U
باطنی ساختن داخلی کردن
internalized
U
باطنی ساختن داخلی کردن
reproduced
U
چاپ کردن دوباره ساختن
reproduce
U
چاپ کردن دوباره ساختن
prey
U
دستخوش ساختن طعمه کردن
discompose
U
مضطرب ساختن پریشان کردن
admired
U
متحیر کردن متعجب ساختن
emboss
U
مزین کردن پرجلوه ساختن
admires
U
متحیر کردن متعجب ساختن
internalised
U
باطنی ساختن داخلی کردن
internalises
U
باطنی ساختن داخلی کردن
internalising
U
باطنی ساختن داخلی کردن
internalize
U
باطنی ساختن داخلی کردن
prepare
U
مهیا ساختن مجهز کردن
indicate
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
fraternises
U
برادری کردن متفق ساختن
incapacitates
U
ناتوان ساختن محجور کردن
incapacitated
U
ناتوان ساختن محجور کردن
incapacitate
U
ناتوان ساختن محجور کردن
to hammer out
U
ساختن بکوشش درست کردن
fraternizing
U
برادری کردن متفق ساختن
surprize
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
fraternizes
U
برادری کردن متفق ساختن
indicated
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
fraternized
U
برادری کردن متفق ساختن
spellbind
U
مجذوب کردن مفتون ساختن
fraternize
U
برادری کردن متفق ساختن
fraternising
U
برادری کردن متفق ساختن
highlighting
U
روشن ساختن مشخص کردن
fraternised
U
برادری کردن متفق ساختن
surprises
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
surprise
U
متعجب ساختن غافلگیر کردن
incapacitating
U
ناتوان ساختن محجور کردن
entombs
U
دفن کردن مقبره ساختن
tepefy
U
ولرم کردن ملول ساختن
inculcate
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
indicates
U
نمایان ساختن اشاره کردن بر
provides
U
میسر ساختن تامین کردن
provide
U
میسر ساختن تامین کردن
inculcating
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcated
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcates
U
جایگیر ساختن تلقین کردن
attract
U
جذب کردن مجذوب ساختن
to bear with a person
U
باکسی ساختن یاسازش کردن
to cotton with each other
U
باهم ساختن یارفاقت کردن
to cotton together
U
باهم ساختن یارفاقت کردن
tumify
U
اماس کردن متورم ساختن
mirror
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
recesses
U
موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
recess
U
موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
cark
U
بار کردن غمگین ساختن یاشدن
enabling
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
locate
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
located
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
engrave
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
enable
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
engraved
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
locates
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
enabled
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
illume
U
منور کردن روشن فکر ساختن
locating
U
مستقر ساختن مکان یابی کردن
engraves
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
enables
U
قادر ساختن وسیله فراهم کردن
mirrors
U
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
freeze
U
ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com