Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
self study
U
مطالعه پیش خود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
harmonics
U
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
survey
U
مطالعه مجمل
surveyed
U
مطالعه مجمل
surveys
U
مطالعه مجمل
analyse
U
جزئیات را مطالعه کردن
analysed
U
جزئیات را مطالعه کردن
analyses
U
جزئیات را مطالعه کردن
analysing
U
جزئیات را مطالعه کردن
analyzed
U
جزئیات را مطالعه کردن
analyzes
U
جزئیات را مطالعه کردن
analyzing
U
جزئیات را مطالعه کردن
bookworm
U
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
bookworms
U
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
studio
U
اطاق مطالعه
studios
U
اطاق مطالعه
geopolitics
U
مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
perusal
U
مطالعه
market research
U
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
optics
U
علم مطالعه در خواص نور
well read
U
اهل مطالعه و تحقیق
well-read
U
اهل مطالعه و تحقیق
cybernetics
U
مطالعه ومقایسه بین دستگاه عصبی خودکارکه مرکب ازمغز واعصاب میباشدبادستگاه الکتریکی ومکانیکی فرمانشناسی
casework
U
مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
impromptu
U
بی مطالعه تصنیف
impromptu
U
کاری که بی مطالعه و بمقتضای وقت انجام دهند بالبداهه حرف زدن
extemporised
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporises
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporising
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporize
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizes
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizing
U
بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
sight read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-read
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reads
U
بدون مطالعه قبلی خواندن
reconsider
U
مجددا درامری مطالعه کردن
reconsidered
U
مجددا درامری مطالعه کردن
reconsidering
U
مجددا درامری مطالعه کردن
reconsiders
U
مجددا درامری مطالعه کردن
conciliate
U
ارام کردن مطالعه کردن
conciliated
U
ارام کردن مطالعه کردن
conciliates
U
ارام کردن مطالعه کردن
conciliating
U
ارام کردن مطالعه کردن
subject
U
مبحث موضوع مطالعه
subjected
U
مبحث موضوع مطالعه
subjecting
U
مبحث موضوع مطالعه
subjects
U
مبحث موضوع مطالعه
demography
U
مطالعه مهاجرت جمعیت
ethnography
U
مطالعه علمی نژادها
ethnology
U
علم مطالعه نژادها و اقوام
criminology
U
مطالعه علمی جرم
studies
U
مطالعه
studies
U
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studies
U
تحصیل کردن مطالعه کردن
study
U
مطالعه
study
U
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
study
U
تحصیل کردن مطالعه کردن
studying
U
مطالعه
studying
U
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
studying
U
تحصیل کردن مطالعه کردن
humanist
U
مطالعه کننده طبیعت یا امورانسانی
sub judice
U
مورد مطالعه دادگاه
structuralism
U
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
thought out
U
سنجیده مطالعه شده
thought-out
U
سنجیده مطالعه شده
studied
U
از روی مطالعه
reading
U
مطالعه
readings
U
مطالعه
angiology
U
مطالعه عروق خونی و لنفی
articulated machine lamp
U
چراغ مطالعه با گردن تاشو
at sight
U
بی مطالعه قبلی
bioastronautics
U
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
bionics
U
مطالعه سیستمهای زنده به منظور ارتباط دادن ویژگی هاو اعمال انها به توسعه سخت افزار مکانیکی و الکترونیکی کاربرد علم بیولوژی درمهندسی الکترونیک و سایرعلوم مهندسی
booklore
U
علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
capability study
U
مطالعه امکان انجام کار
cogitator
U
اندیشه کننده مطالعه کننده
commodity approach
U
بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
consumer research
U
مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
crystallography
U
کریستال شناسی مطالعه بلورها شناخت بلور
dendrochronology
U
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
dysgenics
U
مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
endocrinology
U
علم شناسایی و مطالعه غددمترشحه داخلی
epizoology
U
علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology
U
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootology
U
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
etude
U
مطالعه
extemporal
U
بی مطالعه
extemporarily
U
بی مطالعه
faunist
U
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
feasability study
U
مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
feasibility study
U
مطالعه امکانپذیری
feasibility study
U
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
feasibility study
U
مطالعه امکان سنجی
flexible arm lamp
U
چراغ مطالعه قابل انعطاف
functional distribution
U
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
gastroenterology
U
مطالعه معده و روزده وبیماریهای ان
geologic survey
U
مطالعه زمین شناسی
geologize
U
مطالعه علم زمین شناسی کردن
geophysical survey
U
مطالعه خواص فیزیکی زمین
Other Matches
karyosystematice
U
بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
off hand
U
بی مطالعه
offhanded
U
بی مطالعه
offhandedly
U
بی مطالعه
system study
U
مطالعه سیستم
unstudied
U
مطالعه نشده
lucubration
U
مطالعه سخت
study habits
U
عادتهای مطالعه
praxeology
U
مطالعه رفتارانسان
portable standard
U
چراغ مطالعه
motion study
U
مطالعه ی حرکت
inspect
U
مطالعه کردن
examine
U
مطالعه کردن
investigate
U
مطالعه کردن
survey
U
مطالعه کردن
study
U
مطالعه کردن
evaluate
U
مطالعه کردن
bolt
[examine]
U
مطالعه کردن
check
U
مطالعه کردن
determine
U
مطالعه کردن
dissect
[analyse]
U
مطالعه کردن
enquire into
U
مطالعه کردن
explore
U
مطالعه کردن
analyse
[British]
U
مطالعه کردن
analyze
[American]
U
مطالعه کردن
assay
U
مطالعه کردن
scrutinize
U
مطالعه کردن
look into
U
مطالعه کردن
teppetology
U
مطالعه ریشه ای فرش
metallography
U
مطالعه الیاژهای فلزی
myrmecologyt
U
مطالعه علمی مورچگان
cella
U
[اتاق مطالعه ی راهبها]
to study out
U
با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
teleology
U
مطالعه حکمت غایی
psychognosy
U
مطالعه عمیق روانی
psychognosis
U
مطالعه عمیق روانی
to pore
[over; on]
U
به مطالعه دقیق پرداختن
toponymy
U
مطالعه وجه تسمیه شهرهاونقاط
sinology
U
مطالعه ادبیات ورسوم چین
rheological
<adj.>
U
علم مطالعه تغییر شکل و جریان ماده
methods of economic study
U
روشهای مطالعه علم اقتصاد
adjustable lamp
چراغ مطالعه قابل تنظیم
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
income and expenditure approach
U
مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
integrate circuit technology
U
مطالعه فن مدار مجتمع تکنولوژی ای سی
semitics
U
مطالعه زبان وادبیات وتاریخ سامی
skimmer
U
الت سرشیرگیری مطالعه کننده سطحی
symbology
U
مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
theogony
U
مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
to poreone's eyes out
U
چشم را از بسیاری مطالعه خسته کردن
protohistory
U
مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
Ekistics
U
[دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
theogonic
U
وابسته به مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
She laid the book aside .
U
کتاب را کنار گذاشت ( مطالعه اش را متوقف کرد)
speleology
U
مطالعه غارها ازلحاظ زمین شناسی وتاریخی
helminthology
U
مطالعه دراطراف کرم های بیماری زاوانگلی
group dynamics
U
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
glottochronology
U
مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
Ergonomics
U
[مطالعه در ارتباطات بین کارهای انسانی، کار پژوهی]
pragmatics
U
مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
mock up
U
مدلی باندازه طبعی وکامل برای مطالعه وازمایش
ideologist
U
ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
gestalt psychology
U
مطالعه قوه ادراک و رفتار از نقطه نظرواکنش شخصی در برابرامورکلی
morphophonemics
U
مبحث مطالعه صور مختلف یاتصاریف مختلفه یک لغت یاریشه
input output analysis
U
تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
After dinner he likes to retire to his study.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
historcicism
U
فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
geopolitic
U
علمی که روابط بین موقعیت جغرافیایی سرزمینها را باپیدایش و نابودی قدرتهای بزرگ و امپراطوریها مطالعه میکند
psychbiology
U
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
premeditate
U
قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
immunogenetics
U
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
pteridology
U
مطالعه علمی سرخس ها سرخس شناسی
fragment
U
[فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com