English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
complied U مطابق با
complies U مطابق با
comply U مطابق با
complying U مطابق با
complied with U مطابق با
corresponding to U مطابق با
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
answer U بدرد خوردن مطابق بودن
answered U بدرد خوردن مطابق بودن
answering U بدرد خوردن مطابق بودن
answers U بدرد خوردن مطابق بودن
tallied U تطبیق کردن مطابق بودن
tallies U تطبیق کردن مطابق بودن
tally U تطبیق کردن مطابق بودن
tallying U تطبیق کردن مطابق بودن
ideally U مطابق ارزو و یاکمال مطلوب
meet U مطابق شرایط بودن
meets U مطابق شرایط بودن
update U مطابق روز پیش بردن
updated U مطابق روز پیش بردن
updates U مطابق روز پیش بردن
model U مطابق مدل معینی در اوردن
modeled U مطابق مدل معینی در اوردن
modelled U مطابق مدل معینی در اوردن
models U مطابق مدل معینی در اوردن
to U برحسب مطابق
clockwise U مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
clockwise U مطابق گردش عقربههای ساعت راستگرد
according to U مطابق
after U مطابق
relevant U وابسته مطابق
conventionally U برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
correspondent U مطابق
correspondents U مطابق
posh U مطابق مد روز
posher U مطابق مد روز
poshest U مطابق مد روز
stylish U باب روز مطابق مد روز
modular U مطابق اندازه یامقیاس
biblical U مطابق کتاب مقدس
from U مطابق
parallel U نظیر مطابق بودن با
paralleled U نظیر مطابق بودن با
paralleling U نظیر مطابق بودن با
parallelled U نظیر مطابق بودن با
parallelling U نظیر مطابق بودن با
parallels U نظیر مطابق بودن با
grammatically U مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
within U مطابق
grammatical U صرف و نحوی مطابق قواعد دستور
matched U مطابق
adjusting U تسویه نمودن مطابق کردن
adjusting U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts U تسویه نمودن مطابق کردن
adjusts U مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
classic U مطابق بهترین نمونه
classics U مطابق بهترین نمونه
currencies U مطابق روز بودن
currency U مطابق روز بودن
similar U مطابق
fashionably U مطابق معمول
traditionally U مطابق احادیث
correspond U مطابق بودن
corresponded U مطابق بودن
corresponds U مطابق بودن
standardised U مطابق درجه معینی دراوردن
standardises U مطابق درجه معینی دراوردن
standardising U مطابق درجه معینی دراوردن
standardize U مطابق درجه معینی دراوردن
standardizes U مطابق درجه معینی دراوردن
standardizing U مطابق درجه معینی دراوردن
up to date U مطابق اخرین طرز
up to date U مطابق روز
up to date U امروزی تازه مطابق روز
up-to-date U مطابق اخرین طرز
up-to-date U مطابق روز
up-to-date U امروزی تازه مطابق روز
standard U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
synchronised U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronised U مطابق بودن
synchronised U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronises U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronises U مطابق بودن
synchronises U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronising U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronising U مطابق بودن
synchronising U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronize U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronize U مطابق بودن
synchronize U همزمان شدن با هم مطابق کردن
synchronizes U همزمان کردن از حیث زمان باهم مطابق کردن
synchronizes U مطابق بودن
synchronizes U همزمان شدن با هم مطابق کردن
cut and dried U مطابق نقشه وبرنامه
cut and dry U مطابق نقشه وبرنامه
cut-and-dried U مطابق نقشه وبرنامه
conventional U مرسوم مطابق ایین وقاعده
reconstruction U نمونه مطابق اصل
reconstructions U نمونه مطابق اصل
physiologically U مطابق فیزیولوژی
symptomatic U مطابق نشانه بیماری نماینده
rhetorically U مطابق علم معانی بیان یا فصاحت فصیحانه
respondent U مطابق
respondents U مطابق
constitutional U مطابق قانون اساسی
confirming U مطابق
Other Matches
even with U مطابق
frae U مطابق
in keeping U مطابق
in register U مطابق
incompliance with U مطابق
pursuant U مطابق
correspounding U مطابق
according U مطابق
corresponding U مطابق
accordant U مطابق
consilient U مطابق
agreeably to U مطابق
congurous U مطابق
corresponding to U مطابق
correspoundent U مطابق
secundumn U مطابق
similiar U مطابق
by my watch U مطابق ساعت من
by the square U مطابق نمونه
conform to U مطابق بودن با
at my request U مطابق با تقاضای من
constitutionally U مطابق قانون
correspound U مطابق بودن
to correspond to U مطابق بودن
astronomically U مطابق هیئت
corresponding U مطابق متشابه
orthodox U مطابق مرسوم
adjust U مطابق کردن
after the manner of U بتقلید مطابق
as usual U مطابق معمول
homologize U مطابق شدن
hygienically U مطابق بهداشت
testamentary U مطابق با وصیت
pursuant to U مطابق برحسب
synchrinized U مطابق بودن
newfashioned U مطابق مد روز
pedagogically U مطابق فن تعلیم
geometrically U مطابق هندسه
in accordance with U مطابق موافق
trendy U مطابق آخرین مد
trendiest U مطابق آخرین مد
trendier U مطابق آخرین مد
musically U مطابق اصول موسیقی
to keep step to a band U مطابق موزیک پازدن
ideal U مطابق نمونه واقعی
accentually U مطابق تکیه صدا
technically U مطابق اصول فنی
ideals U مطابق نمونه واقعی
pedagogical teaching U اموزش مطابق فن تعلیم
discretionally U مطابق میل و اختیار
ethically U مطابق علم اخلاق
ethnologically U مطابق علم نژادشناسی
true life U مطابق زندگی روزمره
dialectically U مطابق قواعد منطق
true copy U رونوشت مطابق با اصل
pedagogically U مطابق علم اموزش
anno hegirae U مطابق تقویم هجری
anatomically U مطابق علم تشریح
keping with one's view U مطابق نظرکسی بودن
metronomic U مطابق میزانه شمار
quite the thing U مطابق بارسم معمول
sunwise U مطابق گردش عقربک ساعت
standardization U مطابق معیار خاص دراوردن
sovietize U مطابق رژیم شوروی کردن
with the sun U مطابق گردش عقربک ساعت
phonetioist U طرفداری املای مطابق صدا
that i snot in keepingwith our U این مطابق نظریه مانیست
scriptural U مطابق متن کتاب مقدس
moresque U مطابق با سبک مغربیهای افریقا
orthodox U مطابق عقاید کلیسای مسیح
ethnically U مطابق علم طوایف بشر
to marry well U جفت [زوج] مطابق بهم بودن
temporalize U مطابق مقتضیات وقت عمل کردن
to pursue a plan U مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
sinify U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinicize U مطابق اداب ورسوم چینی کردن
standard load U بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
accordantly U بطور موافق یا مطابق چنانکه جور باشد
standardized U مطابق نمونه و معیار عمومی تهیه شده
phonetist U متخصص ترکیب صداها طرفداری املای مطابق صدا
It is to your taste (liking). U باب دندان شما است ( مطابق میل وسلیقه )
phoneticism U عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
scholastically U موافق اصول اموزشگاهها مطابق منطق قدیمی ها طلبه وار
an iconic statue U مجسمهای که از روی نمونه و مطابق قرارداد صنعتی ساخته شده باشد
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
to adjust U وفق دادن [سازگار کردن] [مطابق کردن ]
formfitting U مطابق طرح بدن بشکل بدن
sanitize U مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
perspectively U ازروی علم منافرو مرایا مطابق اصول منافرو مرایا
carload shipment U حمل بار مطابق با فرفیت بارگیری خودرو یا کشتی ارسال باربه اندازه فرفیت حمل بار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com