Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
punch the ball
U
مشت کردن دروازه بان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
clear
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
drop goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
inverter
U
دروازه منط قی برای امکانات بر عکس کردن
to rifle the ball into the goal
U
با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
Other Matches
team handball court
U
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout
U
پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
kick save
U
نجات دروازه با پای دروازه بان
goal judge
U
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
elements
U
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
element
U
دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
goalpost
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalposts
U
تیر دروازه تیر عمودی دروازه
port
U
دروازه
gateway
U
دروازه
gate
U
دروازه
barbacan
U
دروازه
gates
U
دروازه
goal area line
U
خط دروازه
hoop
U
دروازه
hoops
U
دروازه
portal
U
دروازه
portals
U
دروازه
goals
U
دروازه
barbican
U
دروازه
goal
U
دروازه
gateways
U
دروازه
goalkeepers
U
دروازه بان
starting gate
U
دروازه شروع
in goal
U
دروازه بان
goalkeeper
U
دروازه بان
keep goal
U
دروازه بانی
hoops
U
دروازه کروکه
saves
U
نجات دروازه
goal posts
U
پایههای دروازه
goal mouth
U
دهانه دروازه
goal keeper line
U
خط دروازه بان
goal area
U
منطقه دروازه
goal keeper
U
دروازه بان
goal crease
U
محوطه دروازه
save
U
نجات دروازه
hoop
U
دروازه کروکه
gateposts
U
بازوی دروازه
gatepost
U
بازوی دروازه
attacting zone
U
منطقه دروازه
between the pipes
U
تیر دروازه
saved
U
نجات دروازه
keepers
U
دروازه بان
own goal
U
گل به دروازه خودی
own goals
U
گل به دروازه خودی
goal tender
U
دروازه بان
puck stopper
U
دروازه بان
goalar
U
دروازه بان
octroi
U
دروازه بانی
tend goal
U
دروازه بانی
tend goal
U
حفظ دروازه
goalies
U
دروازه بان
goalie
U
دروازه بان
wickets
U
دروازه کوچک
gatekeepers
U
دروازه بان
gatekeeper
U
دروازه بان
goals
U
دروازه بان
gate keeper
U
دروازه بان
logic gate
U
دروازه منطقی
wicket
U
دروازه کوچک
keeper
U
دروازه بان
octroi
U
مالیات دم دروازه
goal
U
دروازه بان
crossbars
U
تیرک افقی دروازه
double reverse
U
شوت برگردان به دروازه
crossbar
U
تیرک افقی دروازه
sally port
U
دروازه عبور از قلعه
goalthrow
U
پرتاب دروازه بان
goal umpire
U
دروازه بان واترپولو
goal games
U
بازیهای دروازه دار
He was approaching the gate.
U
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
offside line
U
خط فرضی موازی با دروازه
goal kick
U
شوت بسوی دروازه
deciding
U
نزدیک به دروازه حریف
shooting
U
شوت بسوی دروازه
shootings
U
شوت بسوی دروازه
warders
U
نگهبان دروازه یا قصر
goalkeeper
U
دروازه بان فوتبال
gatehouses
U
اطاق دروازه بان
gatehouse
U
اطاق دروازه بان
flopper
U
دروازه بان شیرجه رو
goalposts
U
تیرک عمودی دروازه
changing the goal keeper
U
تعویض دروازه بان
fast break
U
حمله سریع به دروازه
goalpost
U
تیرک عمودی دروازه
catching glove
U
دستکش دروازه بان
upright
U
تیرک عمودی دروازه
goalkeepers
U
دروازه بان فوتبال
standup goalie
U
دروازه بانی ایستاده
twentyfive
U
خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
gate
U
دروازه شروع اسکی
gate post
U
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
shot direct at goal
U
شوت مستقیم به دروازه
petard
U
بمب دروازه ریز
warder
U
نگهبان دروازه یا قصر
long ball
U
پرتاب از دور به دروازه
sally port
U
دروازه بزرگ قلعه
gates
U
دروازه شروع اسکی
nineteens
U
علامت تعویض دروازه بان
in
U
توپی که وارد دروازه شده
in-
U
توپی که وارد دروازه شده
seelos
U
دروازه بشکل اچ در مارپیچ کوچک
stick glove
U
دستکش کلفت دروازه بان
nineteen
U
علامت تعویض دروازه بان
drop a goal
U
ضربه زدن بر فراز دروازه
touch in goal line
U
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
clear
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
active
U
دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
clear
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearer
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
clearer
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearest
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
gateposts
U
تیر چار چوب دروازه
clears
U
دفع توپ ازحوالی دروازه
clearest
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clears
U
دورکردن گوی از نزدیک دروازه
touch in goal
U
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
defensive
U
منطقه دفاعی شامل دروازه
send-offs
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send-off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
send off
U
حرکت اسبها از دروازه شروع
gatepost
U
تیر چار چوب دروازه
gatehouse
U
اطاق یازندان بالای دروازه
gatehouses
U
اطاق یازندان بالای دروازه
logic
U
دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
end zone
U
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
heavy
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
battering rams
U
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
hanging-post
U
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
faubourg
U
قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
battering ram
U
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
peels
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
peel
U
گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
field player
U
بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
uprights
U
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
heaviest
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
A creaking gate hang long.
<proverb>
U
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
goal kick
U
ضربه ازاد مستقیم روی دروازه
goal throw
U
پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
heavier
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
heavies
U
گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
smothering
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
gopura
U
[دروازه بلند و مزین مقبره های هندی]
smother
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
slotting
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slots
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slot
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
place kick
U
توپ را از روی زمین با پا بطرف دروازه زدن
three state logic
U
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
inhibits
U
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
stickside
U
سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
short side
U
خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
smothered
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
inhibit
U
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
headmen
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
headman
U
پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
smothers
U
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
analog
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
bounce shot
U
گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
deflections
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
analogues
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
analogue
U
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
punter
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
deflection
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
punters
U
دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
flopping
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
flops
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
tries
U
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
flop
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
break
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
gates
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
U
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
end zone
U
منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
try
U
کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
icing
U
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
breaks
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
flopped
U
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
slants
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
inhibits
U
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
inhibit
U
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
and
U
دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد
handball
U
بازی بین دو تیم هفت نفره با شش بازیگر ویک دروازه بان
slant
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
goal light
U
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
circuits
U
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
transistor
U
معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
ttl
U
استفاده از طراحی TTL و قط عات برای پیاده سازی مدارهای منط قی و دروازه ها
circuit
U
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
identity
U
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
transistors
U
معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
identities
U
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
association croquet
U
مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
bye
U
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
byes
U
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
coincidence function
U
دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
gates
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
gate
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
combinational
U
تابع منط قی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com