English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cogging train U مسیر اولیه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
initial vector U مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
Other Matches
Ideal City U [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication U گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
basic data U دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration U احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
fasts U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted U سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lane U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lanes U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
switched network backup U انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread U طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
groove U خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
grooves U خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
landing approach U مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
basic issue list U اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
ball cushion U دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail U مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
dogmatic marxism U مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
summit U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits U حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
midcourse guidance U هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
transit route U مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
nodes U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane U مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
node U ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
steadied U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg U شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadiest U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies U مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dragway U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragstrip U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
trunkair route U مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy route U مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
basic U اولیه
raw U اولیه
dispersion U اولیه
elementary U اولیه
first generation U اولیه
basics U اولیه
primary U اولیه
primal U اولیه
rudimentary U اولیه
initialling U اولیه
initialled U اولیه
initialing U اولیه
initial U اولیه
initialed U اولیه
earliest U اولیه
early U اولیه
initials U اولیه
preliminary U اولیه
preliminaries U اولیه
fundamental U اولیه
primitive U اولیه
primeval U اولیه
primery terminal U ترمینال اولیه
stuffed U ماده اولیه
primitive element U عنصر اولیه
raw statistics U امارهای اولیه
raw products U محصولات اولیه
raw data U دادههای اولیه
proto planets U سیارههای اولیه
first aid U کمکهای اولیه
radix U سرچشمه اولیه
initialize U مقداردهی اولیه
proto galaxy U کهکشان اولیه
priority processing U پردازش اولیه
archetypes U نمونه اولیه
input admittance U ادمیتانس اولیه
initial value U مقدار اولیه
primogenitors U اجداد اولیه
archetype U نمونه اولیه
initial velocity U سرعت اولیه
initial strength U استحکام اولیه
initial level U سطح اولیه
self aid U کمکهای اولیه
i.c. U حالت اولیه
initial cost U هزینه اولیه
incunabula U مراحل اولیه
initial condition U شرط اولیه
initial condition U شرایط اولیه
opening capital U سرمایه اولیه
initial acceleration U شتاب اولیه
prototypes U نمونه اولیه
initial capital U سرمایه اولیه
initial mass U جرم اولیه
primery coil U پیچک اولیه
initial reserves U ذخایر اولیه
raw materials U مواد اولیه
roughed slab U برامن اولیه
base rate U ارزش اولیه
base rates U ارزش اولیه
rudiment U اولیه ابتدایی
stuff U ماده اولیه
stuffs U ماده اولیه
prototype U نمونه اولیه
initial point U نقطه اولیه
primery obligation U تعهدات اولیه
input reactance U راکتانس اولیه
input U سیگنال اولیه
inputted U توان اولیه
inputted U سیگنال اولیه
input frequency U فرکانس اولیه
input electrode U الکترود اولیه
input drift U رانش اولیه
input diode U دیود اولیه
input data U دادههای اولیه
pre assembly U نصب اولیه
pre load U بار اولیه
pre loading U بارگیری اولیه
input current U جریان اولیه
preliminiary work U کار اولیه
prereduction U کاهش اولیه
input U توان اولیه
primitive U انسان اولیه
input function U تابع اولیه
input signal U سیگنال اولیه
input stage U طبقه اولیه
input tape U نوار اولیه
input terminal U ترمینال اولیه
input time U زمان اولیه
input transformer U ترانسفورماتور اولیه
input translator U مترجم اولیه
input unit U واحد اولیه
input voltage U ولتاژ اولیه
primery voltage U ولتاژ اولیه
input noise U پارازیت اولیه
input information U اطلاعات اولیه
input gap U فاصله اولیه
stocked U ماده اولیه
stocked U ذخیره اولیه
stock U ماده اولیه
input attenuation U دمفونگ اولیه
input attenuation U میرائی اولیه
primary standard U استاندارد اولیه
primary storage U انباره اولیه
primary storage U حافظه اولیه
primary structure U ساختمان اولیه
primary track U شیار اولیه
prime cost U ارزش اولیه
prime costs U هزینههای اولیه
primeral borth U ابگوشت اولیه
primery battery U باطری اولیه
primery citcuit U مدار اولیه
primary products U محصولات اولیه
primary inputs U نهادههای اولیه
primary inputs U دادههای اولیه
stock U ذخیره اولیه
primary body U جسم اولیه
primary center U مرکز اولیه
blueprints U طرح اولیه
blueprint U طرح اولیه
primary cognizance U شناختهای اولیه
input coupling U تزویج اولیه
input coordinate U مختصات اولیه
input circuit U مدار اولیه
input capacitor U خازن اولیه
primary electron U الکترون اولیه
primary emission U صدور اولیه
primary industries U صنایع اولیه
input capacitance U فرفیت اولیه
primery current U جریان اولیه
basic branch U رسته اولیه
elementary cell U پیل اولیه
basic size U اندازه اولیه
layouts U طرح اولیه
integral U تابع اولیه
drawing key U طرح اولیه
primes U نخستین اولیه
first aids U کمکهای اولیه
primed U نخستین اولیه
prime U نخستین اولیه
initial speed U سرعت اولیه
basic requisition number U درخواست اولیه
basic data U اطلاعات اولیه
layout U طرح اولیه
first notions U تصورات اولیه
scheme U طرح اولیه
velocity U سرعت اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . U ما یه اولیه از من کار از تو
parent U یکان اولیه
velocities U سرعت اولیه
feed stock U مواد اولیه
first cost U هزینه اولیه
basic agreement U توافق اولیه
first cause U علت اولیه
breaking down train U راه اولیه
outline agreement U توافق اولیه
originals U نسخه اولیه
original U نسخه اولیه
base loading U بار اولیه
Aborigine ساکن اولیه
skeleton agreement U توافق اولیه
embryonic U نارس اولیه
historical costs U هزینه اولیه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com