Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
individual responsibility
U
مسئوولیت فردی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
liability
U
مسئوولیت
liabilities
U
مسئوولیت
onus
U
مسئوولیت
responsibility
U
مسئوولیت
responsibilities
U
مسئوولیت
criminal liability
U
مسئوولیت جزائی
civil liability
U
مسئوولیت مدنی
collective responsibility
U
مسئوولیت جمعی
joint and several liability
U
مسئوولیت تضامنی
joint and several responsibility
U
مسئوولیت تضامنی
joint and several reponsibility
U
مسئوولیت تضامنی
vicarious liability
U
مسئوولیت نیابتی
joint responsibility
U
مسئوولیت تضامنی
legal responsibility
U
مسئوولیت حقوقی
mutual responsibility
U
مسئوولیت مشترک
contractual liability
U
مسئوولیت قراردادی
strict liability
U
مسئوولیت بدون تقصیر
respondeat superior
U
مسئوولیت را از امر بخواهید
product liability
U
مسئوولیت در قبال کالا
privity of a contract
U
مسئوولیت طرفین قرارداد
burden of proof
U
مسئوولیت اثبات ادعا
exclusion clause
U
شرط سلب مسئوولیت
limited liability company
U
شرکت با مسئوولیت محدود
limitation clause
U
شرط محدود کردن مسئوولیت
without impeachment of waste
U
بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
queen can do no wrong
U
بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
subjective
U
فردی
individuals
U
فردی
individual
U
فردی
individual ownership
U
مالکیت فردی
personal pace
U
اهنگ فردی
single entry
U
حسابداری فردی
ontogenesis
U
پدیدایی فردی
personal right
U
حقوق فردی
ontogency
U
تکوین فردی
intrapersonal
U
درون فردی
intraindividual
U
درون فردی
individualization
U
فردی ساختن
individual differences
U
تفاوتهای فردی
hexastich
U
قطعه شش فردی
ontogeny
U
پدیدایی فردی
idiosyncrasy
U
خصیصه فردی
idiosyncrasies
U
خصیصه فردی
libertarians
U
طرفدارازادی فردی
interpersonal coherence
U
انسجام بین فردی
Every individual in the society should . . .
U
هر فردی درجامعه با ید ...
pattern
U
خصوصیات فردی
personal tempo
U
اهنگ فردی
individuality
U
وجود فردی
personalism
U
فلسفه فردی
patterns
U
خصوصیات فردی
interindividual
U
میان فردی
interpersonal
U
میان فردی
libertarian
U
طرفدارازادی فردی
qualified indorsement
U
فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
unit
U
نفر عدد فردی
individual demand schedule
U
جدول تقاضای فردی
aptitude test
U
ازمون قابلیت فردی
interpersonal conflict
U
تعارض میان فردی
patterns
U
الگو صفات فردی
individualism
U
اصول استقلال فردی
libertarianism
U
طرفداری از ازادی فردی
units
U
نفر عدد فردی
pattern
U
الگو صفات فردی
pinning
U
عدد شناسایی فردی
pin
U
عدد شناسایی فردی
autecology
U
بوم شناسی فردی
personal distribution
U
توزیع درامد فردی
aptitude tests
U
ازمون قابلیت فردی
pinned
U
عدد شناسایی فردی
personal data sheet
U
برگه اطلاعات فردی
individuals
U
اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individual
U
اختصاصی فردی یک نفر سرباز
streakier
U
دارای اخلاق وخصوصیات فردی
depersonalization
U
توجه نکردن به هویت فردی
streaky
U
دارای اخلاق وخصوصیات فردی
streakiest
U
دارای اخلاق وخصوصیات فردی
tortious liability
U
ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
chandler
U
فردی که تدارکات کشتی راانجام میدهد
IRA
U
مخفف حساب پس انداز بازنشستگی فردی
individualism
U
اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
individualises
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
miscegenation
U
ازدواج سفید پوست با فردی ازنژاد دیگر
individualizing
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualized
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualize
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualising
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualised
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizes
U
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
data clerk
U
فردی که در یک مجموعه کامپیوتری کارهای دفترانجام میدهد
to walk on eggshells
<idiom>
U
در برخورد با فردی یا موقعیتی بیش از اندازه مراقب بودن
security specialist
U
فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
libertarian
U
طرفدارآزادی
[جدا از حکم دولت]
فردی
[فلسفه]
[سیاست]
accommodation bill
U
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
squeezer
U
فردی که مداری را در شکل اصلی برگ ان طرح ریزی کند
sysop
U
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
maul
U
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauled
U
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauling
U
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
mauls
U
روش قدیمی جلوگیری از کسب امتیاز با دفاع فردی یاگروهی
personal assistant
فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد
individualism
U
اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
hacker
U
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
hackers
U
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
odd
U
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odder
U
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
oddest
U
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
bill
U
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills
U
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
parol arrest
U
جلب و توقیف فردی که درحضور رئیس دادگاه بخش مرتکب اخلال نظم عمومی شده است
endorser
U
پشت نویس فردی که پشت سندی راامضاء می نماید
dediction of way
U
هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
without recourse
U
عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
bill of rights
U
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
totalitarianism
U
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
quadrangular meet
U
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com