Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tactical air command center
U
مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tactical air control center
U
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
tactical air
U
نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical air force
U
نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
tactical air commander
U
فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
air command
U
فرماندهی نیروی هوایی
control and reporting center
U
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
reference position
U
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
air control and reporting center (c.r.c.
U
مرکز کنترل و گزارش هوایی
filter center
U
مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
tactical command
U
فرماندهی تاکتیکی
sagging
U
تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
tactical operation center
U
مرکز عملیات تاکتیکی
action information center
U
مرکز اخبار تاکتیکی
centrifugal
U
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
tactical air observer
U
دیدبان تاکتیکی هوایی
tactical airlift
U
ترابری تاکتیکی هوایی
tactical air operation
U
عملیات تاکتیکی هوایی
tactical airlift
U
حمل و نقل تاکتیکی هوایی
tactical air navigation
U
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
head quarters
U
مرکز فرماندهی
headquarters
U
مرکز فرماندهی
tactical control
U
کنترل تاکتیکی
air tropping
U
ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
kommandatura
U
مرکز فرماندهی نظامی
weather central
U
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
tactical control
U
کنترل و هدایت تاکتیکی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
air force personnel with the army
U
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
air command
U
فرماندهی هوایی
air frieghting
U
بار غیر تاکتیکی هوایی عملیات مشترک زمینی وهوایی
air defense command
U
فرماندهی پدافند هوایی
air strategical command
U
فرماندهی استراتژیکی هوایی
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
deputy chief of naval operation
U
جانشین فرماندهی نیروی دریایی
army material command
U
فرماندهی اماد نیروی زمینی
agc
U
ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
spoofer
U
در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
command and control
U
کنترل و فرماندهی
army airdefense command post
U
پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
chief army censor
U
افسر نافر فرماندهی عملیات مشترک نیروی زمینی
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
specified command
U
فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
whole blood center
U
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
battery control central
U
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
supreme commander
U
فرماندهی عالی ارتش فرماندهی کل قوا فرماندهی کل
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
centripetal acceleration
U
نیروی جانب مرکز
contrifugal force
U
نیروی گریز از مرکز
centrifugal force
U
نیروی گریز از مرکز
centripetal force
U
نیروی جانب مرکز
centrifugal force
U
نیروی مرکز گریز
central load
U
نیروی وارد به مرکز
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
naval aviation
U
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
component command
U
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
direct air support center
U
مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
tactical formation
U
یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
army personnel center
U
مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
central control panel
U
مرکز کنترل
central air data
U
مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
center to center method
U
روش اتصال مرکز به مرکزعکس هوایی
air defense direction center
U
مرکز هدایت اتش پدافند هوایی
air forces
U
نیروی هوایی
air force
U
نیروی هوایی
area control center
U
مرکز کنترل منطقهای
control center
U
مرکز کنترل عملیات
air force base
U
پایگاه نیروی هوایی
airman
U
سرباز نیروی هوایی
airmen
U
سرباز نیروی هوایی
fly boy
U
عضو نیروی هوایی
air police
U
دژبان نیروی هوایی
army reserve command
U
فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
flight surgeon
U
افسر پزشک نیروی هوایی
airman
U
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
RAF
U
مخفف نیروی هوایی پادشاهی
airmen
U
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
drop zone control center
U
مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
air force component
U
نیروی هوایی شرکت کننده در عملیات
U.S.A.F
U
مخفف نیروی هوایی ایالات متحده
air control
U
کنترل هوایی
manpower control
U
کنترل نیروی انسانی
airman basic
U
سرباز ساده و بدون درجه نیروی هوایی
control zone
U
منطقه کنترل هوایی
air control party
U
گروه کنترل هوایی
control area
U
منطقه کنترل هوایی
airspace control
U
کنترل فضای هوایی
homing station
U
رادارهای کنترل هوایی
aircontroller
U
کنترل کننده هوایی
air controlman
U
نگهبان کنترل هوایی
initial point
U
نقطه کنترل هوایی
reflex force
U
نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
forward air control post
U
ایستگاه کنترل هوایی جلو
air control ship
U
ناو کنترل حرکات هوایی
air control point
U
نقطه کنترل مسیر هوایی
airspace control
U
کنترل کردن فضای هوایی
controlled airspace
U
فضای هوایی کنترل شده
air-traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
air traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
air force component
U
نیروی هوایی شرکت کننده درعملیات مشترک یا صحنه عملیات
air movement section
U
قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
control zone
U
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
assumes
U
در دست گرفتن فرماندهی تقبل کردن فرماندهی
command axis
U
محورحرکت قرارگاه فرماندهی محور ارتباط فرماندهی
assume
U
در دست گرفتن فرماندهی تقبل کردن فرماندهی
air traffic regulation and identificatio
U
سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
air defense artillery controller
U
مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
free lance
U
اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
air raid reporting control ship
U
گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
freddie
U
اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
positive control
U
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
resume command
U
به دست گرفتن فرماندهی شروع فرماندهی
zmarker beacon
U
نوعی برج کنترل هوایی مستقر در میدان تیر پدافندهوایی
midnight
U
فرمان از کنترل نزدیک به دورتغییر فرکانس بدهید دررهگیری هوایی
photo nadir
U
مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
second in command
U
معاون فرماندهی جانشین فرماندهی
island
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
islands
U
پل فرماندهی ناو هواپیمابر پل فرماندهی
switching
U
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
direct command
U
فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
controlled airspace
U
قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
control line aircraft
U
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
controlled pattern
U
بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
synchroreceiver
U
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
air metering force
U
نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
medical assemblage
U
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
synchroscope
U
دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
TCP/IP
U
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
provision center
U
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
magneto electricity
U
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
reenforceŠetc
U
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
blue water school
U
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
center mark
U
علامت مرکز نشانه مرکز
juggernaut
U
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
e.m.f
U
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernauts
U
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque
U
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
tactical
U
تاکتیکی
tactically
U
تاکتیکی
expeditionary
U
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
tactical complication
U
پیچیدگی تاکتیکی
tactical intelligence
U
اطلاعات تاکتیکی
deception
U
فریب تاکتیکی
tactical complication
U
بغرنجی تاکتیکی
tactical formation
U
ارایش تاکتیکی
tactical element
U
عنصر تاکتیکی
deceptions
U
فریب تاکتیکی
tactical diameter
U
قطر تاکتیکی
tactical command
U
یکان تاکتیکی
interval
U
فاصله تاکتیکی
tactical range recorder
U
رادارصوتی تاکتیکی
tactical reserve
U
احتیاط تاکتیکی
action information center
U
مرکزاطلاعات تاکتیکی
Canberra
U
هواپیمای تاکتیکی ب- 75
tactical troops
U
عدههای تاکتیکی
tactical troops
U
یکانهای تاکتیکی
tactical movement
U
حرکات تاکتیکی
officer in tactical command
U
فرمانده تاکتیکی
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
electromotive force
U
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
tactical minning
U
مین گذاری تاکتیکی
tactical call sign
U
معرف رادیویی تاکتیکی
tactical concept
U
تدبیر عملیات تاکتیکی
tactical plan
U
طرح عملیات تاکتیکی
tactical reserve
U
نیروهای احتیاط تاکتیکی
basic tactical unit
U
یکان مبنای تاکتیکی
tactical range recorder
U
سونار تاکتیکی ناو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com