English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
information center U مرکز اطلاعات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
central air data U مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
combat information center U مرکز اطلاعات رزمی
information bureau U مرکز جمع اوری اطلاعات
information center U مرکز جمع اوری اطلاعات
information processing center U مرکز پردازش اطلاعات
ncic U Center Information NationalCrime مرکز ملی اطلاعات تبه کاری
survey information center U مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
target information center U مرکز جمع اوری اطلاعات هدفها
target information center U مرکز اطلاعات هدف
Central Intelligence Agency U مرکز اداره اطلاعات [ایالات متحده آمریکا]
Other Matches
medical assemblage U مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
window U تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
centrifugal U با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central U مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
associative storage U یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
provision center U مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service U سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
derived information U اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attribute U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes U 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card U روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation U درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
center mark U علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter U در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
trapdoors U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing U پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
whole blood center U مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
battery control central U مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center U مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
read time U زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
regrade U تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
connection U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
defense system aquisition U سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
civilian internee information bureau U دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
help U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps U پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement U کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing U 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
intelligence process U جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
center line U خط مرکز
intermediate exchange U مرکز
meddle U مرکز
isocentre U هم مرکز
station U مرکز
center U مرکز
omphalos U مرکز
stations U مرکز
centre forward U مرکز
concentric U هم مرکز
stationed U مرکز
meddled U مرکز
meddles U مرکز
centers U مرکز
middles U مرکز
middle U مرکز
acentric U بی مرکز
centred U مرکز
centre U مرکز
hearts U مرکز
centered U مرکز
heart U مرکز
telephone exchanges U مرکز تلفن
center of gravity U مرکز ثقل
centres of gravity U مرکز ثقل
centre of mass U مرکز ثقل
center of lift U مرکز برا
centre of gravity U مرکز ثقل
induction station U مرکز پذیرش
civic centre U مرکز شهر
chiral center U مرکز کایرال
intermediate office U مرکز میانی
telephone exchange U مرکز تلفن
inversion center U مرکز وارونگی
centrifugal U مرکز گریز
main office U مرکز اصلی
manual exchange U مرکز دستی
mart U مرکز بازرگانی
mass concrete U مرکز جرم
message center U مرکز پیام
center mark U مرکز سوراخ
centralists U مرکز گرای
centralist U مرکز گرای
main exchange U مرکز اصلی
centripetal U مایل به مرکز
centrifugal U گریز از مرکز
centroid U شبه مرکز
centroid U مرکز ثقل
center of distribution U مرکز پخش
centripetal U مرکز گرا
outlying U دور از مرکز
kuk kiwo U مرکز تکواندو
centroid U مرکز جرم
local center U مرکز محلی
center of dispersion U مرکز پراکندگی
centre of activities U مرکز عملیات
centrifuge U گریختن از مرکز
central control panel U مرکز کنترل
cost center U مرکز هزینه زا
contrifuge U گریز از مرکز
concentrically U باداشتن یک مرکز
diffracting center U مرکز پراشنده
central city U مرکز شهر
computing center U مرکز محاسبات
center web U مرکز چرخ
centrifugal U گریزنده از مرکز
centrifuge U مرکز گریز
centrifuges U گریختن از مرکز
centrifuges U مرکز گریز
centre of crest circle U مرکز خمیدگی
data center U مرکز داده
data center U مرکز داده ها
cryptocenter U مرکز رمز
central tendency U تمایل به مرکز
central office U مرکز تلفن
county seat U مرکز بخشداری
centre of pressure U مرکز فشار
bulls U مرکز هدف
bull U مرکز هدف
documentation center U مرکز اسناد
computer center U مرکز کامپیوتر
feeding center U مرکز تغذیه
center of pressure U مرکز فشار
center of mass U مرکز جرم
coaxial cable U سیم هم مرکز
coaxial cable U کابل هم مرکز
fluid centre U مرکز سیال
head quarters U مرکز فرماندهی
factory U مرکز تولید
factories U مرکز تولید
height of centers U ارتفاع مرکز
center of resistance U مرکز مقاومت
center of symmerty U مرکز تقارن
centrifugal U فرار از مرکز
center sleeve U مرکز مجوف
communication center U مرکز مخابرات
center punch U مرکز منگنه
center punch U مرکز سوراخ
police station U مرکز پلیس
education center U مرکز اموزش
symmerty center U مرکز تقارن
epicenter U مرکز زلزله
police stations U مرکز پلیس
center of mass U مرکز هدف
theocentric U خدا مرکز
battery center U مرکز اتشبار
point U محل مرکز
point U مرکز راس حد
aerodynamic center U مرکز ایرودینامیکی
active center U مرکز فعال
acentric U خارج از مرکز
abaxile U خارج از مرکز
bull's-eyes U مرکز هدف
bull's eye U مرکز هدف
seats U مرکز مقر
body centered cubic U مکعب مرکز پر
toll exchange U مرکز تلفن
eccentricities U خروج از مرکز
urban centre of a community U مرکز شهرک
wheel center U مرکز چرخ
cf U مرکز زمین
cf U بازیکن مرکز
eccentricity U دوری از مرکز
health centre U مرکز سلامتی
eccentricity U خروج از مرکز
seated U مرکز مقر
seat U مرکز مقر
emporiums U مرکز بازرگانی
focussing U قطب مرکز
focusses U قطب مرکز
focussed U قطب مرکز
focuses U قطب مرکز
focused U قطب مرکز
focus U قطب مرکز
pandemonium U مرکز دوزخ
carpooling center [American E] U مرکز همسفری
exchange U مرکز مبادله
exchanged U مرکز مبادله
concentric cable U کابل هم مرکز
emporium U مرکز بازرگانی
emporia U مرکز بازرگانی
headquarters U مرکز فرماندهی
switchboards U مرکز تلفن
switchboard U مرکز تلفن
exchanging U مرکز مبادله
exchanges U مرکز مبادله
mid channel U مرکز کانال
radio centeral U مرکز بی سیم
regional center U مرکز منطقهای
caoxial cable U سیم هم مرکز
burst center U مرکز گلوله
reserve center U مرکز احتیاط
hive U مرکز تجمع
rhinencephalon U مرکز شامه
burst center U مرکز ترکش
school center U مرکز اموزش
training center U مرکز اموزش
brain center U مرکز مغزی
sensorium U مرکز احساس
respiratory center U مرکز تنفسی
shopping center U مرکز فروش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com