English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
image phase constant U ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
two phase region U ناحیه دو فازی
diphase alternator U تناوبگر دو فازی
image phase change coefficient U ثابت فازی
PM U تلفیق فازی
line to neutral voltage U ولتاژ فازی
phase balance U تعادل فازی
impedance angle U زاویه فازی
two phase generator U تناوب گر دو فازی
phase to neutral voltage U ولتاژ فازی
phase space U فضای فازی
phase modulation U تلفیق فازی
impedance at resonance U مقاومت فازی
positive sequence power in a three phase U توان مستقیم مدار سه فازی
positive sequence polyphase system U مدار چند فازی مستقیم
fluctuating power of a polyphase system U توان نوشی مدار چند فازی
delta voltage U ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
positive sequence polyphase system of or U مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
straighten up <idiom> U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
collate U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
order U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
set U نهادن مرتب کردن
sets U نهادن مرتب کردن
internal sort U مرتب کردن درونی
ripple sort U مرتب کردن موجی
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
redd U مرتب کردن رهاساختن
collating sort U مرتب کردن داده
square U مرتب کردن کلاه
setting up U نهادن مرتب کردن
quicksort U مرتب کردن سریع
selection sort U مرتب کردن گزینشی
shipshape U مرتب کردن منظم
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
data processing U مرتب کردن داده ها
reorder U دوباره مرتب کردن
bubble sort U مرتب کردن حبابی
to fix up U مرتب کردن جادادن
squares U مرتب کردن کلاه
tree sort U مرتب کردن درختی
squared U مرتب کردن کلاه
block sort U مرتب کردن بلاکی
squaring U مرتب کردن کلاه
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
adjusts U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjusting U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
organizing U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric U مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting U مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system U روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
passed U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
chronologize U بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
formats U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
justifying U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
organisations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifies U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
pass U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
organization U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organizations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justify U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
digital sorting U روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
clocks U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutation U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
format U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
clock U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutations U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
passes U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
ranged U مرتب کردن میزان کردن
straightens U درست کردن مرتب کردن
range U مرتب کردن میزان کردن
serializing U مرتب کردن سریال کردن
ranges U مرتب کردن میزان کردن
serializes U مرتب کردن سریال کردن
serialized U مرتب کردن سریال کردن
serialises U مرتب کردن سریال کردن
dispose U مرتب کردن مستعد کردن
serialised U مرتب کردن سریال کردن
serialising U مرتب کردن سریال کردن
straightened U درست کردن مرتب کردن
straightening U درست کردن مرتب کردن
straighten U درست کردن مرتب کردن
serialize U مرتب کردن سریال کردن
mercury delay line U روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
internal sort U مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
sorts U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
weighting U مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
pair exchange sorting algorithm U نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
WAVE file U روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
formats U مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
index U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
WAV file U روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
indexed U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes U لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
format U مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
tiles U مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com