English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 228 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
collating sort U مرتب کردن داده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
list U 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
collection U و مرتب کردن در پایگاه داده
collections U و مرتب کردن در پایگاه داده
tile U مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles U مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
sort U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorts U مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
data processing U مرتب کردن داده ها
ascend U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascends U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
format U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
format U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats U تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
formats U روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
alphasort U مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
dp U پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
mercury delay line U روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
raster graphics U روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
semi processed data U داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
sorting network U شبکه مرتب کردن داده ها
Other Matches
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts U روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchange U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges U روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
shell sort U الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
major sort key U یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند
refreshes U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshed U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refresh U بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
list U مجموعه موضوعات مرتب شده داده
binary look up U روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده
filing U 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
minor sort key U یک فیلد داده که منبع دومی ازتمایزات را که به وسیله انهارکوردها مرتب می شوندفراهم میکند
sequence U تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
sequences U تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
information U داده پردازش شده و مرتب شده برای تامین قواعد با معنی
references U دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference U دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
listings U خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب
listing U خط وط برنامه چاپ شده یا نمایش داده شده به صورت مرتب
merge sorting algorithm U الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
reformat U فرمت کردن دیسکی که حاوی داده است و پاک کردن داده به این ترتیب
degauss U پاک کردن داده از روی نوارمغناطیسی و جایگزین کردن داده جدید
enquiry U تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
sorted U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts U برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
querying U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
collate U مرتب کردن
collocates U مرتب کردن
arranges U مرتب کردن
collated U مرتب کردن
put straight U مرتب کردن
arranged U مرتب کردن
arrange U مرتب کردن
tidying U مرتب کردن
clear up U مرتب کردن
tidy U مرتب کردن
collocated U مرتب کردن
tidiest U مرتب کردن
tidies U مرتب کردن
tidier U مرتب کردن
lineup U مرتب کردن
tidied U مرتب کردن
collocating U مرتب کردن
regularised U مرتب کردن
arranging U مرتب کردن
regularising U مرتب کردن
regularize U مرتب کردن
regularized U مرتب کردن
regularizing U مرتب کردن
regularizes U مرتب کردن
collocate U مرتب کردن
marshalled U مرتب کردن
marshals U مرتب کردن
graduating U مرتب کردن
draw up U مرتب کردن
marshaling U مرتب کردن
straighten up <idiom> U مرتب کردن
concert U مرتب کردن
concerts U مرتب کردن
marshal U مرتب کردن
marshaled U مرتب کردن
graduates U مرتب کردن
graduate U مرتب کردن
collates U مرتب کردن
collating U مرتب کردن
to put to rights U مرتب کردن
to cleanvp U مرتب کردن
set in order U مرتب کردن
fix up U مرتب کردن
regularises U مرتب کردن
to map out U مرتب کردن
order U مرتب کردن
clean U مرتب کردن
cleanest U مرتب کردن
cleaned U مرتب کردن
cleans U مرتب کردن
preparations U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparation U تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
reorder U دوباره مرتب کردن
internal sort U مرتب کردن درونی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
insertion sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن
redd U مرتب کردن رهاساختن
to fix up U مرتب کردن جادادن
block sort U مرتب کردن بلاکی
quicksort U مرتب کردن سریع
pick up <idiom> U تمیز ،مرتب کردن
squaring U مرتب کردن کلاه
squares U مرتب کردن کلاه
selection sort U مرتب کردن گزینشی
oscillating sort U مرتب کردن نوسانی
set U نهادن مرتب کردن
ripple sort U مرتب کردن موجی
sets U نهادن مرتب کردن
distributive sort U مرتب کردن توزیعی
squared U مرتب کردن کلاه
tree sort U مرتب کردن درختی
shipshape U مرتب کردن منظم
setting up U نهادن مرتب کردن
square U مرتب کردن کلاه
juxtaposition U مرتب کردن موضوعات در کنار هم
exchange sorting algorithm U مرتب کردن به روش حبابی
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
radix sorting algorithm U الگوریتم مرتب کردن مبنایی
clear the decks <idiom> U همه جارا مرتب کردن
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
polyphase sort U مرتب کردن چند فازی
multireel sorting U مرتب کردن چند حلقهای
multipass sort U مرتب کردن چند گذری
multifile sorting U مرتب کردن چند فایلی
To do up the room. U اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
garbage U سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
privacy act of قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
adjust U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusts U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organize U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes U مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing U مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort U روش مرتب کردن سریع فایل
adjusting U مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
alphameric U مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
scheduling U مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
organises U مرتب کردن ارایش دادن موضع
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
drum sorting U مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
filing system U روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
job U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
jobs U مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
permutations U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
chronologize U بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
digital sorting U روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
clocks U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutation U تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
justify U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
justifying U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
organization U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifies U دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
clock U باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
organizations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
passes U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passed U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
pass U یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
organisations U روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
serializing U مرتب کردن سریال کردن
straightens U درست کردن مرتب کردن
serialize U مرتب کردن سریال کردن
serializes U مرتب کردن سریال کردن
dispose U مرتب کردن مستعد کردن
serialised U مرتب کردن سریال کردن
serialized U مرتب کردن سریال کردن
serialises U مرتب کردن سریال کردن
serialising U مرتب کردن سریال کردن
ranged U مرتب کردن میزان کردن
straightening U درست کردن مرتب کردن
range U مرتب کردن میزان کردن
straightened U درست کردن مرتب کردن
straighten U درست کردن مرتب کردن
ranges U مرتب کردن میزان کردن
internal sort U مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
asynchronous U ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
chain U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains U متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
paralleling U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelling U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallelled U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelling U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallelled U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallels U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleled U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleled U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleling U بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallels U داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
source U حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
searchingly U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searches U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
searched U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com