Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elemental
U
مربوط به عناصر ابتدائی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
firing data
U
عناصر مربوط به تیراندازی
gun pointing data
U
عناصر مربوط به روانه کردن توپ
combatants
U
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
combatant
U
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
display board
U
تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
initialed
U
ابتدائی
initialing
U
ابتدائی
initialled
U
ابتدائی
initialling
U
ابتدائی
initials
U
ابتدائی
inceptive
U
ابتدائی
inchoative
U
ابتدائی
preliminary
U
ابتدائی
primigenial
U
ابتدائی
preliminaries
U
ابتدائی
prima facia
U
ابتدائی
initial
U
ابتدائی
tentative
U
ابتدائی
preliminary expenses
U
هزینههای ابتدائی
ingressive
U
بدوی ابتدائی
rudimental
U
بدوی ابتدائی
preliminary school
U
مدرسه ابتدائی
initial expenses
U
هزینه ابتدائی
preliminary budget
U
بودجه ابتدائی
incipiently
U
بطور ابتدائی یا بدوی
incipient stages
U
مراحل نخستین یا ابتدائی
to break the ice
U
دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
continuously set vector
U
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
zapp flap
U
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
program loans
U
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically
U
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
U
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
U
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
U
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual
U
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
auditory
U
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital
U
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory
U
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
ingredients
U
عناصر
ingredient
U
عناصر
conversion of data
U
تبدیل عناصر
meteorological data
U
عناصر هواسنجی
minor elements
U
عناصر جزئی
minor elements
U
عناصر فرعی
orbital element
U
عناصر مداری
clemency
U
اعتدال عناصر
target indications
U
عناصر هدف
transmutation
U
تبدیل عناصر
column head
U
عناصر سرستون
combat , elements
U
عناصر رزمی
component operation
U
عناصر عملیاتی
representative elements
U
عناصر نماینده
trace elements
U
عناصر کمیاب
data element
U
عناصر اطلاعات
cantilever elements
U
عناصر کنسولی
gft setting
U
عناصر خط کش تیر
known data
U
عناصر تیرمعلوم
known data
U
عناصر معلوم
firing data
U
عناصر تیر
essential elements
U
عناصر ضروری
job elements
U
عناصر شغلی
intelligence data
U
عناصر اطلاعات
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
U
مربوط به صدا مربوط به سامعه
transition series
U
گروه عناصر واسطه
treadway
U
پل برای عناصر پیاده
head
U
عناصر اولیه ستون
essential elements of information
U
عناصر اصلی اخبار
basic data
U
عناصر تیر اولیه
periocic table
U
جدول تناوبی عناصر
interrupted
U
[عناصر معماری منقطع]
constituent elements of crime
U
عناصر متشکله جرم
chart data
U
عناصر تیر نقشهای
data
U
سوابق عناصر داده ها
force augmentation
U
عناصر تقویتی یکان
antisurface
U
ضد عناصر سطحی شناوردشمن
combat , elements
U
عناصر درگیر در رزم
inner transition elements
U
عناصر واسطه داخلی
computing gunsight
U
دوربین محاسب عناصر تیر
chaines
U
[عناصر بنایی شبیه پایه]
direct plotting
U
تعیین عناصر تیر به طورمستقیم
coriolis force
U
اثرچرخش زمینی عناصر متحرک
computing sight
U
وسیله محاسبه عناصر تیر
quantification
U
معرفی عناصر یک جسم تعریف
record firing
U
عناصر تیر را ثبت کنید
replot data
U
عناصر دوباره بردن هدفها
purges
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
task element
U
یکی از عناصر ناوگان ماموراجرای یک ماموریت
aided matching
U
سیستم انتقال عناصر تیر به کامپیوتر
filter
U
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
filters
U
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
topology
U
روش اتصال عناصر مختلف شبکه
purge
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
aided matching
U
سیستم تبدیل عناصر تیر توپ
purged
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
U
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
U
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
searched
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searchingly
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
combinational
U
آنچه شماره عناصر جدا را ترکیب میکند
searches
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
circuit
U
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
circuits
U
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
articulation
U
[ترکیب معماری در عناصر و قسمت های مختلف ساختمان]
two-dimensional
U
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
civil appropriation
U
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
neglect
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
charted
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charting
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
half thickness
U
ضخامت لازم برای نصف کردن نفوذ عناصر تراونده
neglects
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
centerpiece
U
[عناصر تزئینی اصلی درگاه های پیچ و تاب دار]
clustering
U
مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند
electrothermal printer
U
چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
cartesian structure
U
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
chart
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charts
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
array
U
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
circular
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
circulars
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
arrays
U
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
neglecting
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
guerrillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
direct coupled transistor logic
U
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
pert chart
U
نمودار وابستگیهای داخلی عناصر کاری که نسبت به زمان سنجیده می شوند
guerrilla
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
direct plotting
U
تعیین عناصر تیربدون استفاده از طرح تیر یاوسایل هدایت اتش
dichogamous
U
دارای عناصر نروماده ایکه درمواقع متفاوت اماده باروری می شوند
dichogamic
U
دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
circuits
U
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
unit matrix
U
ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
selective clock stetching
U
تکنیک برطرف کردن اختلافات زمان گیری دیجیتال بین عناصر سیستم
circuit
U
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
formulae
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
U
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
director
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
directors
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
arrays
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
decomposing
U
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
repeat
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
universal
U
مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
repeats
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
electrothermal printer
U
چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
elements of weather
U
عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
thermal
U
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
basic data
U
دادههای اولیه عناصر اولیه
leukon
U
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
pertinent
U
مربوط
cretaceous
U
مربوط به گچ
irrelevant
U
نا مربوط
coordinate
U
مربوط
for
U
مربوط به
apposite
U
مربوط
lineal
U
مربوط به خط
pertinent
U
مربوط به
related
U
مربوط
pertaining
U
مربوط به
curatorial
U
مربوط به
pertinenet
U
مربوط
hydraulic
U
مربوط به اب
caprine
U
مربوط به بز
as for
U
مربوط به
proper
U
مربوط
eight bit system
U
مربوط به یک
relevant
U
مربوط
vespertinal
U
مربوط به شب
affined
U
مربوط
germane
U
مربوط
condequent
U
مربوط
coherent
U
مربوط
correspondents
U
مربوط به
correspondent
U
مربوط به
existential
U
مربوط به هستی
affiliate
U
مربوط ساختن
fossil
U
مربوط بادوارگذشته
fossils
U
مربوط بادوارگذشته
expiratory
U
مربوط به زفیر
faunae
U
مربوط به جانوران
archival
U
مربوط به بایگانی
fractional
U
مربوط به بخشهایی
arteriovenous
U
مربوط به رگها
filiate
U
مربوط ساختن
arithmeticlal
U
مربوط به حساب
affiliated
U
مربوط ساختن
affiliates
U
مربوط ساختن
concerns
U
مربوط بودن به
dependent
U
مربوط محتاج
budgetary
U
مربوط به بودجه
concern
U
مربوط بودن به
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com