English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
vindicatory U مربوط به دفاع و حمایت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
protectionism U دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
protective duty U حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
defense U دفاع وزارت دفاع
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical U مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic U مربوط به صدا مربوط به سامعه
auspices U حمایت
lee U حمایت
advocation U حمایت
in suppotrtof U به حمایت
protectorship U حمایت
vindication U حمایت
egis U حمایت
patronage U حمایت
protection U حمایت
sponsorship U حمایت
aided U حمایت
aid U حمایت
aiding U حمایت
support U حمایت
belay U حمایت
abetment U حمایت
vindicable U حمایت کردنی
propugn U حمایت کردن از
overprotection U حمایت مفرط
aid U حمایت کردن
partisanship U هواخواهی حمایت
vindicative U حمایت امیز
maintenance U حمایت خرجی
support U حمایت کردن
aided U حمایت کردن
price support U حمایت قیمت
covering a man U حمایت فوروارد
defending U حمایت کردن
defends U حمایت کردن
defended U حمایت کردن
defend U حمایت کردن
price support U حمایت قیمتی
maintrain U حمایت کردن از
to take under one's wing U حمایت کردن
protection U حراست حمایت
maintenance of membership U حمایت از عضویت
emotional support U حمایت عاطفی
aiding U حمایت کردن
sustains U حمایت کردن از
self support U حمایت از خود
shelters U محافظت حمایت
sheltering U محافظت حمایت
upholds U حمایت کردن از
shelter U محافظت حمایت
to agitate [for] U حمایت کردن
vindicate U حمایت کردن از
vindicating U حمایت کردن از
sheltered U محافظت حمایت
vindicates U حمایت کردن از
vindicated U حمایت کردن از
belayer U حمایت کننده
sustain U حمایت کردن از
to defend [from] U حمایت کردن [از]
dynamic balay U حمایت متحرک
protecting U حمایت کردن
protect U حمایت کردن
uphold U حمایت کردن از
sustained U حمایت کردن از
protects U حمایت کردن
xenial U مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
statolatry U حمایت ازقدرت مرکزی
stead U گذاشتن حمایت کردن
assists U پیوستن به حمایت کردن از
belay on U علامت با طناب در حمایت
assisting U پیوستن به حمایت کردن از
assisted U پیوستن به حمایت کردن از
agricultural support policy U سیاست حمایت از کشاورزی
assist U پیوستن به حمایت کردن از
stand one's ground <idiom> U حمایت از جایگاه شخص
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
protectionism U مکتب طرفدار حمایت
bring up U صعود با حمایت از بالا
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
auspice U سایه حمایت توجهات
espousing U شوهردادن حمایت کردن از
espouses U شوهردادن حمایت کردن از
espoused U شوهردادن حمایت کردن از
protege U حمایت شده شاگرد
consumerism U حمایت از مصرف کننده
espouse U شوهردادن حمایت کردن از
protectionists U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionist U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionism U سیستم حمایت از تولیدات داخلی
protectionists U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
farm price supports U حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
protectionist U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
Thank you for your support U با تشکر برای حمایت شما.
maintained U حمایت کردن از مدعی بودن
maintains U حمایت کردن از مدعی بودن
price support system U نظام قیمتهای حمایت شده
supportable U حمایت کردنی تاب اوردنی
maintain U حمایت کردن از مدعی بودن
civil appropriation U اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
stick one's neck out <idiom> U مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
in law U کسی که تحت حمایت قانون است
price support U قیمت حمایت شده از طرف دولت
to stand by a person U از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
out law U کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
price support U تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
property in action U مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
protect home judustry U حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
formula U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae U مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support. U سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
columnar and trabeated U [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
parried U دفاع
uncovered U بی دفاع
apologia U دفاع
block U دفاع
fencing U دفاع
apologias U دفاع
parry U دفاع
blocks U دفاع
parrying U دفاع
blocked U دفاع
parries U دفاع
defended U دفاع
defending U دفاع
defends U دفاع
defence U دفاع
defenses U دفاع
tae U دفاع با پا
defend U دفاع
pleading U دفاع
advocation U دفاع
advocacy U دفاع
defense U دفاع
answers U دفاع
munition U دفاع
answering U دفاع
czech defence U دفاع چک
answer U دفاع
vindication U دفاع
answered U دفاع
one man block U تک دفاع
opened U بی دفاع واریز نش
opened U خط بازبی دفاع
open U بی دفاع واریز نش
open U خط بازبی دفاع
opens U خط بازبی دفاع
opens U بی دفاع واریز نش
defense in place U دفاع در محل
defense in depth U دفاع در عمق
replication U رونوشت دفاع
implead U دفاع کردن
secretary of defense U وزیر دفاع
tenability U دفاع پذیری
advocating U دفاع کردن
advocates U دفاع کردن
advocated U دفاع کردن
advocate U دفاع کردن
coverage U دفاع پوششی
d. armour U اسلحه دفاع
three man block U دفاع سه نفره
untenable U غیرقابل دفاع
opening U شکافتن دفاع
openings U شکافتن دفاع
defensive U منطقه دفاع
meran defence U دفاع مران
damiano's defence U دفاع دامیانو
stand U دفاع مداوم
buckler U دفاع کردن
nagashi uke U دفاع پرسی
in self defence U برای دفاع
national defence U دفاع ملی
achi komi U دفاع فشاری
propugn U دفاع کردن از
ego defence U دفاع خود
national defense U دفاع ملی
indefensibility U دفاع ناپذیری
active defense U دفاع عامل
mikazuki uke ushiro geri U دفاع هلالی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com