English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
quadrantal U مربوط به اشتباه در دستگاه جهت یابی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
quadrantal points U نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
image displacement U اشتباه تصویر یا خطای تصویربرداری دستگاه
quadrantal error U اشتباه قرائت دستگاه جهت یاب هواپیما
range error U اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
involution U توان یابی قوه یابی
glitch U یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitches U یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place <idiom> U درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
telescopic U دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] U این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.]
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic U مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical U مربوط به صدا مربوط به سامعه
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
datum error U اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
xenial U مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
delivery error U اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
civil appropriation U اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
surveys U زمینه یابی
error detection U خطا یابی
access U دست یابی
accessed U دست یابی
accesses U دست یابی
fault finding U عیب یابی
survey U زمینه یابی
surveyed U زمینه یابی
fault detection U عیب یابی
orientation U جهت یابی
acquisitions U هدف یابی
acquisition U هدف یابی
fault diagnosis U عیب یابی
factoring U عامل یابی
accessing U دست یابی
knowledge acquisition آگاهی یابی
addressing U نشانی یابی
debugger U اشکال یابی
signal detection U علامت یابی
attainment U دست یابی
attainments U دست یابی
positioning U موقع یابی
summation U مجموع یابی
sourcing U منابع یابی
obstacle sense U حس مانع یابی
cost finding U ارزش یابی
mark sensing U نشان یابی
quadricycle U چهارچرخه یابی
localization U موضع یابی
position finding U موقعیت یابی
castaway U عمق یابی
castaways U عمق یابی
calibration U خصلت یابی
range finding U مسافت یابی
ranging U مسافت یابی
marketing U بازار یابی
direction finding U جهت یابی
matchmaking U زوج یابی
troubleshooting U اشکال یابی
i. and evdevolution U توان یابی
fringing U ریشه یابی
extrapolations U برون یابی
trapping U غلط یابی
interpolations U درون یابی
interpolations U میان یابی
levelling U ارتفاع یابی
patterning U طرح یابی
achievements U دست یابی
achievement U دست یابی
interpolation U درون یابی
termination U پایان یابی
interpolation U میان یابی
insinuation U رخنه یابی
edgings U حاشیه یابی
locations U مکان یابی
location U مکان یابی
edging U حاشیه یابی
orientating U جهت یابی
goniometry U زاویه یابی
orientates U جهت یابی
troubleshooting U عیب یابی
extrapolation U برون یابی
orientate U جهت یابی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
direction finding U جهت یابی کردن
direction finding U سمت یابی کردن
sound ranging U مسافت یابی صوتی
extrapolate U برون یابی کردن
three dimensional direction finding U جهت یابی فضایی
ranging U مسافت یابی کردن
interpolating U درون یابی کردن
extrapolated U برون یابی کردن
absurdities test U ازمون مهمل یابی
acoustic minehunting U مین یابی صوتی
space orientation U موقعیت یابی فضایی
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
extrapolates U برون یابی کردن
trace U رد یابی کردن نشان
traced U رد یابی کردن نشان
traces U رد یابی کردن نشان
sounds U عمق یابی کردن
soundest U عمق یابی کردن
direction finding station U پست جهت یابی
direction finding aerial U انتن جهت یابی
sounded U عمق یابی کردن
spatial orientation U موقعیت یابی فضایی
marginal costing U هزینه یابی نهائی
marginal costing U هزینه یابی نهایی
aerial target aquisition U هدف یابی هوایی
extrapolating U برون یابی کردن
localization of function U موضع یابی کارکرد
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
frigid manners U اطوارخنک یابی مزه
target aquisition U سیستم هدف یابی
sound U عمق یابی کردن
interpolates U درون یابی کردن
interpolated U درون یابی کردن
detail U یات و مسیر یابی
detailing U یات و مسیر یابی
parallel access U با دست یابی موازی
flash ranging U مسافت یابی نوری
random processing U با دست یابی تصادفی
cost centre U مرکز هزینه یابی
excitor U عصب یابی محرک
ranging pole U شاخصهای مسافت یابی
performance evaluation U ارز یابی کارایی
job costing U هزینه یابی کار
cost unit U واحد هزینه یابی
continuous levelling U تراز یابی پیوسته
radio direction finding U جهت یابی بی سیم
interpolate U درون یابی کردن
spot U مسافت یابی کردن
spots U مسافت یابی کردن
attitude survey U زمینه یابی نگرش
item scaling U مقیاس یابی پرسشها
locate mode U باب مکان یابی
plumb U ژرف یابی کردن
quick access U با دست یابی تند
extender board U وسیله عیب یابی
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
an unerring aim U نشان درست یابی خطا
snip U ادم کوچک یابی اهمیت
snipped U ادم کوچک یابی اهمیت
snipping U ادم کوچک یابی اهمیت
echo sounding U عمق یابی انعکاس صوت
dumb barge U کرجی بی بادبان یابی موتور
stramline flow U جریان موازی یابی ممانعت
inelegantly U ازروی بی فرافتی یابی ذوقی
knotty pate U ادم خرف یابی کله
paramorphous U دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic U دارای خاصیت تغییر یابی
disinterestedly U ازروی بی طرفی یابی علاقگی
tomnoddy U ادم خرف یابی کله
eventration U جنین بی شکم یابی روده
costing and pricing U هزینه یابی و قیمت گذاری
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
contumeliously U ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
located U مستقر ساختن مکان یابی کردن
high frequency radio direction finding U جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
locating U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate U مستقر ساختن مکان یابی کردن
in suspense U درحال تعطیل یابی تکلیفی معلق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com