Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
object of claim
U
مدعی به
remedy sought by plaintiff
U
مدعی به
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
claim
U
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claimed
U
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claiming
U
مدعی به مطالبات ادعا کردن
claims
U
مدعی به مطالبات ادعا کردن
demur
U
در CL حالتی است که مدعی علیه
demur
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
U
در CL حالتی است که مدعی علیه
demurred
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
U
در CL حالتی است که مدعی علیه
demurring
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs
U
در CL حالتی است که مدعی علیه
demurs
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
actor
U
مدعی
actors
U
مدعی
suitor
U
عرضحال دهنده مدعی
suitors
U
عرضحال دهنده مدعی
public prosecutor
U
مدعی العموم
public prosecutors
U
مدعی العموم
adversaries
U
مدعی متخاصم
adversary
U
مدعی متخاصم
pursuer
U
مدعی
pursuers
U
مدعی
contender
U
مدعی دربرابر قهرمان
contenders
U
مدعی دربرابر قهرمان
maintain
U
حمایت کردن از مدعی بودن
maintained
U
حمایت کردن از مدعی بودن
maintains
U
حمایت کردن از مدعی بودن
know it all
U
مدعی علم الیقین
know-it-all
U
مدعی علم الیقین
know-it-alls
U
مدعی علم الیقین
professed
U
متعهد مدعی
professed
U
مدعی مقر به
Attorney General
U
مدعی العموم
Attorneys General
U
مدعی العموم
attorney
U
مدعی
attorneys
U
مدعی
defendant
U
مدعی علیه
defendants
U
مدعی علیه
respondent
U
مدعی علیه
respondents
U
مدعی علیه
pretender
U
مدعی تاج وتخت
pretender
U
مدعی من غیر حق
pretenders
U
مدعی تاج وتخت
pretenders
U
مدعی من غیر حق
complainant
U
عارض مدعی
complainants
U
عارض مدعی
claimant
U
مدعی
claimant
U
طلب کننده مدعی
plaintiff
U
مدعی
plaintiffs
U
مدعی
assertive
U
مدعی
accuser
U
مدعی
accusers
U
مدعی
asserter
U
مدعی
attorneygeneral
U
مدعی العموم
attorneygeneralship
U
مدعی العمومی
defense
U
دفاع مدعی علیه در مقابل ادعای مدعی
dirctor of public prosecutions
U
مدعی العموم
public prosector
U
مدعی العموم
elegit
U
حکم تامین مدعی به
encumbrancer
U
مدعی ملک
he claims to
U
او مدعی است که
letter of attorney
U
مدعی
levy a sum on a person's property
U
به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
libelee
U
مدعی علیه شخص مورد افترا
libellee
U
مدعی علیه شخص مورد افترا
lord a
U
مدعی العموم
maintainer
U
مدعی
nemo potest esse simul actor et judex
U
هیچ کس نمیتواند در ان واحد قاضی و مدعی باشد
object of claim
U
مدعی به متنازع فیه
pretendant
U
مدعی
prosecuting attorney
U
مدعی العموم
put in a claim for something
U
مدعی مالکیت چیزی شدن
relator
U
مدعی خصوصی
replication
U
جواب خواهان به دادخواست مدعی در دعوی
right of begin
U
حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
rightful claimant
U
مدعی محق
state attorney
U
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state's attorney
U
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
the a party
U
مدعی خصم
the burden of proof rests with
U
اثبات ادعا بر عهده مدعی است
venire facias tot matrons
U
دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
plaintiff
U
مدعی
[قانون]
complainant
[British E]
U
مدعی
[قانون]
pursuer
[Scottish English]
U
مدعی
[قانون]
claimant
[arbitration proceedings]
U
مدعی
[قانون]
petitioner
[divorce proceedings]
U
مدعی
[قانون]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com