Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Arctic Circle
U
مدار قطب شمال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
northing
U
عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
duplex
U
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
U
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
northwest
U
شمال غرب شمال غربی
north north east
U
میان شمال و شمال خاور
north east
U
شمال شرق شمال شرقی
north by cast
U
میان شمال و شمال شرقی
northeast
U
شمال شرقی شمال شرق
north-west
U
شمال غربی در شمال غرب
north-east
U
شمال شرقی در شمال شرق
north west
U
شمال غرب شمال غربی
holarctic
U
وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
pad
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
U
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
U
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
U
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pin
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
U
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
firing circuit
U
مدار چاشنی مدار انفجار
powder train
U
مدار خرج مدار باروت
one hook
U
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
north
U
شمال
north
U
در شمال
northerly
U
شمال
north
<adj.>
U
شمال
north-western
U
شمال غربی
northeastern
U
شمال شرقی
north wind
U
باد شمال
northwardly
U
سوی شمال
northwest
U
شمال باختری
NW
U
شمال غربی
northeast
U
شمال خاوری
northbound
U
عازم شمال
northerners
U
اهل شمال
arcturus
U
نگهبان شمال
northerner
U
اهل شمال
northeastward
U
شمال شرقی
the north pole
U
قطب شمال
true north
U
شمال واقعی
true north
U
شمال جغرافیایی
north-east
U
شمال شرق
north-eastern
U
رو به شمال شرق
north-eastern
U
از شمال خاوری
northwestern
U
شمال غربی
magnetic north
U
شمال مغناطیسی
Libya
U
شمال افریقا
north western
U
شمال غربی
north east
U
شمال خاور
north west
U
شمال باختر
northern
U
ساکن شمال
true north
U
شمال حقیقی
north-west
U
شمال غرب
north westerly
U
در شمال باختر
compass north
U
شمال مغناطیسی
north-westerly
U
در شمال باختر
compass rose
U
شمال نما
north
U
روبه شمال
epsilon bootis
U
رایت شمال
north-westerly
U
شمال غربی
north east
U
در شمال خاور
north easterly
U
شمال شرقی
north westerly
U
شمال غربی
north-easterly
U
شمال شرقی
north
U
باد شمال
ina northerly direction
U
سوی شمال
northerly
U
به سمت شمال
North Pole
U
قطب شمال
grid north
U
شمال شبکه
arctic
U
قطب شمال
Flemish Mannerism
U
انقلاب شمال اروپا
northwestwards
U
بطرف شمال غربی
rubicon
U
رودی در شمال ایتالیا
northernmost
U
دورترین محل در شمال
north-eastern
U
به سوی شمال شرق
NW
U
مخفف شمال غرب
northwester
U
طوفان شمال غربی
north easter
U
باد شمال خاور
norther
U
بیشتر بطرف شمال
ice foot
U
دیواره یخ درنواحی شمال
northeastward
U
بطرف شمال شرقی
northeastern
U
مربوط به شمال شرقی
northeaster
U
نسیم شمال شرقی
northeaster
U
باد شمال خاوری
northwardly
U
بطرف شمال شمالی
northwards
U
بسوی شمال شمالا
north wester
U
باد شمال باختر
north light roof
U
بام شمال نور
northwester
U
باد شمال غربی
upstater
U
اهل شمال استان
ina northerly direction
U
بطرف شمال شمالا
compass north
U
شمال قطب نما
Nordic
U
وابسته به شمال اروپا
smew
U
مرغابی شمال اروپاواسیا
northward
U
بسوی شمال شمالا
magnetic north pole
U
قطب شمال مغناطیسی
celestial north pole
U
قطب شمال عالم
barbary
U
کشوران اسلامی شمال افریقا
moored
U
اهل شمال افریقا مسلمان
moorish
U
وابسته به اهالی شمال افریقا
low dutch
U
زبان شمال المان و هلندی
uptown
U
واقع در محلات شمال شهر
arctic
U
وابسته بقطب شمال سرد
polar
U
وابسته به قطب شمال وجنوب
narwhal
U
نهنگ دریایی قطب شمال
steelhead
U
ماهی ازاد شمال امریکا
narwal
U
نهنگ دریایی قطب شمال
lemming
U
موش صحرایی قطب شمال
piedmont
U
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
euroclidon
U
بادطوفانی شمال شرقی درمدیترانه
lemmings
U
موش صحرایی قطب شمال
narwhale
U
نهنگ دریایی قطب شمال
moor
U
اهل شمال افریقا مسلمان
moors
U
اهل شمال افریقا مسلمان
north-eastern
U
وابسته به شمال شرق ایالات متحده
The aircrafts was flying in a northerly direction.
U
هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
laplander
U
اهل در شمال اسکاندیناوی زبان لایلاندی
inkberry
U
درخت خاص شمال شرق امریکا
shaman
U
کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
trouvere
U
شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
declination
U
مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
bald eagle
U
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
fox grape
U
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
troy
U
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
bald eagles
U
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
white crappie
U
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
Nahavand
U
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
English style
U
[نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
Expressionism
U
[جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
new england
U
نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
gadwall
U
اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
gyrocompass
U
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
Ditterling
U
[تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
azimuth
U
نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
true track
U
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
jackrabbit
U
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
wimp
U
آدم دست و پا چلفته
[شمال آلمان]
[خفت آور ]
[اصطلاحات نوجوانان]
Hispano-Moresque
U
[سبک معماری ساختمان های شمال آفریقا در صده هشت تا پانزده میلادی]
lapland
U
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
blue laws
U
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
blue law
U
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
Indian summers
U
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summer
U
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
upstate
U
وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
arcturus
U
نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
rhaeto romanic
U
زبان لاتین سوئیس شرقی وایتالیای شمال شرقی
baltic
U
دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
electric circuit
U
مدار
and gate
U
مدار AND
absis
U
مدار
or circuit
U
مدار OR
orbits
U
مدار
theme
U
مدار
themes
U
مدار
orbit
U
مدار
pivots
U
مدار
pivoted
U
مدار
pivot
U
مدار
circuits
U
مدار
track circuit
U
مدار خط
circuit
U
مدار
orbited
U
مدار
zones
U
مدار
zone
U
مدار
circuity
U
مدار حرکت
circuit capacity
U
فرفیت مدار
circuit card
U
کارت مدار
circuit switching
U
انتخاب مدار
circuit resistance
U
مقاومت مدار
logic circuit
U
مدار منطقی
main circuit
U
مدار اصلی
circuit voltage
U
ولتاژ مدار
local circuit
U
مدار محلی
communication circuit
U
مدار ارتباطی
combinational circuit
U
مدار ترکیبی
circuit
U
مدار جریان
combined circuit
U
مدار مرکب
magnetic circuit
U
مدار مغناطیسی
clamping circuit
U
مدار محدودکننده
linear circuit
U
مدار خطی
circuit board
U
برد مدار
circuit board
U
تخته مدار
microphone circuit
U
مدار میکروفن
modulation circuit
U
مدار مدولاسیون
armature circuit
U
مدار ارمیچر
two wire circuit
U
مدار دوسیمه
circuits
U
مدار جریان
aperiodic circuit
U
مدار بی تناوب
mosatble circuit
U
مدار تک پایا
multiple circuit
U
مدار چندگانه
circuitry
U
مدار بندی
neural circuit
U
مدار عصبی
terminal
U
قطب مدار
terminals
U
قطب مدار
auxiliary circuit
U
مدار یدکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com